♦️آشوبناکیی آموزش روش تحقیق در علوم اجتماعیی ایران /۶
ص ۳
✍️حسن محدثیی گیلوایی
۶ اسفند ۱۴۰۳
"However, qualitative versus quantitative research refers to empirical or data -oriented considerations about the type of data to collect and how to analyze them. Qualitative research relies mostly on non-numeric data, such as interviews and observations, in contrast to quantitative research which employs numeric data such as scores and metrics. Hence, qualitative research is not amenable to statistical procedures such as regression analysis, but is coded using techniques like content analysis. Sometimes, coded qualitative data is tabulated quantitatively as frequencies of codes, but this data is not statistically analyzed. Many puritan interpretive researchers reject this coding approach as a futile effort to seek consensus or objectivity in a social phenomenon which is essentially subjective. Although interpretive research tends to rely heavily on qualitative data, quantitative data may add more precision and clearer understanding of the phenomenon of interest than qualitative data" (Bhattacherjee, 2012: 103).
«اصطلاح «تحقیق تفسیری» اغلب بهنحو آسانگیرانه و مترادف با «تحقیق کیفی» بهکار برده میشود، اگرچه این دو مفهوم کاملاً با هم متفاوت اند. تحقیق تفسیری الگوی پژوهشی است (بنگرید به فصل سوم) که بر این پیشفرض مبتنی است که واقعیت اجتماعی واحد یا عینی نیست، بلکه بیشتر توسط تجربههای انسانی و زمینههای اجتماعی (وجودشناسی) شکل داده میشود و از این رو، در درون زمینهی اجتماعی-تاریخی اش از رهگذر آشتی دادن تفسیرهای انفسی مشارکان گوناگون اش (معرفتشناسی) بهتر مطالعه میگردد. چون محقّقان تفسیری واقعیت اجتماعی را جایگیر در درون محیط اجتماعیشان میبینند و جدا کردن آنها را از محیط اجتماعی شان غیر ممکن میدانند، این واقعیت را به جای یک فرآیند فرضیهآزمایی ولو از راه فرآیندی «معنابخش» تفسیر میکنند. این در تقابل با الگوی پوزیتیویست یا کارکردگرا است که میپذیرند واقعیت نسبتاً مستقل از زمینه است و میتواند از زمینهشان منتزع گردندو بهشیوهی کارکردیی قابل تجزیه با استفاده از فنون عینی نظیر سنجههای استاندارد شده مطالعه شود. اینکه یک محقق تحقیق تفسیری یا پوزیتیویستی را دنبال کند به ملاحظات پارادایمیک در بارهی سرشت پدیدهی تحت مطالعه و بهترین شیوهی مطالعه کردن آن وابسته است. با وجود این، تحقیق کیفی در مقابل تحقیق کمّی، به ملاحظات تجربی یا دادهمحور در بارهی نوع دادهها برای گردآوردی و چهگونهگیی تحلیل آنها اشاره دارد. تحقیق کیفی بیشتر بر دادههای غیر عددی نظیر مصاحبهها و مشاهدات، تکیه دارد، در تقابل با تحقیق کیفی که دادههای عددی نظیر شاخصها و نظام اندازهسنجی (متریکس) را بهکار میگیرد. از این رو، تحقیق کیفی تابع رویههای آماری نظیر تحلیل رگرسیون نیست اما با استفاده از فنونی نظیر تحلیل محتوا کدگذاری می شود. گهگاه دادههای کیفیی کدگذاری شده بهنحو کمّی بهمنزلهی بسامدهای کدها جدولبندی میشوند، امّا این دادهها بهنحو آماری تحلیل نمیگردند. بسیاری از محقّقان تفسیریی محض این رویکرد کدگذاری را بهعنوان تلاشی سترون برای جستوجوی اجماع یا عینیت در پدیدهی اجتماعی ای که بهنحو ذاتی انفسی است، رد میکنند. اگرچه تحقیق تفسیری متمایل به این است که عمدتاً بر دادههای کیفی تکیه کند، دادههای کمّی نیز ممکن است دقّت بیشتر و فهم پواضحتر پدیدههای مورد نظر بیافزایند تا دادههای کیفی» (Bhattacherjee, 2012: 103).
دایرهالمعارف روشهای تحقیق کیفی (Given and Saumure, 2008: 459) از انتشارات سیج نیز بین کندوکاو تفسیری و کندوکاو کیفی فرق نهاده است:
"Interpretive inquiry, as is the case with all other forms of qualitative inquiry, focuses on understanding (interpreting) the meanings, purposes, and intentions (interpretations) people give to their own actions and interactions with others. What distinguishes interpretive inquiry from the other approaches to qualitative research is the desire to step aside from various issues that have long been central to discussions about the nature and purposes of social and educational research" (Given and Saumure, 2008: 459).
