تو زندگی «نداری» بلکه خود زندگی هستی و در این حال شهود زندگی به شکل های مختلفش در تو به ادراک در می آید.
تأمل کن: اگر زندگی چیزی است که تو داری، یک روز آن را از دست خواهی داد چون تمام داراییها موقتی هستند. چنین باوری به خودی خود ما را در موقیعت جسـم به عنوان ذهن و شخص قرار می دهد که وابسته به زمان هستند و میرا.
اما وقتی به این شناخت میرسی که ما خود زندگی هستیم، بعد تمام ترس ها ناپدید میشوند در حالی که این ادراک ما را در موقعیت هشیاری قرار می دهد که بی شکل، بی زمان و نامیر است.
این باور که ما فقط جسم خودمان هستیم ما را نگران و شتابزده میکند چون در سطحی نیمه خودآگاه، پیش از آنکه تمام شود سعی می کنیم آن را به دست آوریم. سال ها، این مسئله رنج انسان ها بوده است. اما، به عنوان خود هشیاری، ما وابسته به زمان نیستیم. وقتی بیشتر این مطلب را درک میکنیم، ذهنمان و دنیا عاقل تر و آرام تر میشوند چون در قلب خود میدانیم که بی زمان هستیم.
موجی
آتش سپید
ص 243 و 244
تأمل کن: اگر زندگی چیزی است که تو داری، یک روز آن را از دست خواهی داد چون تمام داراییها موقتی هستند. چنین باوری به خودی خود ما را در موقیعت جسـم به عنوان ذهن و شخص قرار می دهد که وابسته به زمان هستند و میرا.
اما وقتی به این شناخت میرسی که ما خود زندگی هستیم، بعد تمام ترس ها ناپدید میشوند در حالی که این ادراک ما را در موقعیت هشیاری قرار می دهد که بی شکل، بی زمان و نامیر است.
این باور که ما فقط جسم خودمان هستیم ما را نگران و شتابزده میکند چون در سطحی نیمه خودآگاه، پیش از آنکه تمام شود سعی می کنیم آن را به دست آوریم. سال ها، این مسئله رنج انسان ها بوده است. اما، به عنوان خود هشیاری، ما وابسته به زمان نیستیم. وقتی بیشتر این مطلب را درک میکنیم، ذهنمان و دنیا عاقل تر و آرام تر میشوند چون در قلب خود میدانیم که بی زمان هستیم.
موجی
آتش سپید
ص 243 و 244