الله خدای دروغین


Гео и язык канала: Иран, Фарси
Категория: Религия


اسلام ، ویروسی که دشمن قسم خورده و سرسخت سه آرمان بزرگ بشری یعنی آبادی شادی و آزادی ست .

Связанные каналы

Гео и язык канала
Иран, Фарси
Категория
Религия
Статистика
Фильтр публикаций


شگفتی‌آور نیست که «مسئله اسلام» اکنون به‌صورت موضوع اصلی انتخابات ریاست‌جمهوری فرانسه درآمده است. تقریبا تمامی ۱۲ نامزد رسمی و غیررسمی این انتخابات اسلام را تهدیدی برای فرهنگ و شیوه زندگی فرانسوی می‌دانند. به گمان من، بسیاری از آنان در این زمینه اغراق می‌کنند. همچنین، رمان «تسلیم» میشل ولبک، آلامدترین نویسنده فرانسوی در حال حاضر، که در آن یک مسلمان رئیس‌جمهوری فرانسه خواهد شد، بیشتر یک فانتزی کودکانه است تا یک اثر ادبی جدی.

با این حال، تردیدی نیست که با توجه به سنجش‌های گوناگون افکار عمومی، اکثریت فرانسویان اسلام را خطری برای تمدن اروپایی می‌پندارند و دست‌کم یک‌سوم آنان حتی خواستار اخراج مسلمانان از کشورهای عضو اتحادیه اروپا هستند.

در همین حال، گرویدن به افراطی‌ترین، اگر نخواهیم بگوییم تروریست‌ترین، فرقه‌های اسلامی به‌ پدیده‌ای در حال رشد میان جوانان کمتر تحصیل‌کرده از خانواده‌های فقیر حاشیه‌نشین تبدیل شده است. بیش از ۵۰۰۰ تن از این جوانان، از جمله صدها دختر، با سفر به سوریه، کنار «خلافت اسلامی» یا داعش نبرد کردند. صدها تن دیگر کنار «القاعده ساحل» در کشورهای آفریقای غربی می‌جنگند.

آیا فرانسه در شکل دادن به این «هیولای اسلامی» دانسته یا ندانسته سهم داشته است؟ بسیاری از چهره‌های فرقه خمینیه تحصیل‌کرده پاریس بودند‌ــ علی شریعتی، ابوالحسن بنی‌صدر، حسن ابراهیم حبیبی و از نسل قدیم‌تر، مهدی بازرگان، کریم سنجابی و البته، امیرعلایی مذکور در بالا، تحصیل‌کرده فرانسه بودند. نویسندگان و دیگر «روشنفکران» فرانسوی در عرضه تصویر غلط اسلام صوفی و معنوی به‌عنوان یک «فرهنگ» و «تمدن» نقش داشتند. موزه‌های فرانسه، همراه دانشگاه‌ها، تمامی سهم کشورهایی مانند ایران و مصر در تمدن جهانی را زیر برچسب «اسلامی» عرضه می‌کنند.

دولت فرانسه، که خود را «عرفانی» یا لاییک (Laic) می‌خواند، با عرضه امتیازهای مالیاتی، کمک‌های جنبی و صدور جوازهای لازم، به پیدایش بیش از ۳۰۰۰ مسجد، «گروه فرهنگی» و مدرسه اسلامی یاری رسانده است. در بعضی موارد، گروه‌ها و موسسات اسلامی وابسته به دولت‌های خارجی از جمله ترکیه، الجزایر، مراکش و البته جمهوری اسلامی در ایران، از مزایای شبه‌ دیپلماتیک برخوردار می‌شوند.

واقعیت این است که کمتر از یک درصد مسلمانان و مسلمان‌زادگان فرانسوی را می‌توان مسلمان فعال دانست، به‌معنای اقامه صلات، روزه، سفر حج و دیگر مراسم و مناسک دینی. اکثریت آنان را می‌توان مسلمانان ساکت یا صامت به شمار آورد، کسانی که صدایشان شنیده نمی‌شود و چون اهل بمب‌گذاری، سر بریدن و سنگسار کردن نیستند کمتر به حساب می‌آیند.

فرقه خمینیه، اخوان‌المسلمین، بوکو حرام، طالبان، القاعده، جبهه نجات اسلامی و گروه‌های مشابه در نقش نمایندگان ۱.۳ میلیارد مسلمان جهان قرار گرفته‌اند و تصویری را که اسلام ۵۰ سال پیش داشت، به‌عنوان دینی عمیقا معنوی، به‌کلی تغییر داده‌اند. آن تصویر ترسناک نبود. تصویر تازه اسلام، از سوی دیگر، براستی ترسناک است.

اسلام سیاسی امروز یا به‌ گفته اعراب «تأسلم» (اسلام‌نمایی) وسیله‌ای شده است برای پول جمع کردن، رسیدن به قدرت سیاسی و کسب نفوذ با انتشار ترور و اختناق.

چهار دهه پیش، امیرعلایی به سابلیه وعده داد که «به‌زودی تصویر واقعی اسلام را خواهید دید». وعده او زودتر از آنچه تصور می‌کرد تحقق یافت. در انتخابات امسال، اکثریت فرانسویان درباره این تصویر نظر خواهند داد.


@allah_khodaye_doroghin

http://t.me/allah_khodaye_doroghin


⚡️اسلام و فرانسه؛
از فرشته تا هیولا


جوخه‌های ترور خمینی با ترور شهریار شفیق، چندین شخصیت‌های ایرانی و ‌د‌ه‌ها عملیات تروریستی دیگر، انفجار معنویت فوکو را از خیابان‌های تهران به خیابان‌های پایتخت فرانسه رساندند

«انفجار معنویت در خیابان‌های تهران»، این عبارت را میشل فوکو، که در زمان خود آلامدترین فیلسوف فرانسه بود، بیش از چهار دهه پیش برای توصیف کسب قدرت از سوی آیت‌الله روح‌الله خمینی به کار برد.

فوکو تنها «روشنفکر» فرانسوی نبود که دانسته یا ندانسته در نقش انقلابی رفت‌و‌برگشت قرار می‌گرفت. انقلابی رفت‌و‌برگشت کسی است که در آرزوی انقلاب است اما برای دیگران، فقط برای دیگران. آرزوی او این است که سفر کند و انقلاب دیگران را با‌ لذت بنگرد اما به محض آنکه سختی‌ها ظاهر شدند، به وطن خود برمی‌گردد.

انقلابی رفت‌‌و‌برگشت مانند کسانی است که صحنه استریپ‌تیز را از یک پنجره کوچک شیشه‌ای می‌نگرند و لذت می‌برند.

چند هفته پس از روی کار آمدن «امام» خمینی، مارک کراوتز، خبرنگار روزنامه پاریسی لیبراسیون گزارش داد که «انقلاب اسلامی» علیه شاه شورش طبقه متوسط تهران و چند شهر بزرگ دیگر علیه نظام موجود بود. او از خانم‌های شیک‌پوش، آقایان تحصیل‌کرده در اروپا و آمریکا و دیگر «بورژواهای» مرفه گزارش داد که دنبال «معنویت» بودند و شاه را مانعی در راه رسیدن به آرمانی انتزاعی می‌دانستند.

