♦️آشوبناکیی آموزش روش تحقیق در علوم اجتماعیی ایران /۴
ص۲
✍️حسن محدّثیی گیلوایی
۲ اسفند ۱۴۰۳
خطایی بزرگ در روش تحقیق: یکسان گرفتن تحقیق کیفی و تحقیق تفسیری
بررسیها و مطالعات دو ماه اخیر ام در حوزهی روش تحقیق -بهعنوان کسی که برای اولین بار دورهای آموزشی را (کلیاتی در بارهی روش تحقیق) به تقاضای برخی دانشجویان تدریس میکنم- نشان میدهد که در علوم اجتماعیی ایران خطایی بزرگ در اغلب کتابها و جزوههای روش تحقیق رخ داده و در دهههای گذشته تکرار شده است. من هنوز امیدوار ام اشتباه از من باشد نه از مدرّسان و نویسندهگانی که کتابها و جزوههای روش تحقیق را ارایه داده اند و چنین محتواهایی را در کلاسها در مقاطع مختلف تحصیلی تدریس کرده اند!
این خطای بزرگ که سرمنشأ خطاها و کلیشههای نادرست متعدد دیگر شده است، خلط تحقیق کیفی و تحقیق تفسیری است. تقریباً اغلب استادان روش تحقیق ایرانی در سر کلاسها و در جزوهها و کتابهایشان تحقیق کیفی (qualitative research) را با تحقیق تفسیری (interpretive research) یکی گرفته اند و این سرچشمههای خطاهای بزرگی شده است و من به خاطر همین خطای بنیادی بهطور مداوم با همکاران ام در دانشگاه بر سر تصویب پروپوزالها و دفاع رسالههای کارشناسیی ارشد و دکتری درگیر بحث و گفتوگویی پایانناپذیر شده ام و انرژی و وقت صرف کرده ام. بگذارید از کتابهایی که در منزل در اختیار دارم مثالهایی را ذکر کنم (امیدوار ام دانشجویان محترم جزوههای روش تحقیق استادان روش تحقیق را برای من ارسال کنند تا آنها را منتشر کنم یا از آنها نیز مثالهایی ذکر کنم):
الف. خانم دکتر نجلا حریری در کتاب «اصول و روشهای پژوهش کیفی» (۱۳۸۵: ۳-۲؛ نشر دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، چاپ اوّل) نوشته اند:
«پژوهش کیفی شامل روشهای چندگانهای است که نسبت به موضوع مورد نظر خود رویکردی تفسیری و طبیعتگرایانه دارند. به این معنی که پژوهشگران کیفی پدیدهها را در محیط طبیعی آنها مورد مطالعه قرار میدهند و میخواهند این پدیدهها را بر حسب معنایی که افراد به آنها میدهند، ادراک یا تفسیر کنند» (حریری، ۱۳۸۵: ۳-۲).
ب. حسین خنیفر استاد دانشگاه تهران و ناهید مسلمی در کتاب «اصول و مبانی روشهای پژوهش کیفی» (۱۳۹۶، تهران: نشر نگاه دانش، چاپ اوّل) آورده اند:
«پژوهشگران کیفی بهصورت هدفمند نشانههای کوچک را بررسی کرده و به آنها توجه عمیق و ژرفنگرانه میکنند تا تصمیم بگیرند که چگونه رفتار کنند. در این صورت زمینه را قابل درک ساخته و دانش بیشتری در مرود فرهنگ طلب میکنند. آنها معتقدند که انسان در تار و پود معانی و مفاهیمی که خودش تنیده است معلق مانده است. بنابراین نیازمند یک علم تفسیری است که به دنبال معنا باشد» (خنیفر و مسلمی، ۱۳۹۶: ۲۲؛ تاکیدها در متن است).
