این آهنگ رو گوش میدادم که، یهو یاد یکی از خفنترین شاهکارهای داستانگویی افتادم:
Detroit: Become Human.
بازی دیترویت دقیقاً دست میذاره رو همون ترسی که آهنگ میگه:
روزی که ماشینها از ما انسانتر میشن و برای «آزادی» میجنگن، در حالی که ما خودمون تو وابستگی به تکنولوژی غرق شدیم.
اینم بگم که:
دیوید کیج برای نوشتن داستان ۲ سال وقت گذاشت. نتیجه؟ یه فیلمنامهی ۲۰۰۰ صفحهای با کلی پایان و مسیر داستانی که باعث میشه تجربه هر گیمر کاملاً با بقیه فرق کنه (حتی مرگ کاراکترهای اصلی تو همون اوایل بازی ممکنه!).
و
:واسه اینکه تفاوت دنیای ۳ تا شخصیت اصلی رو با تمام وجود حس کنیم، برای هرکدوم یه آهنگساز کاملاً متفاوت با سازبندی مجزا آوردن. (مثلاً تم کانر سرد و الکترونیکه، ولی تم کارا با ویولنسل و به شدت احساسیه).
اگه حوصلشو دارید این بازی رو پیشنهاد میکنم امتحان کنید.
@radio1o5