در زمان شاه، مادی‌گرایی، عشق به افزایش مصرف و خواسته‌های این‌جهانی، بخشی از قشرهای مرفه را نگران کرده بود. به گفته کراوتز، معنوی‌گرایی ایرانیان ممکن است کشور آنان را وارد شبی دراز و تاریک کند اما آنان چنان شبی را به روز دوران شاه ترجیح می‌دهند.

در همان زمان، آقایی به نام شمس‌الدین امیرعلایی در نقش سفیر «امام» خمینی در پاریس، در یک مصاحبه با ادوارد سابلیه، دبیر رادیو دولتی «فرانس انتر» از هدف‌های «انقلاب اسلامی» سخن گفت: «هدف امام ما ساختن جهانی است نو بر پایه صلح، محبت و معنویت.»

سابلیه که به‌سرعت در ردیف مخالفان خمینی‌گرایی قرار گرفت، در آغاز این گفته آندره مالرو، نویسنده و مشاور ژنرال دوگل، را نقل کرد که «قرن بیستم یا مذهبی خواهد بود یا وجود نخواهد داشت!» بدین‌سان، «انقلاب اسلامی» ایران سرآغاز امواجی بود از معنویت که به‌تدریج دیگر کشورها را در بر خواهد گرفت.

در آن زمان، مسلمان شدن در چارچوب صوفی‌گرایی، خواندن اشعار مولوی و گوش دادن به قوالی نصرت علی‌خان بین روشنفکران فرانسوی مد شده بود. نویسندگان، شاعران، طراحان رقص باله، خودفیلسوف‌پنداران و حتی فوتبالیست‌ها و کمونیست‌های دلزده از مارکسیسم به اسلام، البته در نسخه «روحانی» آن، می‌گرویدند.

با این حال، تنها چند هفته پس از پیام امیرعلایی درباره «صلح و محبت» حکمرانان جدید تهران با اعزام یک جوخه مرگ به پاریس، توانستند دریابان شهریار شفیق را به قتل برسانند. پس از آن، پیام «صلح و محبت» با ترور ۱۷ شخصیت ایرانی دیگر در پاریس ادامه یافت. اما این پیام «صلح و محبت» به ایرانیان تبعیدی محدود نمی‌شد. جوخه‌های ترور خمینی با انفجار ایستگاه راه‌آهن زیرزمینی سن‌میشل، با آتش زدن رستوران یهودی در مرکز پاریس، با کشتن دو پلیس فرانسوی و بیش از ۳۰ عملیات تروریستی دیگر، انفجار معنویت فوکو را از خیابان‌های تهران به خیابان‌های پایتخت فرانسه رساندند.

چهل سال بعد، تصویر اسلام در ذهن فرانسویان
تیره‌ و ‌تارتر از همیشه است. پیروان آیت‌الله خمینی و پس از آنان، مریدان «خلافت اسلامی»، فعالان «اخوان‌المسلمین» و دیگر گروه‌های تروریستی اسلام‌گرا تصویری از اسلام عرضه کرده‌اند به تصویر صوفی‌گرانه خیالی شباهتی ندارد.

چهل سال پیش، اسلام هنوز می‌توانست هر سال به‌طور متوسط بین دو تا سه هزار غیرمسلمان را به خود جلب کند. امروز، روند معکوس در جریان است زیرا هر سال، هزاران مسلمان یا مسلمان‌زاده از دین نیاکانی دور می‌شوند و حتی به مسیحیت یا بوداگرایی می‌گروند.

بر اساس برآوردهای وزرات کشور فرانسه، جمعیت مسلمانان و مسلمان‌زادگان فرانسه در حد هشت تا نه درصد کل جمعیت متوقف مانده یا رو به کاهش آهسته اما مداوم است.

چند دهه پیش، گزارش موسسه مونتین (Montaigne Institut) با عنوان «یک اسلام فرانسوی ممکن است» جدی گرفته می‌شد. یک خیابان کوچک در محله دهم پاریس (Rue des Petites Ecuries) به‌عنوان سمبل همزیستی اسلامی عرضه می‌شد. در آن خیابان کوچک، مسلمانانی که در کشورهای زادگاه خود سر یکدیگر را می‌بریدند کنار هم در صلح و محبت زندگی می‌کردند. امروز، فرانسه شاهد نبردهای مسلحانه بین گروه‌های مختلف مسلمانان است (تازه‌ترین نمونه آن جنگ میان چچن‌ها و مراکشی‌ها در شهر لیموژ است که پس از رابطه میان یک دختر مراکشی و یک پسر چچنی اتفاق افتاد).


👇👇👇👇👇

@allah_khodaye_doroghin


Репост из: Неизвестно
Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram
دکتر تقی‌زاده:
خطری بزرگ‌تر از روسیه در کمین منابع گازی ایران

گذشته از تاریخ که مسیر آن با شکل گرفتن انقلاب در ایران تغییر کرد، اقتصاد و جغرافیای سیاسی ایران نیز دستخوش تغییر شد؛ چنان‌که امروز، در کنار تمامی دیگر مؤلفه‌های عقب‌ماندگی از خود، ایران به‌جای قرار داشتن در مقام صادرکننده بزرگ نفت و گاز، نفت قاچاق می‌فروشد و به نحو خجالت‌باری واردکننده گاز برای تأمین مصرف داخلی رو به افزایش است...


@allah_khodaye_doroghin

http://t.me/allah_khodaye_doroghin


💧بخشهایی از کتاب فروهر
نوشته : میثرا اشوان

💥از مطالب پیشین کانال


فرزند عزیزم !
شرارۀ شَر را ، جهلِ آدمی شُعله ور میکند!
خِردِ تربیت شدۀ پُرشعور ، به ریسمانِ هیچ مکتبی چنگ نمیزند . همۀ آنان که با متوسّل شدن به مکتبی ، هویّتِ خود را ، به تعریف میکشند ، منزلتِ انسانی خویش را ، فهم نخواهند کرد . هیچ مکتبی ، حوصلۀ تعریف انسانی ترا در خود ذخیره نکرده است تا ترا ، به فهمِ انسانی تو ، هدایت کند . هر مکتبی ، با عرضۀ تعریفِ خود ، ترا در خویش ، دفن میکند نه آن که ترا در خود ، معنا نماید . معنای حقیقی تو ، در خودِ توست؛ اگر تو ، به تعریفِ انسانی خود ، مُشرَّف شده باشی!



فرزندم !
اراذل دینی را ، جز نفسهای داغِ جَماع ، هیچ آبی تطهیر نمیکند . گاهی تصوّر میکنم ، بیهوده خود را در کاسۀ این بلاهت پیشگان ترید کرده ام .

بیشعوریِ توأم با جهالت را ، درازائی به وسعت تاریخ است ، آنان که تاریخ را از آخر میخوانند ، از فهمِ خِردِ کلانِ معانی تاریخ ، غفلت کرده اند . فساد خِرَد انسان ، جز به حیلۀ ماله کشان و متولّیان دین ، امکان پذیر نخواهد بود که بزرگترین مجتمع بیشعورانِ تاریخ بشر را ، متولّیان و ماله کشان دینی شکل داده اند .



