Postlar filtri


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
چند دقیقه بنشینید پای حرف‌های استادم فرزانه دوستی تا کمی برایتان از #شکسپیر بگوید.

شب شعر شکسپیر است، از مجوعه شب‌های بخارا به تاریخ ۴ خرداد، که به مناسبت اتمام ترجمه دکتر امید طبیب‌زاده از اشعار غیرنمایشی شکسپیر برگزار شده. در کانال مترجم ویدئو باقی سخنرانی‌ها هم هست.

این هم کانال فرزانه دوستی که مترجم زبردستی است و برنده اولین دوره جایزه ترجمه ابوالحسن نجفی.


مثنوی زهره و منوچهر ایرج‌میرزا اقتباسی است ایرج‌میرزایی از ونوس و آدونیس شکسپیر، که در آن ایزدبانوی عشق با گفتن از سر و سینه و کفل چاقش لوندی می‌کند. با حضور افتخاری هومر، میکل‌آنژ، کمال‌الملک، قمرالملوک، و دیگران.

عمر ایرج‌میرزا به تکمیل این منظومه قد نداد و چیزی که برای ما گذاشته هنوز مانده تا به قسمت تراژیک ماجرا برسد.

در‌ گنجور بخوانید.

مقدمه‌ای باشد برای ویدئو فردا، جمعه.


اگر در سال‌های اخیر بین زندگی ایرانی و سریال‌های طنز بیست سی سال پیش قرابت‌های غریبی دیده‌اید این بخش از توپ‌مرواری #صادق_هدایت را ببینید؛ شاهکاری بی‌مثال، قدرندیده، ممنوعه و در یک کلام راست کار صدبیات.


#دیوید_هاکنی از بزرگترین هنرمندان تجسمی معاصر دیروز از دنیا رفت.

دو ویدئو در #صدبیات از شیوه کارش هست که می‌توانید با تعقیب هشتگ نامش ببیند.


کانال هنر تهی هم اینجا مستندی، ساخته سال ۲۰۱۴، منتشر کرده که به زندگی و آثار هاکنی می‌پردازد. یکی دو پست بالا و پایین مستند را هم ببینید.


BBCPersian dan repost
🔻خانواده مرجان ساتراپی، نویسنده و تصویرگر ایرانی - فرانسوی که بیشتر برای کتاب و فیلم «پرسپولیس» شناخته می‌شود، روز پنجشنبه اعلام کردند که او در ۵۶ سالگی درگذشت.

ساتراپی منتقد صریح حکومت ایران بود، در سال ۱۹۹۴ به فرانسه رفت و در سال ۲۰۰۶ تابعیت فرانسوی گرفت. او در سال ۲۰۲۵، به دلیل آنچه «ریاکاری» فرانسه در روابطش با ایران خواند، دریافت نشان لژیون دونور را رد کرد.

کتاب مصور مشهور او «پرسپولیس»، داستان کودکی و نوجوانی زندگی ساتراپی در تهران را روایت می‌کند.

@BBCPersian


میر نوروزی
نمایش در ایران، بهرام بیضایی


امیدوارم دوباره مردم غیرنظامی و بی‌دفاع خون ندهند. از دل این همه مصیبت، نهایتاً چیزی بیرون بیاید لااقل در مسیر سعادت مردم. مراقب خودتان و عزیزانتان باشید.


کشور دوست و رفیق و ممنوعیت یکی از حروف الفبا


سارینا ترانه فرداست.
آهنگ جدید U2 به یاد سارینا اسماعیل‌زاده


خاطره فریدون مجلسی، دیپلمات سابق و مترجم، از ایام پس از گروگانگیری کارکنان سفارت آمریکا در تهران.

می‌گوید در جلسه‌‌ای بین سفرای مامور در ایران با صادق قطب‌زاده، وزیر خارجه وقت جمهوری اسلامی، سفیر اسپانیا به‌هشدار وضعیت را با حادثه منجر به حمله مغول مقایسه می‌کند. این همسان‌سازی البته موضع مجلسی نیست.

ماجرای واقعه اُترار را به روایت تاریخ جهانگشای جوینی بخوانید.


رزومه قطب‌زاده با سیلی زدن به‌صورت اردشیر زاهدی، سفیر ایران در آمریکا، که نهایتا به اخراجش از خاک این کشور انجامید شروع شد و با اعدام پایان یافت.


#جستارنما
تصویر ۱: تشویق ایستاده شهردار دکتر ترافیک شهری در دهه ۸۰ پس از پرزنتیشن تعمیم شیوه طرح‌فروشی به سایر مسائل حکمرانی.

