#جستارنما
تصویر ۱: تشویق ایستاده شهردار دکتر ترافیک شهری در دهه ۸۰ پس از پرزنتیشن تعمیم شیوه طرحفروشی به سایر مسائل حکمرانی.سمتوسوی مدیریت یا سومدیریت؟دارون عجماوغلو و جیمز ای. رابینسون، برندگان نوبل اقتصاد ۲۰۲۴، در کتاب
چرا ملتها شکست میخورند اصطلاح
نهادهای استخراجی را ضرب کردند در وصف نهادهایی که به لطائفالحیل ترتیبات سیاسیاقتصادی را طوری میچینند که قدرت و مکنت نزد طبقه حاکم انباشته شود-- از جیب مردم. شگردشان متلاشی یا فرسودهکردن خدمات عمومی است. بحران که جدی شد، زیرپوستی راهحل خصوصی عرضه میشود. فقط خصوصیاش یک لَتِ پنهان دارد؛ خصولتی است.
مصادیقش زیاد است و متن لاجرم طولانی. سعی کردم خواندن بخشی از مثالها را قابلانتخاب کنم.
آب: فعالان سالها حنجره جر میدهند که الا! ورشكستگی آبی نزدیک است. صدای هشدارها آنقدر زیاد است که نمیشود نشنید اما آنها موفق میشوند نشنوند تا خود خود بحران که آب مردم و بخش خصوصی واقعی قطع میشود. از قضا، این وسط تاجری خوششانس کلی مخزن و پمپ وارد کرده.
برق: با استعانت از مازوت، بیتکوین درو میکنند. سیاست daylight saving را طوری از حیز انتفاع میاندازند که سرگیجه چند نسل بشود. توسعه زیرساخت را آنقدر پشت گوش میاندازند تا تأثیر قطعی برق کمکم با تعطیلات آخر هفته در تقویم برابری کند. تصادفا تجار آیندهنگری انواع و اقسام ژنراتور و پنل خورشیدی را پیشپیش وارد کردهاند.
دیدیم چطور
بحران اختراع میشود، یک کوچه باز میماند برای فرار، و آنجا دستفروشان خودی راهحل میفروشند؛ انهدام عامدانه خدمات و فروش نسخه پریمیوم خصوصی.
نمونههای دیگر:
هوا: خود مازوت هم مثل برق به تقویم تجاوز میکند. خبری از توسعه ناوگان حملونقل عمومی نیست چون مثلا دولت و شهرداری اختلاف دارند. استاندارد بنزین و کیفیت خودروها، عدم تعریض معابر، ایجاد ترافیک عمدی و امثال اینها هر کدام حالی به هوا میدهد. اگر خیلی Green باشید با وجدانی معذب، بنزین خوب هست لیتری ۷۰ هزار تومان ناقابل. سایر راهکارها؟ خرید طرح ویژه از دم در تا سر کوچه همراه با ماسک N95، دستگاه تصفیه هوا، و مراجعه به پزشک معتمد با بیمه بیاثر درمان.
درمان و تأمین اجتماعی: بیمههای بزرگ بعد از سالها بلعیدن بیتالمال سر سفره فساد مثل قماربازی بیغیرت ورشكست میشوند. خدمات درمانی ناکارآمد میشود. حالا بیمه تکمیلی خوب کیمیاست، پزشک خوب ارزش زیرمیزی را دارد، و کارکرد بیمارستان خصوصی بقاست نه شوآف.
با مستمری ماهانه صد دلاری مادر، همه دنبال بیمه عمر بیمهگرهای خصوصیاند؛ اشتغالزایی برای نادمان گلدکوئست.
آموزش: خیرین مدرسهساز دوربینی کمکم خجالتی میشوند. در اخبارِ همواره مأخوذ به حیای رسمی، یکباره، میانگین معدلها و سن شروع اعتیاد به زیر ۱۰ میرسد. همزمان پس از چند سال امروزفرداکردن از توزیع شیر کمچرب هم عاجزیم. اینجا، طبقاتِ اداراتِ کلِ آموزش به مزارعِ پرورشِ مجوزِ مدرسه خصوصی بدل میشوند. از مهد کودک تا دکترای حرفهای مشمول قواعد مشابهند. فضای آموزشی به چند متربرمحصل که میرسد، شیر ورودی تا آخر باز میشود تا کشورهای دیگر را هم پوشش دهیم. حالا وقت فروش سوال، صندلی، سهمیه و مدرک است.
لوازم خانگی: بنا به تعریف لازم برای خانه. اگر منع واردات بهتنهایی جواب نداد، گارانتیهای نیستدرجهان علم میکنیم و یک شهر فلان با قسط روزی هزار تا تکتومنی راه میاندازیم تا پیتحلبیهای برقی بیشرمانه ساخت ایران یکهتاز بازار باشند.
فجازی: تا سرعت، محبوبیت و پوشش اینترنت به جایی رسید اطمینان حاصل میکنند که خدمات مختلف از خارج با تحریم و از داخل با فیلترینگ از دسترس مردم خارج باشد. حالا از هر سرویسی که پاسخ نیازی را داده و محبوب شده یک نسخه با جلد فارسی و شماره حساب بانکی داخلی میسازند. اطلاق کاسب تحریم به صاحبان اینگونه خدمات وهن توأمان واژههای اطلاق و کاسب و تحریم است. اینها حرامزادههای تحریمند.
اما این فقره فیلترینگ و فیلترشکنفروشی، که پس از اجرای بینقصش شیطان از افسردگی کنج عزلت گزیده و مشغول بازنگری در ایده سجده به آدم است، مورد غریبتری است. در یک اینترنت آزاد، شرکتهای ارائهدهنده اینترنت ذینفع بودند. با فیلترینگ بدوی اولیه برادرها دعوت به کار شدند. بعد فیلترشکنفروشها که خواهرزاده و برادرزاده بودند دستشان بند شد. جلوتر که آمدیم پروکسیها رسید به cousinها. با ساعتی و دقیقهای شدن راهحلهای دورزدن فیلترینگ عمو و عمه و دایی و خالهزادههای ناتنی هم نانی تو مغز تریتشده مردم میزنند و میخورند.
میدانیم اعطای مجوز و وام و دلار سهتاصدتومنی و معافیت مالیاتی و رانت اطلاعاتی از فتاوای آتی فلان وزارتخانه به کی میرسد و به کی نمیرسد. گوشت تن مردم استخراج شده و با سنتز میشود دنبه به تن رفقا.
تصویر ۲: از خرطوم فیل دندانشکسته شهر قصه نمونهبرداری میکنند.