فرزندم!
هر قلمی که ریختنِ خونِ انسان را ، به هر دلیل ممکنی ، مباح میداند ، بر احکامش تردید باید کرد . خِرَدی که تربیت نشده باشد ، شعورِ تعهّدش ، خلل پذیر است . خِرَدِ محبوس ، بانوی شعور
را ، عقیم خواهد کرد . و شعورِ در قفس مانده ، پروازِ خِرد را ، فهم نخواهد کرد .

همواره باید از خود بپرسید که چرا الله عرب ، مدام به تلسکوپی تاریخی ، از رصد خانۀ هستی ، خاندان ابراهیم و محمّد و تبار او را ، در بین النّهرین رصد میکند ، تا در بَرَهوتِ شنهایِ سوزانِ عربستان ، مفقود نشوند؟

و چرا فرمانِ حفظِ قُلَّکِ کلانِ کعبه و بیت المقدّس را ، به هر قیمتی ، به ماله کشان و متولّیانِ دینِ ابراهیمی ، توصیه کرده است؟

چرا گروهی در این کرۀ مُعلّقِ در منظومۀ شمسی ، که در چرخشِ در مدارِ خود ، به تودۀ غباری بیش ، ماننده نیست ، مُصرّانه سعی دارند سایر انسانها را - که به قاعدۀ شپشی در خاک نیستند - به راه راست هدایت کنند .

چه کسی بر نادرستیِ خلقتِ انسان حکم رانده است که جمعی از جنسِ خود او ، به قدّاره هایی به خون نشسته ، برای درست کردن کژیهایش ، قد عَلَم کرده اند؟

کدام درستی در این هدایتِ انسانسوز ، نهان شده است که مرا و ترا و همۀ انسانها را ، قربانی آن کرده اند و به قبولِ آن احکامِ لایتغیّر اجبار میکنند؟

خونی که از شمشیرِ این به اصطلاح درستجویانِ آدمکش بر خاک میریزد ، از هر نادرستی ،
نادرستتر است ؛ که خطرناکترین مصوّباتِ قانون برای حیات بشر را ، همین متولّیان دین ، شکل میدهند .

مصوّبات اینان ، فرود آمده از آسمانی نامرئی است ؛ که ترا ، و هیچکس را ، هیچ زمان ، به
فهمِ آن مکان ، مجالی نخواهد بود . اینان درطول تاریخ ، نه تنها حیواناتِ بی زبان ، که انسانهای بیشماری را ، قربانیِ سنّتِ ابراهیمی کرده اند تا کعبه ای را ، و بیت المقدّسی را ، در شنزاری
برهوت حفظ کنند ، که همۀ نانشان ، در گرو حفظِ آن قُلّکِ چهاردیواری ، نهان شده است .

انسانی که خدای خود را ، در آسمانی نامرئی جستجو میکند ، هیچ زمان ، منزلتِ انسانی خود
را در زمین ، فهم نخواهد کرد .

#بخشهایی_از_کتاب_فروهر_نوشته_میثرااشوان



@allah_khodaye_doroghin

http://t.me/allah_khodaye_doroghin


ریشه های احکام اسلامی

💥از مطالب پیشین کانال


طبيعي است كه در محيط عربستان ، مثل هر سرزمين ديگري در 1400 سال پيش ، احكام مختلفي در مورد معاملات مختلف مثل خريد و فروش ، رهن ، اجاره ، قرض و ربا و امثالهم وجود داشت .

همچنين احكام ازدواج و طلاق داشتند كه حتي نام انواع طلاقهاي موجود در اسلام از محيط عربستان گرفته شده است مثل طلاق ثلاث و ايلاء و ظهار و عده نگه داشتن زن بعد از مرگ شوهر يا طلاق و امثالهم .

️در فقه اسلامي احكام به دو دسته ي تأسيسي و تصويبي تقسيم مي شوند . احكام تأسيسي احكامي اند كه بدون سابقه ي قبلي توسط محمد ابداع شده است و احكام تصويبي احكامي اند كه قبلا در محيط عربستان و جود داشته و محمد به آنان عمل كرده و بدين صورت وارد اسلام شده است.

️فقهاي اسلام نيز معتقدند كه بيشتر احكام فقهي تصويبي اند يعني از محيط گرفته شده اند البته محمد گاه تغييراتي در آنان داده است .

️احكام قضائي اسلامي كه عمدتا بسيار خشونت آميزند نيز در محيط عربستان و هم در تورات وجود دارند مثل رجم یا سنگسار و بريدن دست و قصاص و امثالهم .

در كشفيات باستانشناسي در منطقه ي شوش در سال 1904 الواح باستاني اكدي يافت شد كه مربوط به 3700 سال پيش است ( 1686-1728 پیش از میلاد ) بر يك لوح بزرگ ، 282 قانون حقوقي از حمورابي پادشاه برجسته ي بابلي به خط ميخي وجود دارد .

️اين قوانين منظم ترين و كاملترين مجموعه ي حقوقي باستاني است و بصورت جزئي وارد بسياري مباحث حقوقي شده است . و شامل مجموعه اي از قوانين خشن و ملايم و ظالمانه و عادلانه است.

️ده فرمان تورات و بسياري از قوانين حقوقي دیگر تورات تقريبا بطور تحت الفظي از قوانين حمورابي گرفته شده است و سپس اين قوانين تقدس یافته به اسلام راه يافته است.

مثلا قصاص كيفري است كه در آسيب جسمي ، بر جنايتكار اعمال مي شود و مساوي با جنايت است . مثلا اگر كسي عمدا ديگري را كشت ، كشته مي شود يا اگر چشم كسي را كور كرد چشمش را كور مي كنند.

👆این عمل از قوانين حمورابي گرفته شده است. قصاص در قرآن در آياتي چند مورد تأييد قرار گرفته است از جمله :

بقره 194: پس هر كس بر شما تعدى كرد همان گونه كه بر شما تعدى كرده بر او تعدى كنيد.

مائده 45: و در [ تورات ] بر آنان مقرر كرديم كه جان در مقابل جان و چشم در برابر چشم و بينى در برابر بينى و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان و زخمها قصاصى دارند و هر كه از آن [ قصاص ] درگذرد پس كفاره [ گناهان ] او خواهد بود و كسانى كه به موجب آنچه خدا نازل كرده داورى نمي كنند آنان خود ستمگرانند.

👆اين آيه عينا شبيه به قوانين 196 تا 205 حمورابي است.

