♦️آشوبناکیی آموزش روش تحقیق در علوم اجتماعیی ایران /۶
ص ۲
✍️حسن محدثیی گیلوایی۶ اسفند ۱۴۰۳
۳. دادهها، شواهد، و ملاحظات عقلانی، معرفت را شکل میدهند. در عمل، محقق اطّلاعاتی بر اساس ابزارهایی مبتنی بر سنجههای کامل شده توسّط مشارکان یا توسّط مشاهدات ثبت شده بهدست محقّق گرد میآورد؛
۴. تحقیق درصد بسط گزارههای حقیقیی ذیربط است؛ گزارههایی که بتوانند به تبیین وضعیت مورد بحث کمک کنند یا اینکه روابط علّیی مورد نظر را توصیف کنند. در مطالعات کمّی، محقّقان رابطه را میان متغیّرها دنبال میکنند و این را بر حسب پرسشها یا فرضیهها مطرح میکنند؛
۵. عینی بودن جنبهای ذاتی از کندوکاو شایسته است. محقّقان باید روشها و نتایج برای سوگیری بررسی کنند. برای مثال، استاندارد اعتبار و پایایی در تحقیقات کمّی مهم اند» (Creswell, 2014: Chapter 1, The Selection of a Research Approach؛ همچنین بنگرید به Creswell, 2018؛ همچنین بنگرید به کرسول، ۱۳۹۱: ۳۴-۳۳ و کرسول، ۱۴۰۰: ۴۱-۳۹).
علاوه بر اینکه کرسول در این آثار گوناگون خود از بهرهگیریی روشهای تحقیق کیفی در تحقیقات مبتنی بر معرفتشناسیی پوزیتیویستی / پساپوزیتیویستی سخن میگوید، در اثر مشترک خود با شرال ان. پات در جایی از اثر خود -آنجا که در بارهی اعتبارسنجی validation در تحقیق کیفی از تعابیر «رویکرد کیفی به تحقیق کیفی» (an interpretive approach to qualitative research) و «تحقیق کیفیی تفسیری» (interpretive qualitative research) بهره می برند (Creswell, 2018: Chapter 14: Standards of Validation and Evaluation؛ همچنین بنگرید به کرسول، ۱۳۹۱: ۲۵۱؛ مترجمان کتاب به زبان فارسی تعبیر دوم را تغییر میدهند و به جای تحقیق کیفیی تفسیری مینویسند: «پژوهش تفسیری»!).
با ملاحظهی بهکارگیریی این تعابیر میتواند بهخوبی دریافت که تحقیق کیفی به دو دسته تقسیم میشود:
۱. تحقیق کیفیی تفسیری (یا تفسیرگرایانه)
۲. تحقیق کیفیی غیر تفسیری (یا غیر تفسیرگرایانه)
اکنون من بعد از این بحثهای مقدّماتی در بارهی خطای بزرگ یکسان گرفتن تحقیق کیفی و تحقیق تفسیری توسط نویسندهگان کتابهای روش تحقیق در علوم اجتماعیی ایران و مدرّسان درس روش تحقیق در ایران (خطای بزرگی که خود پدید آورندهی خطاهای متعدّد دیگر بوده است و در ادامه از آنها سخن خواهم گفت)، میتوانم بهطور مستقیم به بحث از تفاوت تحقیق کیفی و تحقیق تفسیری بپردازم.
تمایز تحقیق کیفی و تحقیق تفسیریمحقّقان و نویسندهگان و صاحبنظران مختلف و متعدّدی در دنیا در بارهی تفاوت تحقیق کیفی و تحقیق تفسیری سخن گفته اند، اما نویسندهگان کتابهای روش تحقیق در ایران و مدرّسان درس روش تحقیق بهخاطر تسلّط برخی کلیشهها بر ذهنشان (نظیر نگاه تقابلی بین تحقیق کیفی و تحقیق کمّی) هرگز متوجّه این تفاوت نشده اند و هرگز در آثاری که بدانها ارجاع داده اند، این تفاوت مهم را ندیده اند! این همه نویسنده و مدرّس ایرانی در تمام این سالها در انتقال دانش اشتباه و ناقص عمل کرده اند. این وضعیت بهراستی تأسّفبار است! بگذارید من نمونههایی را ذکر کنم تا بر همهگان این خطای بزرگ آشکار شود. نخست اصل متنی انگلیسی را در این باره درج میکنم و سپس آن را ترجمه میکنم:
The term “interpretive research” is often used loosely and synonymously with “qualitative research”, although the two concepts are quite different. Interpretive research is a research paradigm (see Chapter 3) that is based on the assumption that social reality is not singular or objective, but is rather shaped by human experiences and social contexts (ontology), and is therefore best studied within its socio-historic context by reconciling the subjective interpretations of its various participants (epistemology). Because interpretive researchers view social reality as being embedded within and impossible to abstract from their social settings, they “interpret” the reality though a “sense-making” process rather than a hypothesis testing process. This is in contrast to the positivist or functionalist paradigm that assumes that the reality is relatively independent of the context, can be abstracted from their contexts, and studied in a decomposable functional manner using objective techniques such as standardized measures. Whether a researcher should pursue interpretive or positivist research depends on paradigmatic considerations about the nature of the phenomenon under consideration and the best way to study it.
ادامه دارد. 👇👇👇
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
@NewHasanMohaddesi