🔸زورآزمایی مذهبی با اعداد🔸
آیا اساساً آمار دقیق اعضای گروههای دینی قابل دستیابی است؟
✍️محسنحسام مظاهری
[قسمت ۱]
۱
چند روز پیش، در جایی از یادداشت «امامی متفاوت از امامها» به آماری تخمینی از شمار اسماعیلیان و بهتبع آن شیعیان در جهان اشاره کردم. رسانهی «فکتیار» این آمار را راستیآزمایی کرده و به این نتیجه رسیده که صحت این مدعا «نامشخص» است. ضمن احترام به تلاش این رسانه در نقد و ارزیابی مدعیات و تشکر بابت کمک شایانی که این تلاش هم به افزایش دقت نویسندگان و هم ارتقای سواد رسانهای کاربران و مخاطبان کمک شایانی میرساند، میخواهم در این موضوع خاص، راستیآزمایی آنان را بهانهای کنم برای تأمل در اصل موضوع آمار عضویت در گروههای دینی. به دلایلی که خواهم گفت، تصور من این است بررسی دقیق چنین آمارهایی چندان ممکن نیست و نتیجهای جز همین «نامشخص» که دوستان به آن رسیدهاند، نخواهد داشت.
۲
چنانکه میدانیم، «جمعیت»، از دیرباز یکی از مؤلفههای مهم قدرت محسوب میشود؛ مؤلفهای که در منازعات و رقابتهای بینالمللی، قومی، محلی، مذهبی و... بدان استناد شده و شاخصی برای حق بهرهمندی بیشتر دانسته شده است.
در دورهی پیشامدرن، برای یک قبیله یا دیگر واحدهای مشابه، اینکه جمعیت اعضایش بالا باشد، ابزاری برای تفاخر برای گروههای رقیب بود. در ابعاد بزرگتر، بیشتربودن جمعیت یک شهر یا رعایای تحت حکمرانی یک حکومت، بهمعنای وضعیت مالی بهتر آن حکومت (بهسبب مالیات بیشتر) و نیز پرشمارتربودن سپاه نظامیانش بود و درنتیجه جمعیت بیشتر، قدرت افزونتری برای حکومت ایجاد میکرد.
در دورهی مدرن و در حکومتهای دموکراتیک، هم با وجود برهمخوردن مناسبات قدرت سنتی و تغییر در مؤلفههای قدرت، اما همچنان جمعیت یک عامل مهم محسوب میشود. چراکه حداقل نشانگر شمارِ بیشتر رأیدهندگان است. بههمینجهت افزایش جمعیت اعضا و هواداران، از راههای مختلف، یکی از اصلیترین دغدغههای احزاب و گروههای سیاسی است.
۳
یکی از عرصههایی که جمعیت در آن اهمیت زیادی داشته و دارد، گروهها و جماعتهای دینی و مذهبی است. بهدلیل حساسیت بالای رقابتهای دینی، در این گروهها، جمعیت همیشه یک پارامتر مناقشهبرانگیز و محملی برای رقابت بینادینی یا دروندینی بوده است. نوعاً گروههای دینی، تلاش در بالابردن و مبالغه در شمار پیروان خود دارند و این امر برای آنان، فراتر از کسب قدرت بیشتر و برخورداری از حقوق افزونتر، همچنین نشانهی حقانیت بیشتر محسوب میشود. اهمیت این موضوع برای این گروهها به اندازهای است که بسیاریشان سازوکارهای مشخص و رسمی برای صیانت از جمعیت خود و محدودکردن راههای کاهش آن تمهید کردهاند. مجازات کسانی که قصد خارجشدن از گروه دینی و پیوستن به یک گروه دیگر را دارند، نمونهی این سازوکارها است.
۴
هرچه ابعاد گروه دینی بزرگتر و جامعهی پیروانش بیشتر و پراکندگی جغرافیایی آنان بیشتر باشد، طبیعتا این دشواری هم افزونتر خواهد بود.
البته جماعتها و فرقههای کوچک و محدود مذهبی دارای سازمان رسمی که فهرست مدونی از اعضای پیروان خود دارند را میتوان مستثنی کرد. همچنین آن دسته از گروههای دینی که فروبستهاند و در پی توسعهی پیروان خود نیستند و از میدان رقابتهای دینی برکنار نشستهاند.