بن مایه ها :
بلوغ الارب ، جلد 2


#ریشه_احکام_اسلامی


@allah_khodaye_doroghin

http://t.me/allah_khodaye_doroghin


Репост из: Неизвестно
Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram
💧زمانیکه مارکسیست بودم

#کریستوفر_هیچنز

با زیرنویس فارسی


@allah_khodaye_doroghin

http://t.me/allah_khodaye_doroghin


🌘 از گزافه گویی های الله

هر زمان در برابر این پرسش قرار می گیرم که منتقدانه ترین کتاب را در مورد الله و اسلام معرفی نمایم، بدون اندکی درنگ نام "قرآن" را می برم؛ زیرا هیچ کتابی همانند قرآن نمیتواند و نتوانسته ماهیت "الله" ، "اسلام" و "پیامبر" این دین را نشان دهد.

از آنجا که این کتاب ما بین فِرَق اسلامی مشترک و فصل الخطاب است و از سوی دیگر مسلمین معتقد به عدم تحریف آن هستند میتواند راهگشا باشد. نکته بایسته و شایان توجه این است که آیات این کتاب را کلام خودِ اللّه ميدانند و برايش اعتبارى مطلق قائلند. پس بهتر است که برای شناخت "الله" بسراغ کلام او رویم که گفته اند ...

جدا از اینکه یک مسلمانِ مومن در مورد خدایش چه می گوید و چه بر زبان می آورد، وقتی به کتاب همان الله نگاهی می اندازیم با موارد عجیب و باورنکردنی ای روبرو میشویم که اندکی دقت و تامل در آن ما را از پذیرش خدایی چون او منصرف می کند...

در این متن بدنبال بررسی یکی از گزافه گویی های الله هستیم که همانند سبک مغزان ادعایی را طرح می کند و سپس ادعایش را تغییر داده، سبب این تغییر ادعایش را علم حادث خود عنوان می کند. در واقع در این آیات که بررسی خواهیم نمود الله مرتکب چند عمل اشتباه می شود؛

🔻ابتدا ادعای گزافی را مطرح می کند
🔻سپس متوجه اشتباه خود شده آنرا اصلاح می کند
🔻سبب این تغییر ادعا را نیز "علم حادث" خود ذکر می کند؛ حال آنکه همین خدا ادعا نموده به احوال موجوداتش قبل از خلقت و بعد از آن آگاهی کامل داشته است.

محل بحث و بررسی ما در این متن، دو آیه ۶٥ و ۶۶ سوره انفال می باشند. ابتدا آیات را با ترجمه آن می آوریم؛

♦يأيهّاالنبي حَرّض المومنينَ علي القتال ( ای پیامبر، مومنان را به جنگ ترغیب کن)، إن یکُن منكم عشرون صابرونَ يغلبُوا مائتين ( از شما اگر بیست نفر صابر باشد بر دویست نفر غلبه می کنند)، و إن يكُن منكُم مائةٌ يغلبُوا ألفاً ( و از شما اگر صد نفر باشد بر هزار نفر پیروز می شود)، منَ الذين كفروا بأنّهم قومٌ لا يفقهون ( بخاطر اینکه کفار قومی نفهمند) - (آیه ۶٥)


🔹نکات آیه ی فوق چنین اند:
اگر مومنان صابر و پایدار باشند،
بیست نفر از آنان حریف دویست کافر می شوند ( هر نفر، حریف ده نفر)
صد نفر از مومنان، حریف هزار نفر از کفار می شوند ( هر نفر، حریف ده نفر)
در انتها نیز اشاره می کند این برتری بخاطر این است که کفار انسانهایی "نفهم" هستند.


🔹 اما الله که متوجه می شود ادعای و وعده ی گزافی را داده در آیه ی بعد سعی می کند این حکم را تخفیف دهد. نکته جالب این است که الله سبب این تخفیف را هم اعلام می کند که عذر بد تر از گناه است. حال به آیه ۶۶ سوره انفال و نکات آن نگاهی خواهیم داشت.

♦الان خفَّفَ الله عنكم ( اكنون خدا بر شما تخفيف داد)، و عَلِمَ أنَّ فيكم ضعفاً ( و " دانست" كه در شما ضعف است)، فأن يكن منكم مأئةٌ صابرةٌ يغلبوا مائتين ( اگر یکصد نفر از شما صابر باشند، بر دویست نفر غلبه می کنند)، و إن يكن منكم ألفٌ يغلبوا ألفين باذن الله و الله مع الصابرين ( و اگر هزار نفر باشد بر دو هزار نفر غالب آیید، به اذن خدا و خدا با صابران است)


نکات این آیه چنین است؛
🔻در این آیه نیز شرط صابر بودن همانند قبل ذکر شده است.
🔻می گوید اگر صد نفر مومن باشند، حریف دویست نفر کافر می شوند ( هر نفر، حریف دو نفر)
🔻اشاره می کند اگر هزار نفر مومن باشند، حریف دو هزار نفر کافر خواهند شد(هر نفر ، حریف دو نفر)
🔻 در این آیه قید " نفهم" دانستن کفار نیز برداشته شده است. ظاهرا الله متوجه شده است که این قید "نفهم" بودن شایسته خود اوست، زیرا
🔻الله سبب تخفیف حکم و ادعای خود را با کلمه "عَلِمَ" يعني (دانست، كه به خود نسبت داده) ذکر می کند. در واقع الله بشکل ضمنی اشاره می کند که"نسبت به حال و احوال یاران خود در نوعی جهل و نفهمی بسر میبرده" و بعد ازحالات آنان متوجه خبط و خطای ادعای خود شده و سپس هشت نفر به یاران خود تخفیف داده و از ادعای اولیه عدول نموده است.


📌این آیات بخوبی نشان دهنده گزافه گویی های الله، عدم علم او به احوال مخلوقاتش، دشنام گویی های بلاوجه در حق دیگران است. عجیب است که بتوان چنین موجودی را که بواسطه تغییر حالات یارانش دائم در نوسان و تذبذب است بعنوان خالق عالِم و قادر و حکیم شناختگری کرد.


✍ ایمان سلیمانی امیری


@allah_khodaye_doroghin

http://t.me/allah_khodaye_doroghin


Репост из: الله خدای دروغین
ایمان مذهبی متوقف‌کننده مکالمه است. دین تنها حوزه‌ای در گفتمان است كه در آن مردم به طور سیستماتیک از تقاضای ارائه مدارک برای دفاع از عقاید محكم خود معاف می‌شوند و با این‌حال غالباً همین عقاید محکم تعیین می‌کنند که آن شخص برای چه چیزی زندگی می‌کند، برای چه چیزی می‌میرد و اغلب اوقات برای چە چیزی دیگران را می‌کُشد. وقتی اهمیت چیزی خیلی زیاد است، انسان ناچار بین مکالمه و خشونت باید یکی را انتخاب کند.

👤 #سم #هریس

@allah_khodaye_doroghin

http://t.me/allah_khodaye_doroghin


كورش سپيده دم قاصدى نزد شاه ارمنستان فرستاد و به او پيام داد كه «كورش از تو خواهش مى كند كه سپاهيان و تنخواهى را كه بر ذمه خود دارى فورا بفرستى» و به قاصد گفت: اگر از تو سؤال شد كه كورش كجاست، حقيقت را بگو كه من در سرحد منتظر ايستاده ام. اگر از تو پرسيد كه شخص من در خط مرزى حضور دارم، بگو اطلاعى ندارى. چنانچه از شماره ما پرسيد بگو كسانى بفرستد و تحقيق كند.