ج. دکتر نوروز هاشمزهی استاد واحد شرق دانشگاه آزاد اسلامی در کتاب «اجرای تحقیق: مقدمهای بر روشهای خاص و عام پژوهش در واقعیت اجتماعی» (تهران: نشر علوم اجتماعی، چاپ اوّل، ۱۳۹۱) نیز تحقیقات کیفی و تفسیری را یکی میگیرد و در بارهی آن مینویسد:
«رویکردی که بر افتراق دانشهای طبیعی و انسانی از روزنه روش تأکید دارد. این رویکرد بر اکتشاف و درک دانش موجود تأکید میکند. این رویکرد از بعد هستیشناسی بر نسبیگرایی، سیّالیّت و پویایی استوار است. از نگاه این رویکرد واقعیّت حاصل توافقهای نمادین، کنشی و معنایی است. در این رویکرد انسان معنا تولید میکند نه ذهنی بلکه در اثر تعامل و میان ذهنیّت و دوگرایی نیز وجود ندارد. انسان دارای اراده است که آن اراده بر محیط تقدّم دارد. از بعد معرفتشناسی ارزشها جزء ذاتی جامعه و شناخت میباشد و دانش عامیانه، اساس دانش علمی است. از بعد روششناسی واقعیّتها در بستر طبیعی مطالعه میشوند. مدل تبیین در روش کیفی یکهنگارانه است یعنی شمارش عاملهای متعدّد و منحصر به فرد برای یک پدیده یا رفتار خاص. این تبیین چون تفریدی و منحصر به فرد است ویژگی انسانی را لحاظ میکند» (هاشمزهی، ۱۳۹۱: ۲۲).
در این میان، نقش دکتر احمد محمدپور چیست؟ او کسی است که بیش از هر کسی دیگری بر پارادایمی بودن روشهای تحقیق تأکید کرده است و تحقیق کیفی را عمدتا مبتنی بر تفسیرگرایی دانسته است. وی در کتابهای متعدد خود تحقیق تفسیری و کیفی را یکی گرفته است؛ از جمله در کتاب «ضدِّ روش: زمینههای فلسفی و رویههای عملی در روششناسی کیفی» (۱۳۹۸، قم: نشر لوگوس، چاپ دوّم از ویراست دوّم):
ادامه دارد. 👇👇👇
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
@NewHasanMohaddesi
ص۲
✍️حسن محدّثیی گیلوایی
۲ اسفند ۱۴۰۳
خطایی بزرگ در روش تحقیق: یکسان گرفتن تحقیق کیفی و تحقیق تفسیری
بررسیها و مطالعات دو ماه اخیر ام در حوزهی روش تحقیق -بهعنوان کسی که برای اولین بار دورهای آموزشی را (کلیاتی در بارهی روش تحقیق) به تقاضای برخی دانشجویان تدریس میکنم- نشان میدهد که در علوم اجتماعیی ایران خطایی بزرگ در اغلب کتابها و جزوههای روش تحقیق رخ داده و در دهههای گذشته تکرار شده است. من هنوز امیدوار ام اشتباه از من باشد نه از مدرّسان و نویسندهگانی که کتابها و جزوههای روش تحقیق را ارایه داده اند و چنین محتواهایی را در کلاسها در مقاطع مختلف تحصیلی تدریس کرده اند!
این خطای بزرگ که سرمنشأ خطاها و کلیشههای نادرست متعدد دیگر شده است، خلط تحقیق کیفی و تحقیق تفسیری است. تقریباً اغلب استادان روش تحقیق ایرانی در سر کلاسها و در جزوهها و کتابهایشان تحقیق کیفی (qualitative research) را با تحقیق تفسیری (interpretive research) یکی گرفته اند و این سرچشمههای خطاهای بزرگی شده است و من به خاطر همین خطای بنیادی بهطور مداوم با همکاران ام در دانشگاه بر سر تصویب پروپوزالها و دفاع رسالههای کارشناسیی ارشد و دکتری درگیر بحث و گفتوگویی پایانناپذیر شده ام و انرژی و وقت صرف کرده ام. بگذارید از کتابهایی که در منزل در اختیار دارم مثالهایی را ذکر کنم (امیدوار ام دانشجویان محترم جزوههای روش تحقیق استادان روش تحقیق را برای من ارسال کنند تا آنها را منتشر کنم یا از آنها نیز مثالهایی ذکر کنم):
الف. خانم دکتر نجلا حریری در کتاب «اصول و روشهای پژوهش کیفی» (۱۳۸۵: ۳-۲؛ نشر دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، چاپ اوّل) نوشته اند:
«پژوهش کیفی شامل روشهای چندگانهای است که نسبت به موضوع مورد نظر خود رویکردی تفسیری و طبیعتگرایانه دارند. به این معنی که پژوهشگران کیفی پدیدهها را در محیط طبیعی آنها مورد مطالعه قرار میدهند و میخواهند این پدیدهها را بر حسب معنایی که افراد به آنها میدهند، ادراک یا تفسیر کنند» (حریری، ۱۳۸۵: ۳-۲).