سمت‌وسوی مدیریت یا سومدیریت؟

دارون عجم‌اوغلو و جیمز ای. رابینسون، برندگان نوبل اقتصاد ۲۰۲۴، در کتاب چرا ملت‌ها شکست می‌خورند اصطلاح نهادهای استخراجی را ضرب کردند در وصف نهادهایی که به لطائف‌الحیل ترتیبات سیاسی‌اقتصادی را طوری می‌چینند که قدرت و مکنت نزد طبقه حاکم انباشته شود-- از جیب مردم. شگردشان متلاشی یا فرسوده‌کردن خدمات عمومی است. بحران که جدی شد، زیرپوستی راه‌حل خصوصی عرضه می‌شود. فقط خصوصی‌اش یک لَتِ پنهان دارد؛ خصولتی است.
مصادیقش زیاد است و متن لاجرم طولانی. سعی کردم خواندن بخشی از مثال‌ها را قابل‌انتخاب کنم.

آب: فعالان سال‌ها حنجره جر می‌دهند که الا! ورشكستگی آبی نزدیک است. صدای هشدارها آن‌قدر زیاد است که نمی‌شود نشنید اما آنها موفق می‌شوند نشنوند تا خود خود بحران که آب مردم و بخش خصوصی واقعی قطع می‌شود. از قضا، این وسط تاجری خوش‌شانس کلی مخزن و پمپ وارد کرده.

برق: با استعانت از مازوت، بیت‌کوین درو می‌کنند. سیاست daylight saving را طوری از حیز انتفاع می‌اندازند که سرگیجه چند نسل بشود. توسعه زیرساخت را آن‌قدر پشت گوش می‌اندازند تا تأثیر قطعی برق کم‌کم با تعطیلات آخر هفته در تقویم برابری کند. تصادفا تجار آینده‌نگری انواع و اقسام ژنراتور و پنل خورشیدی را پیش‌پیش وارد کرده‌اند.

دیدیم چطور بحران اختراع می‌شود، یک کوچه باز می‌ماند برای فرار، و آنجا دستفروشان خودی راه‌حل می‌فروشند؛ انهدام عامدانه خدمات و فروش نسخه پریمیوم خصوصی.
نمونه‌های دیگر:

هوا: خود مازوت هم مثل برق به تقویم تجاوز می‌کند. خبری از توسعه ناوگان حمل‌ونقل عمومی نیست چون مثلا دولت و شهرداری اختلاف دارند. استاندارد بنزین و کیفیت خودروها، عدم تعریض معابر، ایجاد ترافیک عمدی و امثال این‌ها هر کدام حالی به هوا می‌دهد. اگر خیلی Green باشید با وجدانی معذب، بنزین خوب هست لیتری ۷۰ هزار تومان ناقابل. سایر راهکارها؟ خرید طرح ویژه از دم در تا سر کوچه همراه با ماسک N95، دستگاه تصفیه هوا، و مراجعه به پزشک معتمد با بیمه بی‌اثر درمان.

درمان و تأمین اجتماعی: بیمه‌های بزرگ بعد از سال‌ها بلعیدن بیت‌المال سر سفره فساد مثل قماربازی بی‌غیرت ورشكست می‌شوند. خدمات درمانی ناکارآمد می‌شود. حالا بیمه تکمیلی خوب کیمیاست، پزشک خوب ارزش زیرمیزی را دارد، و کارکرد بیمارستان خصوصی بقاست نه شوآف.
با مستمری ماهانه صد دلاری مادر، همه دنبال بیمه عمر بیمه‌گرهای خصوصی‌اند؛ اشتغال‌زایی برای نادمان گلدکوئست.

آموزش: خیرین مدرسه‌ساز دوربینی کم‌کم خجالتی می‌شوند. در اخبارِ همواره مأخوذ به حیای رسمی، یکباره، میانگین معدل‌ها و سن شروع اعتیاد به زیر ۱۰ می‌رسد. همزمان پس از چند سال امروزفرداکردن از توزیع شیر کم‌چرب هم عاجزیم. اینجا، طبقاتِ اداراتِ کلِ آموزش به مزارعِ پرورشِ مجوزِ مدرسه خصوصی بدل می‌شوند. از مهد کودک تا دکترای حرفه‌ای مشمول قواعد مشابهند. فضای آموزشی به چند متربرمحصل که می‌رسد، شیر ورودی تا آخر باز می‌شود تا کشورهای دیگر را هم پوشش دهیم. حالا وقت فروش سوال، صندلی‌، سهمیه و مدرک است.