كورش قاصد خويش را بدينقرار تعليم داد زيرا فكر مى كرد بهتر است با اطلاع قبلى وارد سرزمين خصم شود تا بدون اطلاع و پنهانى. خود نيز با افراد مهيا شدند كه اگر كار به نبرد كشيد از همه جهت آماده كارزار باشند. پس سربازان خود را از وارد ساختن هر خسارتى نهى كرد و چنانچه از ارامنه كسى را ديدند، باب صحبت بگشايند و اعتمادش را جلب نمايند و كارى كنند كه مردم حاضر شوند آذوقه و خواربار لازم در اختيار سپاهيان بگذارند.


پایان بخش سیزده 

ادامه دارد ...

#کوروشنامه


@allah_khodaye_doroghin

http://t.me/allah_khodaye_doroghin


🎗کوروش به روایت گرنوفون

بخش سیزده


👈کوروش راهی ارمنستان میشود

سياكزار به سرعت سواران و پياده نظام خود را مجهز كرد و با ارابه هايى پر از گندم به سوى سرحد رهسپار شد. كورش پس از قربانى، رسولانى نزد سياكزار فرستاد و از او بهترين سواران جوان را طلب كرد. سياكزار فقط عده قليلى نزد كورش فرستاد و خود با عمده قوا به طرف سرحدات آسور حركت كرد. و كورش به عنوان شكار به سرحدات ارمنستان رو آورد و درست مانند ايامى كه به شكار و تفرج مى رفت به سرحد نزديك شد.

هنوز بيش از اندك مسافتى نپيموده بود كه خرگوشى از تل خاك بيرون جست. همان لحظه عقابى تيزپر بر سر خرگوش فرود آمد و او را محكم در چنگال آهنين خويش گرفت و طعمه خود را به بلندى برد. كورش اين واقعه را به فال نيك گرفت، شكر خدا را به جاى آورد، آنگاه رو به ياران خود كرد و گفت: «رفقا ، خدا بشارت داد كه شكار نيكويى خواهيم داشت»

چون به سرحد رسيد به شكار پرداخت و سواران و پياده ها به دنبال او به راهپيمايى پرداختند و چنين وانمود كردند كه مترصدند شكار از پناهگاه خارج شود. سواران و پياده نظام عده بسيارى گراز و گوزن و ساير وحوش را به پيش انداخته شكار كردند. به همين منوال شكاركنان به خط سرحدى رسيده به استراحت پرداختند. فرداى آن شب شكاركنان به سوى كوهستانهاى مورد نظرشان نزديك شدند. پس از خاتمه شكار باز به استراحت پرداختند. چون كورش از حضور سپاهيان سياكزار مطلع شد پيام فرستاد كه در فاصله دو فرسنگى آن محل ايست كنند و فرمانده آنها پس از شام پيش او بيايد. كورش پس از استراحت سران دسته را گرد خود جمع كرد و گفت: «رفقا، شاه ارمنستان، سابق بر اين متحد و خراجگزار سياكزار بود. اما امروز كه دشمن به سوى سياكزار رو آورده است، غدر و خيانت پيشه گرفته است و سپاه و خراجى را كه بر عهده دارد نفرستاده است. بر ماست كه او را گوشمال سختى بدهيم. اما نقشه من از اين قرار است که تو اى كريزانتاس، پس از اندك استراحت نيمى از سربازان پارسى را كه همراه ما هستند با خود بگير و به سمت كوهستانى كه مى گويند چون ارامنه دچار ترس و وحشت شدند به آنجا فرار مى كنند برو و بر آن محل مسلط باش. من راهنما به تو مى دهم. مى گويند آن كوهها از جنگل مستور است پس به سهولت مى توانى خود را در آن محل مخفى كنى، چنانكه كسى متوجه نشود. مع هذا، تنى چند از افراد خود را به شكل دزدان درآور و آنها را با لباس ژنده و در هيئت راهزنان از جلو بفرست اگر اين عده با چند نفر از ارامنه برخورد كردند بايد آنان را دستگير كنند تا هياهو برپا نشود و از حضور ما اطلاعى نيابند و اگر موفق به دستگير كردنشان نشدند بايد آنها را فرارى دهند تا متوجه افراد ديگر نشوند و مطلب به تصور اينكه با تنى چند از دزدان تصادم كرده اند ختم شود. اين است آنچه تو بايد انجام دهى. من در طليعه صبح با بقيه سپاهيان، يعنى پياده نظام، و تمام سواره نظام حركت خواهم كرد و يكسر به سوى اقامتگاه شاه ارمنستان مى روم. اگر شاه درصدد مدافعه از خويش برآمد بايد به مصاف پرداخت. اگر خود را از جلگه عقب كشيد بايد ناچار به تعاقبش اقدام كرد. و اگر خواست به سوى كوهستان متوارى شود، بر تو است كه راه بر آنان ببندی. ما واقعا به شكار بزرگى همت گماشته ايم. بايد از گذرگاهها مراقبت كنى، يعنى قبل از اينكه شكار آغاز شود راه گريز بر فرارى ها ببندى. و فراموش مكن آنان كه معابر را سد مى كنند، بايد در كمين باشند و از نظر شكار فرارى كاملا پنهان بمانند. اما متوجه باش كه شكارى كه در كمين آن نشسته اى شكارى عادى نيست. امروز به سپاهيانت استراحت بده تا خوب بخوابند و در هنگام كارزار آماده و بانشاط باشند»

كريزانتاس پس از شنيدن اين تعليمات از زبان كورش خيلى مغرور شد كه مورد اعتماد كورش قرار گرفته است. پس راهنماها را با خود برداشت و دستورهاى لازم به كسانى كه همراه او مى بايست حركت كنند داد و براى استراحت به گوشه اى رفت و خوابيد. پس از استراحت كافى، جملگى آماده شدند و به سوى كوهستان عزيمت نمودند.


👇👇👇👇👇

@allah_khodaye_doroghin


کوروش به روایت گرنوفون بخش سیزده


قوانین حمورابی با اخلاقیات و مذهب مرتبط نبوده و از این رو با دیگر قانون های خاورزمین تفاوت دارد .

مقصران و بزهکاران از آن جهت کیفر میبینند که به افراد جامعه زیان رساندند

پایه کیفرها بر اساس قصاص قرار دارد ؛ چشم در برابر چشم، دندان در برابر دندان

این قاعده تا آنجا اجرا میشده که مثلا بنده نافرمان را گوش میبریدند ، فرزند جسور را زبان، جراح غیرماهر را دست و کیفر دزد مرگ بوده و ...

و از خصوصیات این قانون آنست که انتقام انفرادی ممنوع بود و این مفهومش این است که دولت بابل بدرجه ای از تمدن رسیده بود که دولت دادخواهی را برعهده میگرفت .