ب. حسین خنیفر استاد دانشگاه تهران و ناهید مسلمی در کتاب «اصول و مبانی روشهای پژوهش کیفی» (۱۳۹۶، تهران: نشر نگاه دانش، چاپ اوّل) آورده اند:
«پژوهشگران کیفی بهصورت هدفمند نشانههای کوچک را بررسی کرده و به آنها توجه عمیق و ژرفنگرانه میکنند تا تصمیم بگیرند که چگونه رفتار کنند. در این صورت زمینه را قابل درک ساخته و دانش بیشتری در مرود فرهنگ طلب میکنند. آنها معتقدند که انسان در تار و پود معانی و مفاهیمی که خودش تنیده است معلق مانده است. بنابراین نیازمند یک علم تفسیری است که به دنبال معنا باشد» (خنیفر و مسلمی، ۱۳۹۶: ۲۲؛ تاکیدها در متن است).
ج. دکتر نوروز هاشمزهی استاد واحد شرق دانشگاه آزاد اسلامی در کتاب «اجرای تحقیق: مقدمهای بر روشهای خاص و عام پژوهش در واقعیت اجتماعی» (تهران: نشر علوم اجتماعی، چاپ اوّل، ۱۳۹۱) نیز تحقیقات کیفی و تفسیری را یکی میگیرد و در بارهی آن مینویسد:
«رویکردی که بر افتراق دانشهای طبیعی و انسانی از روزنه روش تأکید دارد. این رویکرد بر اکتشاف و درک دانش موجود تأکید میکند. این رویکرد از بعد هستیشناسی بر نسبیگرایی، سیّالیّت و پویایی استوار است. از نگاه این رویکرد واقعیّت حاصل توافقهای نمادین، کنشی و معنایی است. در این رویکرد انسان معنا تولید میکند نه ذهنی بلکه در اثر تعامل و میان ذهنیّت و دوگرایی نیز وجود ندارد. انسان دارای اراده است که آن اراده بر محیط تقدّم دارد. از بعد معرفتشناسی ارزشها جزء ذاتی جامعه و شناخت میباشد و دانش عامیانه، اساس دانش علمی است. از بعد روششناسی واقعیّتها در بستر طبیعی مطالعه میشوند. مدل تبیین در روش کیفی یکهنگارانه است یعنی شمارش عاملهای متعدّد و منحصر به فرد برای یک پدیده یا رفتار خاص. این تبیین چون تفریدی و منحصر به فرد است ویژگی انسانی را لحاظ میکند» (هاشمزهی، ۱۳۹۱: ۲۲).
در این میان، نقش دکتر احمد محمدپور چیست؟ او کسی است که بیش از هر کسی دیگری بر پارادایمی بودن روشهای تحقیق تأکید کرده است و تحقیق کیفی را عمدتا مبتنی بر تفسیرگرایی دانسته است. وی در کتابهای متعدد خود تحقیق تفسیری و کیفی را یکی گرفته است؛ از جمله در کتاب «ضدِّ روش: زمینههای فلسفی و رویههای عملی در روششناسی کیفی» (۱۳۹۸، قم: نشر لوگوس، چاپ دوّم از ویراست دوّم):
ادامه دارد. 👇👇👇
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
@NewHasanMohaddesi