لوازم خانگی: بنا به تعریف لازم برای خانه. اگر منع واردات به‌تنهایی جواب نداد، گارانتی‌های نیست‌درجهان علم می‌کنیم و یک شهر فلان با قسط روزی هزار تا تک‌تومنی راه می‌اندازیم تا پیت‌حلبی‌های برقی بی‌شرمانه ساخت ایران یکه‌تاز بازار باشند.

فجازی: تا سرعت، محبوبیت و پوشش اینترنت به جایی رسید اطمینان حاصل می‌کنند که خدمات مختلف از خارج با تحریم و از داخل با فیلترینگ از دسترس مردم خارج باشد. حالا از هر سرویسی که پاسخ نیازی را داده و محبوب شده یک نسخه با جلد فارسی و شماره حساب بانکی داخلی می‌سازند. اطلاق کاسب تحریم به صاحبان این‌گونه خدمات وهن توأمان واژه‌های اطلاق و کاسب و تحریم است. این‌ها حرام‌زاده‌های تحریمند.
اما این فقره فیلترینگ و فیلترشکن‌فروشی، که پس‌ از اجرای بی‌نقصش شیطان از افسردگی کنج عزلت گزیده و مشغول بازنگری در ایده سجده به آدم است، مورد غریب‌تری است. در یک اینترنت آزاد، شرکت‌های ارائه‌دهنده اینترنت ذی‌نفع بودند. با فیلترینگ بدوی اولیه برادرها دعوت به کار شدند. بعد فیلترشکن‌فروش‌ها که خواهرزاده و برادرزاده بودند دستشان بند شد. جلوتر که آمدیم پروکسی‌ها رسید به cousinها. با ساعتی و دقیقه‌ای شدن راه‌حل‌های دورزدن فیلترینگ عمو و عمه و دایی و خاله‌زاده‌های ناتنی‌ هم نانی تو مغز تریت‌شده مردم می‌زنند و می‌خورند.
می‌دانیم اعطای مجوز و وام و دلار سه‌تاصدتومنی و معافیت مالیاتی و رانت اطلاعاتی از فتاوای آتی فلان وزارتخانه به کی می‌رسد و به کی نمی‌رسد. گوشت تن مردم استخراج شده و با سنتز می‌شود دنبه به تن رفقا.

تصویر ۲: از خرطوم فیل دندان‌شکسته شهر قصه نمونه‌برداری می‌کنند.


بودن یا نبودن #هملت را شاملو از زبان بازیگرش می‌کاود. گند جهان بر او آشکار شده. می‌داند فریب پدر قصه تکراری اعتماد و غفلت است از قتل هابیل تا باغ جتسمانی و تا همین اکنون. تماشاچیان برای نظاره دردش سکه‌ها از سیم و زر پرداخته‌اند و پرده در لحظه محتوم ...


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
Gloomy Sunday (1999)


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
روی دست شب، این خون کیه؟
این گل پرپر، جَوون کیه؟
تو سینه‌هامون آتیش‌فشونه
این جوی خون از خون جوونه
آسمون غمگین، زمین سیاهه
این خون ماهه، این خون ماهه.


https://whatwherewhykids.com/archives/3349

اپیزود آخر پادکست چی؟ کجا؟ چرا؟ با عنوان حق ما چیه؟ برای والدین کودکان زیر ده سال کیمیای کم‌یابی است. جسارت و شهامت به خرج داده‌اند و کمی مسائل اخیر را برای این کودکان به فراخور سنشان شکافته‌اند.

بعد از بررسی برای کودکان خود پلی کنید.


توضیح بیشتر:
این پادکست شاید دیگر نیازی نداشته باشد اما برای صدبیات #معرفی_واجب است. از روزی که منتشر شد با فرزندم شنیدارش بودیم و لذت بردیم و آموختیم. ماموریتش پرسشگر نگه‌داشتن کودکان است و شخصیتش جستجوگری علمی. به‌اندازه خوش‌نمک، شاد و سرگرم‌کننده است. نیم‌نگاهی هم به آموزش فارسی و انگلیسی به کودکان ایرانی دنیا دارد، فارسی به خارج‌نشین‌ها و انگلیسی به داخل‌نشین‌ها. کار مریم محمدخانی و صادق روحانی و همکارانشان است که در کار کودک سابقه خوبی دارند. این پروژه که در ونکوور به بار نشسته حقاً چیزی است در حوالی حد کمال. عملاً حداقل نظارت والد را می‌طلبد، برای کودکان تعاملی است چون متعهدند به بچه‌ها، تقریبا در همه پادخوان‌ها در دسترس است (در قطعی سیاه اینترنت به شنوتو هم آمدند)، و شاید مهم‌تر از همه اینکه به لطف ایده‌های گسترنده‌اش حالا یک منظومه پادکست زنجیروار است و ذیل سازمان داروگ‌کیدز (سایت: www.darwagkids.com و تلگرام: https://t.me/darwagkids) گسترده‌تر هم می‌شود. چه بهتر اگر بتوانید ازشان حمایت کنید. در یک کلام و به قول دوستی جسارت نباشد؛

Sadabiat Certified 🏅✅


از دیروز چنان ملی‌غیرمذهبی‌ام که یک کیلوبایت هم از من می‌گریخت.

