♦️چه کسانی برای دکتر هاله لاجوردی جهنم اجتماعی ساختند؟
✍حسن محدثیی گیلوایی
۱۸ بهمن ۱۴۰۳
من دورهی کارشناسی و کارشناسیی ارشد جامعهشناسی را در دانشکدهی علوم اجتماعیی دانشگاه تهران خوانده ام. از آنجایی که به خاطر فعالیتهایم مطمئن نبودم در گزینش دکترا در این دانشگاه پذیرفته شوم و بهعنوان مدرس پذیرفته شوم، دکترا را به دانشگاه آزاد رفتم.
در مقطع کارشناسیی ارشد با خانم دکتر لاجوردی همکلاس بودم. او بیشتر به خاطر ترجمههایش شناخته شده بود. تا آنجایی که به یاد دارم از آن جمع ۱۲ نفرهی ما سه نفر مدرس دانشگاه شدیم. خانم دکتر هاله لاجوردی، خانم دکتر رفعتجاه که همان موقع هم همسر معاون وزیر نیرو بود، و من که به دانشگاه آزاد رفتم و بعد کلی تلاش و تقلا در مهر ۱۳۸۰ در تهران مرکزی بهعنوان مربی استخدام شدم و در اردیبهشت ۱۳۸۳ دکترا گرفتم. رابطهمان با این همکلاسیهای گرامی محترمانه بود؛ اگرچه از جنسهای متفاوتی بودیم. من در میانشان بیشتر غریبه بودم؛ یک روستایی که خود اش را تا حد یک دانشگاه تهرانی بالا کشیده بود. تحویل ام نمیگرفتند و گاه به سلامهایم نیز پاسخ نمیدادند. البته بعدها که مقالات ام در برخی از مهمترین مجلات روشنفکریی کشور منتشر شد، رابطهشان با من عوض شد.
باری، من از شنیدن داستان خانم دکتر هاله لاجوردی بسیار غمگین شدم. اکنون خوشحال ام که در دانشگاه تهران ادامه ندادم و از آن جهنم اجتماعی خارج شدم. در ابتدای رسالهی کارشناسیی ارشد آن وضع جهنمی را توصیف کرده ام.
مصاحبهی تازه منتشر شدهی خانم دکتر لاجوردی را بخوانید تا دریابید چه کسانی او را به سمت خودکشی سوق داده اند و چه فرآیندهایی منجر به خودکشیی او شده اند. قصهی پرآبچشمی است. خانم دکتر هاله لاجوردی با ترجمههایش به علوم اجتماعی در ایران خدمت کرده است. من هم ترجمههایش را در مجلهی ارغنون خوانده ام و از آنها بهره برده ام و بسیار متأسف ام که او را از دست داده ایم! باید بیشتر مواظب هم باشیم و دستکم در جهنمی ساختن زندهگیی اجتماعی برای هم سهیم نشویم.
این مصاحبه را که تازه منتشر شده بخوانید تا دریابید چه کسانی زندهگی را برای او جهنمی ساخته اند و چهگونه و طیی چه فرآیندی همکار توانای ما را به سمت خودکشی سوق داده اند.
https://www.radiozamaneh.com/848142/
#خودکشی
#هاله_لاجوردی
#جهنم_اجتماعی
@NewHasanMohaddesi
✍حسن محدثیی گیلوایی
۱۸ بهمن ۱۴۰۳
من دورهی کارشناسی و کارشناسیی ارشد جامعهشناسی را در دانشکدهی علوم اجتماعیی دانشگاه تهران خوانده ام. از آنجایی که به خاطر فعالیتهایم مطمئن نبودم در گزینش دکترا در این دانشگاه پذیرفته شوم و بهعنوان مدرس پذیرفته شوم، دکترا را به دانشگاه آزاد رفتم.
در مقطع کارشناسیی ارشد با خانم دکتر لاجوردی همکلاس بودم. او بیشتر به خاطر ترجمههایش شناخته شده بود. تا آنجایی که به یاد دارم از آن جمع ۱۲ نفرهی ما سه نفر مدرس دانشگاه شدیم. خانم دکتر هاله لاجوردی، خانم دکتر رفعتجاه که همان موقع هم همسر معاون وزیر نیرو بود، و من که به دانشگاه آزاد رفتم و بعد کلی تلاش و تقلا در مهر ۱۳۸۰ در تهران مرکزی بهعنوان مربی استخدام شدم و در اردیبهشت ۱۳۸۳ دکترا گرفتم. رابطهمان با این همکلاسیهای گرامی محترمانه بود؛ اگرچه از جنسهای متفاوتی بودیم. من در میانشان بیشتر غریبه بودم؛ یک روستایی که خود اش را تا حد یک دانشگاه تهرانی بالا کشیده بود. تحویل ام نمیگرفتند و گاه به سلامهایم نیز پاسخ نمیدادند. البته بعدها که مقالات ام در برخی از مهمترین مجلات روشنفکریی کشور منتشر شد، رابطهشان با من عوض شد.
باری، من از شنیدن داستان خانم دکتر هاله لاجوردی بسیار غمگین شدم. اکنون خوشحال ام که در دانشگاه تهران ادامه ندادم و از آن جهنم اجتماعی خارج شدم. در ابتدای رسالهی کارشناسیی ارشد آن وضع جهنمی را توصیف کرده ام.
مصاحبهی تازه منتشر شدهی خانم دکتر لاجوردی را بخوانید تا دریابید چه کسانی او را به سمت خودکشی سوق داده اند و چه فرآیندهایی منجر به خودکشیی او شده اند. قصهی پرآبچشمی است. خانم دکتر هاله لاجوردی با ترجمههایش به علوم اجتماعی در ایران خدمت کرده است. من هم ترجمههایش را در مجلهی ارغنون خوانده ام و از آنها بهره برده ام و بسیار متأسف ام که او را از دست داده ایم! باید بیشتر مواظب هم باشیم و دستکم در جهنمی ساختن زندهگیی اجتماعی برای هم سهیم نشویم.
این مصاحبه را که تازه منتشر شده بخوانید تا دریابید چه کسانی زندهگی را برای او جهنمی ساخته اند و چهگونه و طیی چه فرآیندی همکار توانای ما را به سمت خودکشی سوق داده اند.
https://www.radiozamaneh.com/848142/
#خودکشی
#هاله_لاجوردی
#جهنم_اجتماعی
@NewHasanMohaddesi