۵
طبعاً حساسیت مذکور، بهطور خاص در مورد آن گروههایی که در موقعیت اقلیتی بوده و جمعیت شکننده دارند، بیشتر است. برای شیعیان که در ادوار مختلفی از تاریخ، موقعیت اقلیت مطرود را تجربه کرده و با تقیه، تشیع خویش را پنهان کردهاند، این تضییقات آشنا است. امروز هم مصداق این محدودیت را در برآورد جمعیت اهل سنت در ایران میتوان دید که هیچ آمار دقیق و رسمی از آن وجود ندارد و منابع غیررسمی بسته به منافع و تعلقات خود، اعداد مختلفی (از ۸ تا ۲۰ میلیون نفر و بیشتر) را ذکر کردهاند که قابل سنجش دقیق نیست. اهمیت این موضوع را از حساسیتی که رهبران و مراجع تقلید شیعه نسبت به رشد جمعیت اهل سنت در مواضع خود بیان میکنند دید. پیشتر درینباره نوشتهام که بخشی از تأکیدات و تبلیغات رسانههای رسمی در سالهای اخیر بر موضوع افزایش جمعیت، ریشه در همین نگرانی از برهمخوردن نسبت جمعیتی شیعه به سنی در کشور دارد.
۶
مشابه همین ابهام جمعیتی را دربارهی پیروان فرقههای صوفیه، بهاییان، شیخیان، اسماعیلیان و دیگر اقلیتهای مذهبی که توسط حکومت مرکزی بهرسمیت شناخته نمیشوند و نیز آتئیستها میتوان سراغ گرفت. همچنانکه مثلاً از شیعیان ساکن عربستان سعودی نیز آمار دقیقی در دست نداریم.
درنظر داشته باشیم که در مورد چنین اقلیتهایی، بهدلایلی ازجمله پنهانکاری از ترس فشار دولت یا گروه دینی حاکم، حتی خوداظهاری افراد هم نمیتواند مورد استناد باشد.
@mohsenhesammazaheri
آیا اساساً آمار دقیق اعضای گروههای دینی قابل دستیابی است؟
✍️محسنحسام مظاهری
[قسمت ۱]
۱
چند روز پیش، در جایی از یادداشت «امامی متفاوت از امامها» به آماری تخمینی از شمار اسماعیلیان و بهتبع آن شیعیان در جهان اشاره کردم. رسانهی «فکتیار» این آمار را راستیآزمایی کرده و به این نتیجه رسیده که صحت این مدعا «نامشخص» است. ضمن احترام به تلاش این رسانه در نقد و ارزیابی مدعیات و تشکر بابت کمک شایانی که این تلاش هم به افزایش دقت نویسندگان و هم ارتقای سواد رسانهای کاربران و مخاطبان کمک شایانی میرساند، میخواهم در این موضوع خاص، راستیآزمایی آنان را بهانهای کنم برای تأمل در اصل موضوع آمار عضویت در گروههای دینی. به دلایلی که خواهم گفت، تصور من این است بررسی دقیق چنین آمارهایی چندان ممکن نیست و نتیجهای جز همین «نامشخص» که دوستان به آن رسیدهاند، نخواهد داشت.
۲
چنانکه میدانیم، «جمعیت»، از دیرباز یکی از مؤلفههای مهم قدرت محسوب میشود؛ مؤلفهای که در منازعات و رقابتهای بینالمللی، قومی، محلی، مذهبی و... بدان استناد شده و شاخصی برای حق بهرهمندی بیشتر دانسته شده است.
در دورهی پیشامدرن، برای یک قبیله یا دیگر واحدهای مشابه، اینکه جمعیت اعضایش بالا باشد، ابزاری برای تفاخر برای گروههای رقیب بود. در ابعاد بزرگتر، بیشتربودن جمعیت یک شهر یا رعایای تحت حکمرانی یک حکومت، بهمعنای وضعیت مالی بهتر آن حکومت (بهسبب مالیات بیشتر) و نیز پرشمارتربودن سپاه نظامیانش بود و درنتیجه جمعیت بیشتر، قدرت افزونتری برای حکومت ایجاد میکرد.