دیروز زادروز ژول ورن بود و یاد این #کتاب_کودکی برایم زنده شد. برخلاف سفرنامه‌های ماه و اعماق آمازون و زیر آب و دور دنیای ژول ورن، این یکی هنوز هم علمی‌تخیلی حساب می‌شود و مانده تا دانشمندان به آن پایین برسند. اما حقیقتا جای ترسناکی است. بیخود نیست در اساطیر ملل هر کس می‌رود زیر زمین، بیرون نمی‌آید.

پی‌نوشت: اینجا هم روی جلد خبری از اسم مترجم نیست.


الاصلاحات.pdf
74.0Kb
این مطلب مناسب افراد زیر هجده‌سال نیست

استاد محمد دهقانی، ادب‌شناس، تاریخ‌شناس و مترجم، مثنوی هزل‌آمیز الاصلاحات را در کانالش منتشر کرده که سال ۱۳۷۹ در پی "خیانتی که به رأی مردم در انتخابات مجلس شد و همه‌ امیدهای جوانان آن روزگار را برای اصلاح به باد داد" نوشته است. در ادامه توضیح داده‌اند:
این مثنوی را به اقتفای هزل‌پردازان دردمند و نامداری چون عبید زاکانی و یغمای جندقی و ایرج میرزا نوشته‌ام. مرا هم مثل آن بزرگان ببخشید به سبب فاش‌گویی و ژاژواژه‌هایی که به کار برده‌ام. چاره‌ای جز این نداشتم. در قالب فابل است و سمبلیک، مثل "موش و گربه‌" عبید. خودتان تفسیرش کنید و ببینید شیر و خرس و گرگ و روباه نماد چه کسانی هستند.
الاصلاحات دکتر دهقانی اسباب خنده‌ای است گیرم تلخ اما این روزها همچنان روا (=حلال؟). تف آخری به برچسب نچسب "اصلاحات" که شاید ربع قرن دیر منتشر می‌شود. و همین یادآوری هیجان‌انگیزی است از حجم و کیفیت آثاری که به‌زودی از گنجه و کشو درخواهد آمد و تاریخ ادبیات نیم‌قرن اخیر را یک‌سر "اصلاح" می‌کند.

توضیح: هسته مرکزی قصه گادَن جناب خرس است مر روباهان را.


کانال استاد:
@dmdehghani


داستان دو شهر چارلز دیکنز از اولین نمونه‌های رمان تاریخی و مستند است. #شروع_شاهکار رمان وصف روزگار منتهی به انقلاب کبیر فرانسه است که تاثیری بسیار فراتر از آن مرز و آن زمان بر زندگی روی این سیاره گذاشت.

بهترین زمانه بود، بدترین زمانه بود، عصر خرد بود، عصر نابخردی بود، دوران ایمان و باور بود، دوران بی‌ایمانی و بی‌باوری بود، فصل نور بود، فصل تاریکی بود، بهار امید بود، خزان نومیدی بود، همه‌چیز را پیش رویمان داشتیم، هیچ‌چیز پیش رویمان نبود، همه عازم بهشت بودیم، همه عازم مسیر عکس آن بودیم؛ خلاصه، آن دوره چنان مانند دوره حاضر بود، که بعضی مقامات شلوغ‌کار اصرار داشتند که در هر‌ مقایسه‌ای باید آن را، از خوبی یا از بدی، سرآمد باقی دوران‌ها پنداشت.

زادروز چارلز جان هافمن دیکنز است.

* ترجمه خوبی از رمان دم دست نداشتم و خودم ترجمه کردم.


تا کی این آونگ بی‌ذات سیاست بالاخره و جبراً یک‌جا بایستد، چطور ملت بمانیم؟ نظر نامحبوب اینکه شاید خارج‌نشین‌ها بتوانند دوایی برای درد نان داخل‌نشین‌ها پیدا کنند.