ادامه دارد. 👇👇👇
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
@NewHasanMohaddesi
ص ۳
✍️حسن محدثیی گیلوایی
۶ اسفند ۱۴۰۳
"However, qualitative versus quantitative research refers to empirical or data -oriented considerations about the type of data to collect and how to analyze them. Qualitative research relies mostly on non-numeric data, such as interviews and observations, in contrast to quantitative research which employs numeric data such as scores and metrics. Hence, qualitative research is not amenable to statistical procedures such as regression analysis, but is coded using techniques like content analysis. Sometimes, coded qualitative data is tabulated quantitatively as frequencies of codes, but this data is not statistically analyzed. Many puritan interpretive researchers reject this coding approach as a futile effort to seek consensus or objectivity in a social phenomenon which is essentially subjective. Although interpretive research tends to rely heavily on qualitative data, quantitative data may add more precision and clearer understanding of the phenomenon of interest than qualitative data" (Bhattacherjee, 2012: 103).
«اصطلاح «تحقیق تفسیری» اغلب بهنحو آسانگیرانه و مترادف با «تحقیق کیفی» بهکار برده میشود، اگرچه این دو مفهوم کاملاً با هم متفاوت اند. تحقیق تفسیری الگوی پژوهشی است (بنگرید به فصل سوم) که بر این پیشفرض مبتنی است که واقعیت اجتماعی واحد یا عینی نیست، بلکه بیشتر توسط تجربههای انسانی و زمینههای اجتماعی (وجودشناسی) شکل داده میشود و از این رو، در درون زمینهی اجتماعی-تاریخی اش از رهگذر آشتی دادن تفسیرهای انفسی مشارکان گوناگون اش (معرفتشناسی) بهتر مطالعه میگردد. چون محقّقان تفسیری واقعیت اجتماعی را جایگیر در درون محیط اجتماعیشان میبینند و جدا کردن آنها را از محیط اجتماعی شان غیر ممکن میدانند، این واقعیت را به جای یک فرآیند فرضیهآزمایی ولو از راه فرآیندی «معنابخش» تفسیر میکنند. این در تقابل با الگوی پوزیتیویست یا کارکردگرا است که میپذیرند واقعیت نسبتاً مستقل از زمینه است و میتواند از زمینهشان منتزع گردندو بهشیوهی کارکردیی قابل تجزیه با استفاده از فنون عینی نظیر سنجههای استاندارد شده مطالعه شود. اینکه یک محقق تحقیق تفسیری یا پوزیتیویستی را دنبال کند به ملاحظات پارادایمیک در بارهی سرشت پدیدهی تحت مطالعه و بهترین شیوهی مطالعه کردن آن وابسته است. با وجود این، تحقیق کیفی در مقابل تحقیق کمّی، به ملاحظات تجربی یا دادهمحور در بارهی نوع دادهها برای گردآوردی و چهگونهگیی تحلیل آنها اشاره دارد. تحقیق کیفی بیشتر بر دادههای غیر عددی نظیر مصاحبهها و مشاهدات، تکیه دارد، در تقابل با تحقیق کیفی که دادههای عددی نظیر شاخصها و نظام اندازهسنجی (متریکس) را بهکار میگیرد. از این رو، تحقیق کیفی تابع رویههای آماری نظیر تحلیل رگرسیون نیست اما با استفاده از فنونی نظیر تحلیل محتوا کدگذاری می شود. گهگاه دادههای کیفیی کدگذاری شده بهنحو کمّی بهمنزلهی بسامدهای کدها جدولبندی میشوند، امّا این دادهها بهنحو آماری تحلیل نمیگردند. بسیاری از محقّقان تفسیریی محض این رویکرد کدگذاری را بهعنوان تلاشی سترون برای جستوجوی اجماع یا عینیت در پدیدهی اجتماعی ای که بهنحو ذاتی انفسی است، رد میکنند. اگرچه تحقیق تفسیری متمایل به این است که عمدتاً بر دادههای کیفی تکیه کند، دادههای کمّی نیز ممکن است دقّت بیشتر و فهم پواضحتر پدیدههای مورد نظر بیافزایند تا دادههای کیفی» (Bhattacherjee, 2012: 103).
دایرهالمعارف روشهای تحقیق کیفی (Given and Saumure, 2008: 459) از انتشارات سیج نیز بین کندوکاو تفسیری و کندوکاو کیفی فرق نهاده است:
"Interpretive inquiry, as is the case with all other forms of qualitative inquiry, focuses on understanding (interpreting) the meanings, purposes, and intentions (interpretations) people give to their own actions and interactions with others. What distinguishes interpretive inquiry from the other approaches to qualitative research is the desire to step aside from various issues that have long been central to discussions about the nature and purposes of social and educational research" (Given and Saumure, 2008: 459).
ادامه دارد. 👇👇👇
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
@NewHasanMohaddesi