#قوانین_حمورابی


@allah_khodaye_doroghin

http://t.me/allah_khodaye_doroghin


قانون22-
اگر شخصی مرتكب سرقت و گرفتار شود ، به مرگ محكوم خواهد شد

قانون23-
اگر سارق دستگير نشود ، شخصی كه از او سرقت شده بايد در محضر همگان شرح اموال مسروقه ی خود را بيان كند و حاکم شهر و حكمرانی كه در ولايت او … سرقت رخ داده بايد هر آنچه از او به سرقت رفته جبران كنند… ( این قانون بی نظیر و با در نظر گرفتن زمان و دوره اعجاب انگیز است )

قانون55-
اگر شخصی آبراه خود را برای آبياری باز كند و از آن غفلت نمايد و آب مزرعه ی مجاور را فراگيرد بايد غلات را بر مبنای (خسارت ) مزرعه ی مجاور تاديه كند …

قانون109-
اگر اشخاص بدی در خانه ی شراب فروش گرد آيند و شراب فروش آن اشخاص بد را دستگير نكند و به كاخ نياورد آن شراب فروش به مرگ محكوم خواهد شد …

قانون195-
اگر پسری پدرش را كتک بزند ، دستش بريده خواهد شد

قانون196-
اگر شخصی چشم شخص ديگری را كور كند چشم او كور خواهد شد …

قانون 229_
اگر بنایی برای كسی خانه ای بسازد و ساختمان  را بی عيب و نقص نسازد و خانه ای كه ساخته ويران و سبب مرگ صاحبش شود … آن بنّا به مرگ محكوم خواهد شد

و نمونه های دیگر 👈اگر مردی به هنگام اهدای یك مزرعه ، باغ میوه ، خانه یا اجناسی به همسر خود ، با او پیمان نامه مهر شده منعقد كرد ، فرزندان زن نباید بعد از مرگ شوهر ، ادعایی بر علیه او كنند .

و یا اگر شخصی برای پسر خود همسری انتخاب كرد اما خود نیز با آن زن هم آغوش شد ، باید آن شخص را به جسم سنگینی ببندند و در آب بیندازند و یا هر كس در این سرزمین می تواند مالكیت اموال خود را به همسر یا دخترش و یا غیره واگذار كند.

و یا  اگر مردی به همسر شخص دیگری نظر داشت اما كار به جایی نبرد ، باید آن شخص بازداشت شود و نیمی از موهایش تراشیده شود

و یا اگر زنی ولگرد بود و در نتیجه از خانه و مردش غافل شد سزای او مرگ است

در اینجا  لازم به ذکر است که قانون سنگسار متعلق به قوانین حمورابی نبوده است البته درباره‌ی مجازات زن به جرم زنا و خیانت در قوانین حمورابی در بابل ، به غرق کردن زن اشاره شده و موضوع سنگسار نیامده است

بسیاری از قوانین حمورابی پس از حمورابی تدوین و به مرور وارد ادیان نیز شده اند.در قوانین حمورابی همه آزادند و بطور کلی در این قوانین فرقی میان زن و مرد قائل نشده اند همچنین در این قوانین همه در برابر قانون مساوی بوده و برتری نژادی وجود نداشت و فرقی میان بابلی و نژاد غیر از او وجود نداشت .

در آن دوره مردم سه دسته بودند :
1) آزاد
2 ) آزاد شده
3 ) برده

و چهار طبقه داشتند :
1 ) روحانیون
2 ) کارمندان دولت
3 ) سربازان
4 ) بازرگانان و پیشه وران و کشاورزان و دامداران

براساس قوانین حمورابی قوانین اجتماعی زیر در آن دوره وجود داشته است :

در آن دوره کنیز و برده نیز میتوانست مالک باشد همچنین کشتن افراد بدون محاکمه جرم محسوب میشد . برای هر مردی ، زن فقط یکی بود و زن دومی در کار نبود اگر زنی نازا بود مرد میتوانست زن دیگری اختیار کند . ضمن اینکه زندگی زناشویی بدون قرارداد ، قانونی نبود

اگر مرد آزاد یک کنیز را به زنی میگرفت آن زن پس از پیوند زناشویی آزاد محسوب میشد .

اگر مردی زنش را طلاق میداد باید جهیز او را به همراه یک سهم پسری از مال خود به او میداد و اگر زن نازا بود فقط جهیزش را و در صورت خیانت زن ، را به درون آب می انداختند تا غرق شود .

زن از شوهرش ارث میبرد علاوه بر جهیزش ، اما مرد از زن ارث نمیبرد ،

زن پس از مرگ شوهر و بیوه شدن میتواند برای خود شوهر اختیار کند و اگر فرزندان مانع شوند، دادگاه دخالت کرده و اگر فرزندان شوهر اول باشد دادگاه قیم و سرپرست معین میکند و مقداری از ترکه شوهر اول را در اختیار شوهر دوم قرار میدادند تا از فرزندان نگه داری کنند و اجازه دخل و تصرف در این اموال را نداشتند

فرزندان از هر پدری بودند به صورت مساوی از مادر ارث میبردند

البته پدر و یا مادر میتوانست وصیت کند که بخشی از اموالشان به فرزند محبوبشان ارث برسد

دخترانی که جهیزیه داشتند از ارث محروم میشدند اما دختران بدون جهیزیه در ارث با پسران برابر بودند

زن میتوانست اموال خود را اداره کند اجاره دهد تجارت کند و یا ببخشد و حتی میتوانست در شمار روحانیون درآید

در قوانین حمورابی دختران و بیوه ها مستقلا محاکمه میشدند

قوانین حمورابی درباره زن از حقوق رومی مساعدتر و موافقتر بوده است



👇👇👇👇👇

@allah_khodaye_doroghin


تصویری از زمان کشف قانون حمورابی در شوش.

قانون حَمورابی که به دستور حمورابی، شاه بابل نوشته شد، شامل ۲۸۲ ماده در باب حقوق جزا و حقوق مدنی و حقوق تجارت است. ستونی که قوانین حمورابی بر روی آن حک گردیده از بازالت است و در حدود ۲٫۵ متر ارتفاع دارد. متن قوانین گرداگرد این ستون در ۳۴ ردیف به خط میخی نوشته شده‌است.

ستون حاوی قانون حمورابی در اوایل سال ۱۹۰۱ توسط گروه اکتشافی ژاک دو مورگان در شوش خوزستان توسط گوستاو ژاکیه از دل خاک بیرون آمد.

شوتروک ناهونته پادشاه عیلام در سده دوازدهم پیش از میلاد پس از فتح بابل این ستون را از شهر سیپ پار به کشور خود آورد. ستون مذکور هم‌اکنون در موزه لوور، پاریس نگهداری می‌شود.

👇👇👇👇👇

@allah_khodaye_doroghin


🌓 قوانین حمورابی

حمورابی ششمین پادشاه از اولین سلسله پانزده نفری سلاطین بابل و موسس و بانی حقیقی مملکت بابل بود. حمورابی همان امورافل پادشاه (شنعار) است که در تورات (سفر پیدایش) از آن ذکر شده که پس از آنکه بر شهرهای کلده استیلا یافت و ایلامیها را که قرون متمادی در آن سرزمین سلطنت داشتند از کلده بیرون کرد و خود را سلطان عالم متمدن آن زمان (البته به جز مصر) نام داد.

