زندگی در درون
به اساسی ترین حقایق زندگیتان برگشته ایم: شما در آنجا هستید، شما میدانید که آنجا هستید و تمام مدت آنجا بوده اید. این مسئله، پرسش های جالبی ایجاد می کند مانند: وقتی بدن بمیرد، آیا همچنان از بودن آگاه خواهید بود؟ پرسش جالبی نیست؟ هیجان زده نشوید، نمیخواهیم این پرسش را برای شما پاسخ بدهیم. هرچند سرانجام، کسی خواهد بود که آن پاسخ را بدهد: شما. تضمین شده که شخصاً روزی دریابید آیا پس از مرگ بدن آنجا خواهید بود یا نه.
چرا مردم این همه با مرگ مشکل دارند؟ این باید یکی از هیجان انگیزترین جنبه های زندگی تان باشد. این واقعاً تجربه ای است که یک بار در زندگی رخ می دهد! این چیزی است که در زمان مرگ در انتظار شماست: پس از آن لحظه نهایی؛ یا آنجا خواهید بود یا نخواهید بود. اگر آنجا نبودید، نگران نباشید اینگونه نیست که «اوه خدای من! من آنجا نیستم. این وضعیت را دوست ندارم.» نه شما آنجا نیستید، پس قرار نیست مشکلی باشد. هر چند، گزینه دیگر خیلی جالب تر است - اگر آنجا باشید چه؟ آنگاه متوجه خواهید شد کاوش جهان دیگر که در آن حتی بدن هم ندارید چگونه است! بگذارید بیشتر درباره آن صحبت نکنیم چون وارد باورها، مفاهیم یا دیدگاه های مردم درباره این موضوع می شود. بگذارید آن را فقط چیزی در نظر بگیریم که به عنوان تجربه نهایی یکباره در زندگی، منتظرش هستیم.
علت اینکه بسیاری از مردم با مرگ مشکل دارند این است که هویت خود را به بدنشان گره می زنند، حتی انگار این کافی نیست و هویت خود را به ماشین و خانه هایشان گره می زنند. آنها حسی را که از خود دارند، به آنچه خودشان نیست، فرافکنی میکنند. با انجام دادن این کار، می ترسند آنها را از دست بدهند. وقتی روی رشد درونیتان کار می کنید، دیگر از چیزهای بیرونی هویت نمی گیرید. با حس عمیقی تری از خودِ درون، هویت خواهید گرفت.
اکنون که واضح است شما آنجایید، این پرسش منطقی میشود: در آنجا چه می کنید؟ پرسش مرتبط تر این است: آنجا بودن چگونه است؟ چه پرسش جالبی است آنجا چگونه است؟! اگر مردم صادقانه پاسخ بدهند، باید بگویند که آنجا همیشه هم چندان مفرح نیست. در حقیقت، گاهی کاملاً سخت است. همه اینها به خاطر چیست؟ اینجاست که مینشینیم تا بحث واقعاً صادقانه ای درباره رشد درونی داشته باشیم. بیشتر افراد درک نمیکنند که آنجا همیشه می تواند دلپذیر باشد. دلپذیرترین موقعیت را در نظر بگیرید: در آغوش گرفتن نخستین فرزندتان، روز عروسی تان، نخستین بوسه، برنده شدن در لاتاری. آن حالت را به یاد بیاورید، سپس آن را چند برابر کنید و بگذارید تمام مدت همانگونه باشد - یا اینکه بیشتر شود. این چیزی است که در درون می توانید تجربه کنید. این حقیقت است. آنجا واقعاً زیباست، اما چیزی آن را به هم می ریزد. تصور کنید وارد خانه ای میشوید که خاک، پوست موز و نان پیتزای خشک شده، همه جا ریخته است. اتفاقاً آنجا خانه ای زیباست، اما هیچ کس از آن مراقبت نمی کند. دوباره میتواند زیبا شود، اما کارهایی باید انجام شود. این دقیقاً موقعیت درون شماست. در حقیقت، به همین دلیل ما در این کاوش درونی هستیم. هرکسی همان چیز را میخواهد: آنها میخواهند آنجا دلپذیر باشد.
مردم در تلاش برای دلپذیر کردن آنجا، همه کاری می کنند. برخی می کوشند تجربه های هیجان انگیز داشته باشند، روابط موفقی پیدا کنند یا حتی با نوشیدن و مواد از شدت مسائل بکاهند - همگی به دلیلی یکسان. آنها می پرسند چگونه آنجا را دلپذیر کنند، در حالی که پرسش مرتبط تر این است که: چرا آنجا دلپذیر نیست؟ اگر متوجه شوید چرا دلپذیر نیست و از آن رها شوید، متوجه میشوید آنجا واقعاً میتواند دلپذیر باشد. زندگی لازم نیست که بازی «چون آنجا دلپذیر نیست، باید چیزهایی پیدا کنم که آن را جبران کند تا کمی احساس بهتری داشته باشم» باشد. این کاری است که همه انجام می دهند. آنها میکوشند در دنیای بیرون افراد، مکانها و چیزهایی را پیدا کنند که درون را راحت تر می کند. مردم میکوشند از بیرون برای درست کردن درون استفاده کنند - بهتر است بفهمیم چرا داخل دلپذیر نیست و با آن آغاز کنیم.
