💧بخشهایی از کتاب فروهر
نوشته : میثرا اشوان
💥از مطالب پیشین کانال
فرزند عزیزم !
شرارۀ شَر را ، جهلِ آدمی شُعله ور میکند!
خِردِ تربیت شدۀ پُرشعور ، به ریسمانِ هیچ مکتبی چنگ نمیزند . همۀ آنان که با متوسّل شدن به مکتبی ، هویّتِ خود را ، به تعریف میکشند ، منزلتِ انسانی خویش را ، فهم نخواهند کرد . هیچ مکتبی ، حوصلۀ تعریف انسانی ترا در خود ذخیره نکرده است تا ترا ، به فهمِ انسانی تو ، هدایت کند . هر مکتبی ، با عرضۀ تعریفِ خود ، ترا در خویش ، دفن میکند نه آن که ترا در خود ، معنا نماید . معنای حقیقی تو ، در خودِ توست؛ اگر تو ، به تعریفِ انسانی خود ، مُشرَّف شده باشی!
فرزندم !
اراذل دینی را ، جز نفسهای داغِ جَماع ، هیچ آبی تطهیر نمیکند . گاهی تصوّر میکنم ، بیهوده خود را در کاسۀ این بلاهت پیشگان ترید کرده ام .
بیشعوریِ توأم با جهالت را ، درازائی به وسعت تاریخ است ، آنان که تاریخ را از آخر میخوانند ، از فهمِ خِردِ کلانِ معانی تاریخ ، غفلت کرده اند . فساد خِرَد انسان ، جز به حیلۀ ماله کشان و متولّیان دین ، امکان پذیر نخواهد بود که بزرگترین مجتمع بیشعورانِ تاریخ بشر را ، متولّیان و ماله کشان دینی شکل داده اند .
فرزندم!
هر قلمی که ریختنِ خونِ انسان را ، به هر دلیل ممکنی ، مباح میداند ، بر احکامش تردید باید کرد . خِرَدی که تربیت نشده باشد ، شعورِ تعهّدش ، خلل پذیر است . خِرَدِ محبوس ، بانوی شعور
را ، عقیم خواهد کرد . و شعورِ در قفس مانده ، پروازِ خِرد را ، فهم نخواهد کرد .
همواره باید از خود بپرسید که چرا الله عرب ، مدام به تلسکوپی تاریخی ، از رصد خانۀ هستی ، خاندان ابراهیم و محمّد و تبار او را ، در بین النّهرین رصد میکند ، تا در بَرَهوتِ شنهایِ سوزانِ عربستان ، مفقود نشوند؟
و چرا فرمانِ حفظِ قُلَّکِ کلانِ کعبه و بیت المقدّس را ، به هر قیمتی ، به ماله کشان و متولّیانِ دینِ ابراهیمی ، توصیه کرده است؟
چرا گروهی در این کرۀ مُعلّقِ در منظومۀ شمسی ، که در چرخشِ در مدارِ خود ، به تودۀ غباری بیش ، ماننده نیست ، مُصرّانه سعی دارند سایر انسانها را - که به قاعدۀ شپشی در خاک نیستند - به راه راست هدایت کنند .
چه کسی بر نادرستیِ خلقتِ انسان حکم رانده است که جمعی از جنسِ خود او ، به قدّاره هایی به خون نشسته ، برای درست کردن کژیهایش ، قد عَلَم کرده اند؟
کدام درستی در این هدایتِ انسانسوز ، نهان شده است که مرا و ترا و همۀ انسانها را ، قربانی آن کرده اند و به قبولِ آن احکامِ لایتغیّر اجبار میکنند؟
خونی که از شمشیرِ این به اصطلاح درستجویانِ آدمکش بر خاک میریزد ، از هر نادرستی ،
نادرستتر است ؛ که خطرناکترین مصوّباتِ قانون برای حیات بشر را ، همین متولّیان دین ، شکل میدهند .
مصوّبات اینان ، فرود آمده از آسمانی نامرئی است ؛ که ترا ، و هیچکس را ، هیچ زمان ، به
فهمِ آن مکان ، مجالی نخواهد بود . اینان درطول تاریخ ، نه تنها حیواناتِ بی زبان ، که انسانهای بیشماری را ، قربانیِ سنّتِ ابراهیمی کرده اند تا کعبه ای را ، و بیت المقدّسی را ، در شنزاری
برهوت حفظ کنند ، که همۀ نانشان ، در گرو حفظِ آن قُلّکِ چهاردیواری ، نهان شده است .
انسانی که خدای خود را ، در آسمانی نامرئی جستجو میکند ، هیچ زمان ، منزلتِ انسانی خود
را در زمین ، فهم نخواهد کرد .
#بخشهایی_از_کتاب_فروهر_نوشته_میثرااشوان
@allah_khodaye_doroghin
http://t.me/allah_khodaye_doroghin
نوشته : میثرا اشوان
💥از مطالب پیشین کانال
فرزند عزیزم !