سرزمین تحت حکومت حمورابی از جنوب غربی ایران تا دریای مدیترانه امتداد داشت اما جنگ های پی در پی که علت آن بر همگان مجهول است، سلطنت او را متلاشی کرد.

مورخان یونانی میگویند؛ در سرزمین عجایب و تاریخی بین النهرین صدها مایل مربع زمین های سبز و خرم و وادی های لم یزرع و اراضی خشک و باتلاقی دیده میشد که بواسطه مسدود شدن جویهای مصنوعی این اختلافات و جنگها ایجاد شده است. حمورابی سد سدیدی برای جلوگیری از طغیان آب دجله ساخت و نهرهای بیشماری که زمینهای کلده را مشروب میساخت را احداث کرد.

حمورابی آفتاب پرست بود و تمام قوانین و شرایع خود را از عطاهای خورشید میدانست. حمورابی پادشاهی بود رعیت دوست و مهربان، کرامت و مجد خود را از مردوخ دریافت کرده بود، او جهانداری بزرگ بود که قلمرو خویش را با تشکیلات منظم و قوانین متحد ساخت. قانون حمورابی بر روی سنگ ‌نوشته‌ای به طول دو و نيم، و عرض يك و نيم متر حك شده است كه برفراز آن تصوير مردی است كه در حال خضوع است که  لوحی را از شَمْس، خداوند آفتاب و عدالت، دريافت می كند. اين سنگ‌نوشته كه قديمی‌ترين و كامل‌ترين قوانين بشری بر آن نقش بسته است ، به حدود 4000 سال پيش تعلق دارد ، ماكت اين سنگ‌نوشته در موزه ايران باستان موجود و اصل آن به موزه لوور پاريس منتقل شده است.

حمورابي ( 1792 تا 1750ق.م ) يكی از بزرگ‌ترين فرمانروايان بين‌النهرين ، سرداری جنگاور ، سياستمداری ورزيده و قانون‌گذاری دقيق در آن زمان بود. البته درباره سال‌های سلطنت حمورابی بين مورخان اختلاف است. اما نظر غالب بر آن است كه وی ميان سال‌هاي 1704 تا 1662 پيش از ميلاد سلطنت كرده است.

مجموعه قوانين حمورابی را، با توجه به زمان تدوين آن، از شاهكارهای قانون‌گذاری می‌دانند و كشف سنگ‌نوشته این قوانین توانست به ادعای كسانی كه قوانين روم و يونان را تنها منبع قوانين فعلی و برجسته‌ترين آنها می ‌دانستند، خاتمه داد. گفته‌اند مجموعه قوانين حمورابی، پس از ويرانی سومر، از روی قوانين قديم سومری‌ها و عادات و رسوم آنها نوشته شده و بيشتر مندرجات آن از مجموعه قوانينی كه پادشاه “اور” تدوين كرده بود ، اقتباس شده است.

پايه قوانين حمورابی ، متكی بر مذهب و خواست پادشاه و اميال خواسته‌های نفسانی اين و آن نيست، بلكه بر مبنای رعايت عرف و عادت و سنن جاری، و رعايت منافع اجتماع تدوين و مقرر شده است. متن قانون نامه شامل يك مقدمه و يک مؤخره، به‌صورتی ادبی و مسجع است در بين مقدمه و مؤخره، مجموعه قوانين قرار دارند كه در 49 ستون عمودی يعنی به خط ميخی ، نگاشته شده‌است.

ویل دورانت مورخ نامی، درباره این قانون آورده است: روح این قانون بزرگ به مدت پانزده قرن با همه تغییراتی که در کشور پیش آمد نافذ بود، فقط در پاره ای از اوضاع و احوال تغییرات جزیی در آن داده شد.

خیلی از قوانین مدنی ادیان سامی ، برگرفته شده از قوانین حمورابی میباشد.  اما مفاد قوانین حمورابی درباره چه چیزهایی هستند؟

قانون های 1 الی 5 درباره اصول محاکمات

قانون های 6 الی 25 درباره دزدی و مجازات دزدان

قانون های 26 الی 41 درباره وظایف کارکنان دولت

قانون های 42 الی 65 درباره امور کشاورزی

قانون های 66 الی  99 ( این 35 ماده محو شده و از آنها اطلاعات ناقصی در دست است . ظاهرا اين امر به‌ دست پادشاه عيلام و پس از انتقال تخته سنگ مذكور به شوش ، به‌منظور حك مواد جديد به‌جاي مواد محذوف صورت گرفته است )

قانون های 100 الی 127 درباره تجارت، قراردادها، بدهی ها و خرده فروش ها میباشد

قانون های 128 الی 191 قوانین مربوط به خانواده است

قانون های 192 الی 214 درباره مجازات و قصاص میباشد

قانون های 215 الی 252 درباره حقوق حرفه ای پزشکان، معماران، کشاورزان و دهقانان است

قانون های 253 الی 277 درباره اجاره .

قانون های 278 الی 282 درباره برده داری میباشد.

👈نمونه هایی از قوانین حمورابی👇

قانون 1-
اگر شخصی به شخص ديگر اتهام بزند و او را به قتل متهم كند ، اما نتواند آن را ثابت كند متهم كننده به مرگ محكوم خواهد شد

قانون5-
اگر قاضي حكمي اعلام كند ، تصميمي بگيرد  يا رأیی صادر كند و طبق موازين امضاء و مهر كند و پس از آن حكم خود را تغيير دهد قاضي مربوطه بايد پاسخ گو باشد … و بايد دوازده برابر مجازاتی كه در آن حكم آورده غرامت بپردازد …


👇👇👇👇👇

@allah_khodaye_doroghin


قوانین حمورابی


👇👇👇👇👇

@allah_khodaye_doroghin


💧چرا همه میمون‌ها تکامل نیافتند
و انسان نشدند؟


❌ ادعا: بر اساس نظریه‌ی فرگشت، انسان‌ها و شامپانزه‌ها از یک ریشه‌ی مشترک بوده‌اند، ولی امروزه تفاوت‌های فاحشی میان ما و آن‌ها وجود دارد. شامپانزه‌ها تکامل نیافتند و هنوز هم روی درخت زندگی می‌کنند، در حالی که انسان‌ به چنان پیشرفتی رسیده که می‌تواند به کره ماه هم سفر کند. این موضوع با نظریه‌ی فرگشت، تناقض اساسی دارد!

✅ پاسخ: در مورد بخش اول ادعا، پیشتر نیز خاطر نشان ساختیم که در نظریه فرگشت و انتخاب طبیعی چیزی به نام تکامل وجود ندارد و انسان‌ها نیز تکامل‌یافته‌ترین و یا پیشرفته‌ترین جانداران زمین نیستند.