مایکل ای سینگر
رها زیستن
ص 24 و 25 و 26
🆔 @Khodshenasivo
🆑 عرفان و خودشناسی
به اساسی ترین حقایق زندگیتان برگشته ایم: شما در آنجا هستید، شما میدانید که آنجا هستید و تمام مدت آنجا بوده اید. این مسئله، پرسش های جالبی ایجاد می کند مانند: وقتی بدن بمیرد، آیا همچنان از بودن آگاه خواهید بود؟ پرسش جالبی نیست؟ هیجان زده نشوید، نمیخواهیم این پرسش را برای شما پاسخ بدهیم. هرچند سرانجام، کسی خواهد بود که آن پاسخ را بدهد: شما. تضمین شده که شخصاً روزی دریابید آیا پس از مرگ بدن آنجا خواهید بود یا نه.
چرا مردم این همه با مرگ مشکل دارند؟ این باید یکی از هیجان انگیزترین جنبه های زندگی تان باشد. این واقعاً تجربه ای است که یک بار در زندگی رخ می دهد! این چیزی است که در زمان مرگ در انتظار شماست: پس از آن لحظه نهایی؛ یا آنجا خواهید بود یا نخواهید بود. اگر آنجا نبودید، نگران نباشید اینگونه نیست که «اوه خدای من! من آنجا نیستم. این وضعیت را دوست ندارم.» نه شما آنجا نیستید، پس قرار نیست مشکلی باشد. هر چند، گزینه دیگر خیلی جالب تر است - اگر آنجا باشید چه؟ آنگاه متوجه خواهید شد کاوش جهان دیگر که در آن حتی بدن هم ندارید چگونه است! بگذارید بیشتر درباره آن صحبت نکنیم چون وارد باورها، مفاهیم یا دیدگاه های مردم درباره این موضوع می شود. بگذارید آن را فقط چیزی در نظر بگیریم که به عنوان تجربه نهایی یکباره در زندگی، منتظرش هستیم.
علت اینکه بسیاری از مردم با مرگ مشکل دارند این است که هویت خود را به بدنشان گره می زنند، حتی انگار این کافی نیست و هویت خود را به ماشین و خانه هایشان گره می زنند. آنها حسی را که از خود دارند، به آنچه خودشان نیست، فرافکنی میکنند. با انجام دادن این کار، می ترسند آنها را از دست بدهند. وقتی روی رشد درونیتان کار می کنید، دیگر از چیزهای بیرونی هویت نمی گیرید. با حس عمیقی تری از خودِ درون، هویت خواهید گرفت.
اکنون که واضح است شما آنجایید، این پرسش منطقی میشود: در آنجا چه می کنید؟ پرسش مرتبط تر این است: آنجا بودن چگونه است؟ چه پرسش جالبی است آنجا چگونه است؟! اگر مردم صادقانه پاسخ بدهند، باید بگویند که آنجا همیشه هم چندان مفرح نیست. در حقیقت، گاهی کاملاً سخت است. همه اینها به خاطر چیست؟ اینجاست که مینشینیم تا بحث واقعاً صادقانه ای درباره رشد درونی داشته باشیم. بیشتر افراد درک نمیکنند که آنجا همیشه می تواند دلپذیر باشد. دلپذیرترین موقعیت را در نظر بگیرید: در آغوش گرفتن نخستین فرزندتان، روز عروسی تان، نخستین بوسه، برنده شدن در لاتاری. آن حالت را به یاد بیاورید، سپس آن را چند برابر کنید و بگذارید تمام مدت همانگونه باشد - یا اینکه بیشتر شود. این چیزی است که در درون می توانید تجربه کنید. این حقیقت است. آنجا واقعاً زیباست، اما چیزی آن را به هم می ریزد. تصور کنید وارد خانه ای میشوید که خاک، پوست موز و نان پیتزای خشک شده، همه جا ریخته است. اتفاقاً آنجا خانه ای زیباست، اما هیچ کس از آن مراقبت نمی کند. دوباره میتواند زیبا شود، اما کارهایی باید انجام شود. این دقیقاً موقعیت درون شماست. در حقیقت، به همین دلیل ما در این کاوش درونی هستیم. هرکسی همان چیز را میخواهد: آنها میخواهند آنجا دلپذیر باشد.
مردم در تلاش برای دلپذیر کردن آنجا، همه کاری می کنند. برخی می کوشند تجربه های هیجان انگیز داشته باشند، روابط موفقی پیدا کنند یا حتی با نوشیدن و مواد از شدت مسائل بکاهند - همگی به دلیلی یکسان. آنها می پرسند چگونه آنجا را دلپذیر کنند، در حالی که پرسش مرتبط تر این است که: چرا آنجا دلپذیر نیست؟ اگر متوجه شوید چرا دلپذیر نیست و از آن رها شوید، متوجه میشوید آنجا واقعاً میتواند دلپذیر باشد. زندگی لازم نیست که بازی «چون آنجا دلپذیر نیست، باید چیزهایی پیدا کنم که آن را جبران کند تا کمی احساس بهتری داشته باشم» باشد. این کاری است که همه انجام می دهند. آنها میکوشند در دنیای بیرون افراد، مکانها و چیزهایی را پیدا کنند که درون را راحت تر می کند. مردم میکوشند از بیرون برای درست کردن درون استفاده کنند - بهتر است بفهمیم چرا داخل دلپذیر نیست و با آن آغاز کنیم.
مایکل ای سینگر
رها زیستن
ص 24 و 25 و 26
🆔 @Khodshenasivo
🆑 عرفان و خودشناسی