چرا خیلی از کسبوکارها، هرقدر هم زحمت بکشند، آخرش در یک باتلاق قیمتشکنی گیر میافتند؟ 🤔
جواب ساده است: چون از اول، یک ایدهی تکراری را کپی کردهاند.
وقتی یک کسبوکار را عینا از رقیبت کپی میکنی — همان محصول، همان قیمت، همان مشتری — عملا داری وارد میدانی میشوی که همه در آن دقیقا یک چیز را میفروشند. در چنین میدانی، تنها اسلحهای که برایت میماند «قیمت» است. نتیجه؟ رقابتی که بهجای ساختن ارزش، فقط سود همه را ذوب میکند؛ همان چیزی که تیل به آن «رقابت خونین» میگوید.
نکته اینجاست: بازار شلوغ، خودش نشانهی «تقاضای زیاد» نیست؛ گاهی فقط نشانهی «تخیل کم» است. کسی که وارد یک بازار اشباعشده میشود چون «دیده بقیه موفق شدهاند»، دارد ریسک را با امنیت اشتباه میگیرد.
برای صاحبان کسبوکار و تولیدکنندههای محتوا:
یک لحظه صادقانه از خودت بپرس — آیا محصول یا محتوایی که تولید میکنم، نسخهی کمی بهترِ چیزی است که ده نفر دیگر هم دارند؟ یا واقعا یک زاویه، یک مخاطب، یا یک شکل از حل مسئله دارم که کسی جای دیگری آن را کپی نکرده؟
اگر جواب صادقانهات گزینهی اول است، شاید وقتش رسیده مسیر را کج کنی، نه سریعتر بدوی.
جواب ساده است: چون از اول، یک ایدهی تکراری را کپی کردهاند.
وقتی یک کسبوکار را عینا از رقیبت کپی میکنی — همان محصول، همان قیمت، همان مشتری — عملا داری وارد میدانی میشوی که همه در آن دقیقا یک چیز را میفروشند. در چنین میدانی، تنها اسلحهای که برایت میماند «قیمت» است. نتیجه؟ رقابتی که بهجای ساختن ارزش، فقط سود همه را ذوب میکند؛ همان چیزی که تیل به آن «رقابت خونین» میگوید.
نکته اینجاست: بازار شلوغ، خودش نشانهی «تقاضای زیاد» نیست؛ گاهی فقط نشانهی «تخیل کم» است. کسی که وارد یک بازار اشباعشده میشود چون «دیده بقیه موفق شدهاند»، دارد ریسک را با امنیت اشتباه میگیرد.
برای صاحبان کسبوکار و تولیدکنندههای محتوا:
یک لحظه صادقانه از خودت بپرس — آیا محصول یا محتوایی که تولید میکنم، نسخهی کمی بهترِ چیزی است که ده نفر دیگر هم دارند؟ یا واقعا یک زاویه، یک مخاطب، یا یک شکل از حل مسئله دارم که کسی جای دیگری آن را کپی نکرده؟
اگر جواب صادقانهات گزینهی اول است، شاید وقتش رسیده مسیر را کج کنی، نه سریعتر بدوی.