خبر رسمی است. کرامت بعضی متخصص‌ها اینجا با حقوق سالانه ۳۵۰۰دلاری زیر آوار تورم جان خواهد داد. از آن صدبرابر بدتر: کارگر حداقل‌بگیر با زیر ۱۲۰۰ دلار در سال اگر نگوییم با خطر جانی، حداقل با آسیب‌های جدی چون فقر غذایی و بیماری دست‌وپنجه نرم خواهد کرد.

حقیقت تلخ اینکه متاسفانه نمی‌شود به همه کمک کرد. اما شما، خارج از ایران، شاید بتوانید راه‌هایی پیدا کنید که دست متخصص فریلنسر را بگیرد و درآمد ناچیزش را با کارفرمای خارجی فقط دوبرابر ذلت فعلی کند. اجازه استفاده از اطلاعات فرم‌پرکنی نظیر نشانی/تلفن، شماره کارت/حساب برای دریافت دستمزد/حقوق، معرفی/توصیه و این‌ها اگر ضرر قابل‌توجهی برایتان نداشته باشد کمک بزرگی برای این طیف خواهد بود.

در جامعه ایرانی‌های اطراف خودتان کسی هست که خانواده‌اش در ایران به کمک او وابسته باشد؟ اگر می‌توانید درآمدش را در ماه دویست‌سیصد دلار بیشتر کنید. کمک شما به کار اضافه، افزایش حقوق یا حتی استفاده شخصی و مستقیم خودتان از خدمات آدم‌های این طیف خانواده کم‌توانشان در ایران را منتفع خواهد کرد.

اگر شدنی است، خیریه و خیر و نیکوکار و دستگیر مطمئن و معتمد در ایران پیدا کنید و مبالغی بهشان کمک کنید تا آبشاری به نیازمندانی برسانند که بقایشان تهدید می‌شود.

پیش‌شرط این‌ها البته این است که با ابزارهای فنی به اتصال داخل‌نشین‌ها به اینترنت کمک کنید.

قبل‌تر از آن، شوربختانه داخل‌نشین‌ها باید تلفن و اس‌ام‌اس و فیلترنت داشته باشند. این‌ها تو دهن آدم نمی‌چرخد ولی چاره‌ای جز این نیست که نهایت زورمان را بزنیم بلکه این صورت تکنولوژیک خفقان را لااقل و عجالتاً بشکنیم.

باز بدبختانه برای همه این‌ها به برق نیاز داریم. این‌ها تو دهن آدم اصلا نمی‌چرخد. راهی پیدا کنیم ماینینگ را از آن طرف فیلتر کنند یا ورودی معادن بیت‌کوین را مسدود کنند!

بله، هدفمندی تحریم‌ها و یارانه‌ها به یک اندازه بی‌آبرو بوده و آسیبش دست‌کم دو دهه است به عمر ما رسیده و نفعش به جیب چپاولگران. ملت بمانیم و کلاهمان را سفت بچسبیم که هوا پس است و ناجوانمردانه سرد.


درباره او که مجری نیست، مجراست

فحش، این شهره به آغازگری تمدن، در عصر شرم‌زدوده ما رزق آن جنده‌‌های فول‌تایم توجه است که هنر دیگری ندارند. چهل‌حرامی‌باشیِ زیرک این‌ها را در ازای استخوانی برای سق‌زدن می‌اندازد جلو، جلو دوربین، front-end سایت‌های خبری، صف مقدم سایبریون.

کارویژه این گونه غریب جانوری اما پرزگیری است، اتفاقی که حین شست‌وشو می‌افتد. مثلا اگر ماموریت خون‌شویی در دست اقدام باشد، قابل‌پیش‌بینی است که فحش‌هایی به سوی آمر گسیل شود. اینجاست که پُرزگیر به‌دو و با ولع تمام وارد عمل می‌شود و با خلاقیتی متعفن راهی برای جذب آنی همه لعن‌ونفرین‌ها پیدا می‌کند. دل چهل‌حرامی‌ به رحم می‌آید و رخصت می‌دهد به مخالف‌نماها تا فحش‌ها را از هر طرف پرتاب کنند. یک‌عده همیشه‌ازهمه‌جابی‌خبر هم از ماجرا حس تخلیه فردی و جمعی می‌گیرند.

استخوان‌ها واریز می‌شود و طوفان کم‌کم به باد و باد کم‌کم به نسیم و نسیم کم‌کم ...

پ.ن: همگام با پیشرفت‌های بشر #فحش_جدید لازم داریم.

**راهنمایی برای جواب معمای پست اول این هشتگ: لعاب‌چی ب.ز.رگ را تازه بعد از سال‌ها همین چند روز پیش تحریم کردند.

20 ta oxirgi post ko‘rsatilgan.