نوع انسان تنها به لطف جهش‌هایی که ناخودآگاه و برای حفظ نسل خود طی چند میلیون سال اخیر برخوردار شده است، امروزه از نظر مغز و هوش از دیگر جانداران برتری یافته و به لطف همین هوش برتر توانسته است تمام نقاط ضعف خود را بپوشاند. برای مثال انسان در مقایسه با عقاب هم دید چشمی ضعیف‌تری دارد و هم نمی‌تواند پرواز کند، در مقایسه با میمون نمی‌تواند به راحتی از درخت بالا برود و از شاخ‌ها به شاخه دیگر بپرد و یا روی درخت بخوابد، انسان نمی‌تواند به سرعت کوسه‌ها و دلفین‌ها شنا کند یا مدت زیادی در زیر آب بماند. قدرت بدنی انسان از حیواناتی نظیر شیر، پلنگ،خرس و گراز بسیار کمتر است.

انسان نمی‌تواند صداهایی با فرکانس کمتر از ۲۰ هرتز و بیشتر از ۲۰ کیلو هرتز را بشنود. همچنین چشم انسان قادر به دیدن نورهای مادون قرمز و فوق بنفش نیست با این حال همین انسان به کمک هوش و قدرت تفکر و نیز بهره گرفتن از تجربیات گذشتگان خود توانسته است وسایلی بسازد و بیشتر نقاط ضعفش را بپوشاند؛ برای مثال او دوربین دید در شب و تلسکوپ را اختراع کرده است تا بهتر و قویتر ببیند. رادیو، تلویزیون، اینترنت و ماهواره را برای برقراری ارتباط راه دور با هم نوعان خود، اتومبیل و قطار را برای سرعت بخشیدن به حرکت، بالُن و هواپیما را برای پرواز کردن و کشتی و زیردریایی را برای حرکت در زیر دریا ساخته است.

همچنین درباره اینکه چرا انسان‌ها صاحب مغز و هوش بیشتر شدند، دلیل اصلی، انتخاب طبیعی بوده است. جد انسان‌ها و شامپانزه تا شش میلیون سال پیش همگی در جنگل زندگی می‌کردند، اما به دلیل برخی مسائل طبیعی مانند خشکسالی در جنگل‌های شرق آفریقا، این جانداران مجبور بودند برای مدتی از درخت‌ها پایین بیایند و در روی زمین به دنبال غذا بگردند. در این میان، گونه‌هایی شانس زنده ماندن داشتند که در اثر فرگشت‌های پیاپی صاحب پاهای قوی‌تر بودند و پس از کسب غذا می‌توانستند سریع‌تر بدوند و خود را به تک درختان امن‌تر برسانند.
این موضوع آغاز جدایی این گونه از خانواده هومینیدها بود.

پس از آن طی میلیون‌ها سال، گونه انسان‌نما با فرگشت‌های مختلف روبرو شد که در نهایت به انسان امروزی ختم شد، اما اجداد شامپانزه‌ها در منطقه‌هایی می‌زیستند که تغییرات طبیعی زیاد در آن‌جا روی نداد و به همین دلیل نیازی هم به فرگشت متفاوت‌تر نداشتند. البته شامپانزه‌های کنونی دقیقاً شبیه اجداد شش میلیون ساله پیش نیستند و تا حدود زیادی تغییر کرده‌اند.

در بدن انسان‌های امروزی نیز اندام‌های بدون کاربردی مانند دندان عقل، زایده آپاندیس و استخوان دنبالچه وجود دارند که در اجدادمان مورد استفاده بودند، ولی اکنون کاربردی ندارند و شاید در نسل‌های آینده به طور کامل حذف شوند.

گونه انسان طی چند صدهزار سال اخیر به آن درجه از سطح فکری رسیده است که با اختراع ابزاری مانند آتش، موفق شده تغییرات تحمیلی محیط بر روی بدن خود را تا حدودی متوقف کند. انسان‌های خردمند دیگر مانند حیوانات نیاز چندانی به سازگاری با تغییرات محیط طبیعی ندارند زیرا می‌توانند؛ مثلاً با وقوع دوره یخبندان، لباس بپوشند و خود را از گزند سرما و مرگ حفظ کنند. از این زمان به بعد دیگر برتری جسمی برای بقا و زنده ماندن اهمیت پیشین خود را برای انسان‌ها از دست داده است و در عوض برتری فکر و اندیشه و نیز همکاری در جهت کسب موقعیت بالای اجتماعی ارزشمند شده است.

منبع:
کتاب فرگشت و ژنتیک


@allah_khodaye_doroghin

http://t.me/allah_khodaye_doroghin


Репост из: Неизвестно
Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram
💧«فسیل و کربن 14»

با اجرای زئوس


@allah_khodaye_doroghin

http://t.me/allah_khodaye_doroghin


Репост из: Неизвестно
Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram
🟢 «انواع فسیل»

با اجرای زئوس

@allah_khodaye_doroghin

http://t.me/allah_khodaye_doroghin


در پایان روز بعد، تروریست‌های چریک که در جریان عملیات تعقیب و گریز دو گروهبان ژاندارمری را هم کشته بودند، تصمیم گرفتند تسلیم شوند. وقتی برای تسلیم به ژاندارمها نزدیک شدند، تیراندازی میشود و رحیم سماعی و اسحاقی در اثر شلیک ژاندارم‌ها کشته میشوند و فرهودی نیز زخمی میشود و در یک گودال می‌افتد و ساعتی بعد بازداشت میشود.

چهارم اسفند، دانش بهزادی که از مهلکه گریخته بود به یک آبادی می‌رسد و از موتوری‌های محل می‌خواهد در ازای پول فراوان او را به لاهیجان ببرند، اهالی روستا که از ماهیت وی خبردار شدند، سر او را هم شکستند و دستگیرش کردند و تحویل ژاندارم‌ها دادند.

هشتم اسفند، محدث قندچی تنها تروریست بازمانده گروه نیز که یک هفته در جنگل مخفی مانده (و به دلیل خوردن علف‌هایی که خوراکی تشخیص داده بود بیمار شده بود) خود را به یک خانه روستایی می‌رساند و از مردم محلی تقاضای کمک میکند، اما آنها او را شناسایی میکنند و تحویل نیروهای پلیس می‌دهند.


🔹عملیات مضحک سیاهکل به این شکل فضاحت‌بار پایان یافت، چریکها در سیاهکل شکست سختی خورده بودند و آقای پرویز‌ثابتی (رئیس اداره امنیت داخلی سازمان امنیت) نیز در کنفرانسی خبری ابعاد واقعی ماجرا را شرح داده بود،

اما از سوی مرتجعین سرخ، اطلاعات غیر واقعی و کاملا دروغ از این شکست به جامعه داده شد، تروریست‌ها تقدیس شدند و ترور و خشونت کور و بی‌رحمانه ارزشمند، تکرار دروغ‌ها نیز در طی سالیان دراز به این ماجرا جنبه اسطوره‌ای بخشید و از شکست مفتضحانه عملیات سیاهکل حماسه آفریده شد.


#مضحکه_ای_بنام_عملیات_سیاهکل


✍🏼مشروطیت
@allah_khodaye_doroghin

http://t.me/allah_khodaye_doroghin

Показано 20 последних публикаций.

578

подписчиков
Статистика канала