شرارۀ شَر را ، جهلِ آدمی شُعله ور میکند!
خِردِ تربیت شدۀ پُرشعور ، به ریسمانِ هیچ مکتبی چنگ نمیزند . همۀ آنان که با متوسّل شدن به مکتبی ، هویّتِ خود را ، به تعریف میکشند ، منزلتِ انسانی خویش را ، فهم نخواهند کرد . هیچ مکتبی ، حوصلۀ تعریف انسانی ترا در خود ذخیره نکرده است تا ترا ، به فهمِ انسانی تو ، هدایت کند . هر مکتبی ، با عرضۀ تعریفِ خود ، ترا در خویش ، دفن میکند نه آن که ترا در خود ، معنا نماید . معنای حقیقی تو ، در خودِ توست؛ اگر تو ، به تعریفِ انسانی خود ، مُشرَّف شده باشی!
فرزندم !
اراذل دینی را ، جز نفسهای داغِ جَماع ، هیچ آبی تطهیر نمیکند . گاهی تصوّر میکنم ، بیهوده خود را در کاسۀ این بلاهت پیشگان ترید کرده ام .
بیشعوریِ توأم با جهالت را ، درازائی به وسعت تاریخ است ، آنان که تاریخ را از آخر میخوانند ، از فهمِ خِردِ کلانِ معانی تاریخ ، غفلت کرده اند . فساد خِرَد انسان ، جز به حیلۀ ماله کشان و متولّیان دین ، امکان پذیر نخواهد بود که بزرگترین مجتمع بیشعورانِ تاریخ بشر را ، متولّیان و ماله کشان دینی شکل داده اند .
فرزندم!
هر قلمی که ریختنِ خونِ انسان را ، به هر دلیل ممکنی ، مباح میداند ، بر احکامش تردید باید کرد . خِرَدی که تربیت نشده باشد ، شعورِ تعهّدش ، خلل پذیر است . خِرَدِ محبوس ، بانوی شعور
را ، عقیم خواهد کرد . و شعورِ در قفس مانده ، پروازِ خِرد را ، فهم نخواهد کرد .
همواره باید از خود بپرسید که چرا الله عرب ، مدام به تلسکوپی تاریخی ، از رصد خانۀ هستی ، خاندان ابراهیم و محمّد و تبار او را ، در بین النّهرین رصد میکند ، تا در بَرَهوتِ شنهایِ سوزانِ عربستان ، مفقود نشوند؟
و چرا فرمانِ حفظِ قُلَّکِ کلانِ کعبه و بیت المقدّس را ، به هر قیمتی ، به ماله کشان و متولّیانِ دینِ ابراهیمی ، توصیه کرده است؟
چرا گروهی در این کرۀ مُعلّقِ در منظومۀ شمسی ، که در چرخشِ در مدارِ خود ، به تودۀ غباری بیش ، ماننده نیست ، مُصرّانه سعی دارند سایر انسانها را - که به قاعدۀ شپشی در خاک نیستند - به راه راست هدایت کنند .
چه کسی بر نادرستیِ خلقتِ انسان حکم رانده است که جمعی از جنسِ خود او ، به قدّاره هایی به خون نشسته ، برای درست کردن کژیهایش ، قد عَلَم کرده اند؟
کدام درستی در این هدایتِ انسانسوز ، نهان شده است که مرا و ترا و همۀ انسانها را ، قربانی آن کرده اند و به قبولِ آن احکامِ لایتغیّر اجبار میکنند؟
خونی که از شمشیرِ این به اصطلاح درستجویانِ آدمکش بر خاک میریزد ، از هر نادرستی ،
نادرستتر است ؛ که خطرناکترین مصوّباتِ قانون برای حیات بشر را ، همین متولّیان دین ، شکل میدهند .
مصوّبات اینان ، فرود آمده از آسمانی نامرئی است ؛ که ترا ، و هیچکس را ، هیچ زمان ، به
فهمِ آن مکان ، مجالی نخواهد بود . اینان درطول تاریخ ، نه تنها حیواناتِ بی زبان ، که انسانهای بیشماری را ، قربانیِ سنّتِ ابراهیمی کرده اند تا کعبه ای را ، و بیت المقدّسی را ، در شنزاری
برهوت حفظ کنند ، که همۀ نانشان ، در گرو حفظِ آن قُلّکِ چهاردیواری ، نهان شده است .
انسانی که خدای خود را ، در آسمانی نامرئی جستجو میکند ، هیچ زمان ، منزلتِ انسانی خود
را در زمین ، فهم نخواهد کرد .
#بخشهایی_از_کتاب_فروهر_نوشته_میثرااشوان
@allah_khodaye_doroghin
http://t.me/allah_khodaye_doroghin