در دورهی مدرن و در حکومتهای دموکراتیک، هم با وجود برهمخوردن مناسبات قدرت سنتی و تغییر در مؤلفههای قدرت، اما همچنان جمعیت یک عامل مهم محسوب میشود. چراکه حداقل نشانگر شمارِ بیشتر رأیدهندگان است. بههمینجهت افزایش جمعیت اعضا و هواداران، از راههای مختلف، یکی از اصلیترین دغدغههای احزاب و گروههای سیاسی است.
۳
یکی از عرصههایی که جمعیت در آن اهمیت زیادی داشته و دارد، گروهها و جماعتهای دینی و مذهبی است. بهدلیل حساسیت بالای رقابتهای دینی، در این گروهها، جمعیت همیشه یک پارامتر مناقشهبرانگیز و محملی برای رقابت بینادینی یا دروندینی بوده است. نوعاً گروههای دینی، تلاش در بالابردن و مبالغه در شمار پیروان خود دارند و این امر برای آنان، فراتر از کسب قدرت بیشتر و برخورداری از حقوق افزونتر، همچنین نشانهی حقانیت بیشتر محسوب میشود. اهمیت این موضوع برای این گروهها به اندازهای است که بسیاریشان سازوکارهای مشخص و رسمی برای صیانت از جمعیت خود و محدودکردن راههای کاهش آن تمهید کردهاند. مجازات کسانی که قصد خارجشدن از گروه دینی و پیوستن به یک گروه دیگر را دارند، نمونهی این سازوکارها است.
۴
هرچه ابعاد گروه دینی بزرگتر و جامعهی پیروانش بیشتر و پراکندگی جغرافیایی آنان بیشتر باشد، طبیعتا این دشواری هم افزونتر خواهد بود.
البته جماعتها و فرقههای کوچک و محدود مذهبی دارای سازمان رسمی که فهرست مدونی از اعضای پیروان خود دارند را میتوان مستثنی کرد. همچنین آن دسته از گروههای دینی که فروبستهاند و در پی توسعهی پیروان خود نیستند و از میدان رقابتهای دینی برکنار نشستهاند.
۵
طبعاً حساسیت مذکور، بهطور خاص در مورد آن گروههایی که در موقعیت اقلیتی بوده و جمعیت شکننده دارند، بیشتر است. برای شیعیان که در ادوار مختلفی از تاریخ، موقعیت اقلیت مطرود را تجربه کرده و با تقیه، تشیع خویش را پنهان کردهاند، این تضییقات آشنا است. امروز هم مصداق این محدودیت را در برآورد جمعیت اهل سنت در ایران میتوان دید که هیچ آمار دقیق و رسمی از آن وجود ندارد و منابع غیررسمی بسته به منافع و تعلقات خود، اعداد مختلفی (از ۸ تا ۲۰ میلیون نفر و بیشتر) را ذکر کردهاند که قابل سنجش دقیق نیست. اهمیت این موضوع را از حساسیتی که رهبران و مراجع تقلید شیعه نسبت به رشد جمعیت اهل سنت در مواضع خود بیان میکنند دید. پیشتر درینباره نوشتهام که بخشی از تأکیدات و تبلیغات رسانههای رسمی در سالهای اخیر بر موضوع افزایش جمعیت، ریشه در همین نگرانی از برهمخوردن نسبت جمعیتی شیعه به سنی در کشور دارد.
۶
مشابه همین ابهام جمعیتی را دربارهی پیروان فرقههای صوفیه، بهاییان، شیخیان، اسماعیلیان و دیگر اقلیتهای مذهبی که توسط حکومت مرکزی بهرسمیت شناخته نمیشوند و نیز آتئیستها میتوان سراغ گرفت. همچنانکه مثلاً از شیعیان ساکن عربستان سعودی نیز آمار دقیقی در دست نداریم.
درنظر داشته باشیم که در مورد چنین اقلیتهایی، بهدلایلی ازجمله پنهانکاری از ترس فشار دولت یا گروه دینی حاکم، حتی خوداظهاری افراد هم نمیتواند مورد استناد باشد.
@mohsenhesammazaheri