کانال تلگرامی احمد محمدپور dan repost
در همان جلد "روش در روش" و سپس جلد دوم، یعنی "ضد روش"، به هویت فلسفی و پارادایمی روشهای کیفی پرداختهام؛ آنجا توضیح دادهام که برای فهم جایگاه نظریه در پژوهش باید به بنیانهای پارادایمی دو هستی شناسی پارمنیدسی و هراکلیتوسی ("بودن" در برابر "شدن") و دو رویکرد برآمده از آن یعنی فلسفه "قارهای" و "تحلیلی" و یا مباحث کانت در خصوص "امر پیشینی" و "امر پسینی" رجوع کنیم. اگر روشهای کمی درصدد نظریه آزمایی به اتکای روش قیاسی - فرضیهای هستند، روشهای کیفی به نظریهسازی، الگویابی و فهم استقرایی و مشاهدهای از جهان اجتماعی میپردازند. در نهایت حتی روشهای قیاسی نیز خود ذاتاً استقرایی و در حوزه علوم احتماعی "استفهامی" و "پسکاوانه" هسند. نظریه در روش کیفی نقش لنز، عینک و راهنمای پژوهش را دارد. به قول دیوید فترمن، "محقق با ذهن باز وارد میدان میشود نه با کله پوک"؛ بنابراین وجود و حضور نظریه لازم است اما نه برای تئوری سازی و فرضیه آزمایی قیاسی، بلکه برای تدوین و صورتبندی سؤالات پژوهش، مکانیابی موضوع در ادبیات کلان پژوهش و نیز "حساسیت نظری"؛ اما محقق نباید هرگز خود را به مفاهیم نظری محدود سازد زیرا واقعیت همواره فراتر و پیچیدهتر از فرضیه، سؤال یا موضوع تحقیق است؛ واقعیت حتی فراتر از امکانات زبانی است. خلاقیت، انباشت نظری، مشارکت و جرح و تعدیل مفاهیم نظری یا نظریه در فرآیند "بازاندیشانه" تحقیق از مشخصههای روش کیفی است. روشهای کیفی نگران تعمیم دادهها یا روایی نیستند، بلکه هدفشان اعتبار و دقت برای تدوین قوانین "ایدئوگرافیک" هستند، نه الگوهای "نوموتتیک". بنابرین نظریه حضور دارد اما نه برای "تحمیل" مفاهیم بلکه برای کمک به "تکوین" و "ظهور" مفاهیم مندرج در واقعیت، آنطور که خودشان ظاهر میشوند. نظریه در خدمت حساسیت نظری است و نه جهت دادن به آنچه "باید یا نباید" دیده شود. من این مباحث را هم در کتابهای "ضد روش" و "فرا روش" (یا روشهای ترکیبی) و هم در کتاب "سیاستهای روش" به تفصیل توضیح دادهام.
بنابراین پاسخ من به جناب محدثی آن است که داعیه ایشان نه تنها نادرست و غیرعلمی است، بلکه از فهم غلط و سطحی ایشان و فقدان دانش لازم در فلسفه علوم اجتماعی نشأت میگیرد، مشکلی که کتاب روش در روش را مخصوصاً در پاسخ به آن نوشته بودم! توصیه من به ایشان آن است آثار بنده را دقیقتر بخوانند و به جای رویکرد تواب محور و پرخاشگرانه، نقد و نظرشان را در جای درست و فضای مناسب مطرح کنند تا پاسخ درست هم بگیرند، نه در فضاهای زودگذر رسانههای اجتماعی که چون ریگ بیابان با بادی ناپدید میشوند؛ بحث روش در فلسفه علوم اجتماعی فراتر از آن است که بتوان با چند لایک و تحسین و مخالفت این و آن حل و فصل شود. در نهایت، آثار بنده نیز وحی منزل نیستند؛ اگر ایشان دست به قلم شوند و روش در علوم اجتماعی را که به گفته ایشان، من از ریل خارج کرده ام، به راه راست هدایت کنند، من نخستین کسی خواهم بود که به ایشان ایمان خواهم آورد.
ایام به کام
دکتر احمد محمدپور
۱۵ فوریه ۲۰۲۵
ماساچوست، آمریکا
ص ۲
بنابراین پاسخ من به جناب محدثی آن است که داعیه ایشان نه تنها نادرست و غیرعلمی است، بلکه از فهم غلط و سطحی ایشان و فقدان دانش لازم در فلسفه علوم اجتماعی نشأت میگیرد، مشکلی که کتاب روش در روش را مخصوصاً در پاسخ به آن نوشته بودم! توصیه من به ایشان آن است آثار بنده را دقیقتر بخوانند و به جای رویکرد تواب محور و پرخاشگرانه، نقد و نظرشان را در جای درست و فضای مناسب مطرح کنند تا پاسخ درست هم بگیرند، نه در فضاهای زودگذر رسانههای اجتماعی که چون ریگ بیابان با بادی ناپدید میشوند؛ بحث روش در فلسفه علوم اجتماعی فراتر از آن است که بتوان با چند لایک و تحسین و مخالفت این و آن حل و فصل شود. در نهایت، آثار بنده نیز وحی منزل نیستند؛ اگر ایشان دست به قلم شوند و روش در علوم اجتماعی را که به گفته ایشان، من از ریل خارج کرده ام، به راه راست هدایت کنند، من نخستین کسی خواهم بود که به ایشان ایمان خواهم آورد.
ایام به کام
دکتر احمد محمدپور
۱۵ فوریه ۲۰۲۵
ماساچوست، آمریکا
ص ۲