♦️"زیست مراقبانه"
✍ غلامعلی قربانی
۴ اسفند ۱۴۰۳
در هفته ی گذشته، هنگامی که ساعت اداری به اتمام رسید و همه ی همکاران هروله کنان در مسیری که به سمت خروج از اداره منتهی می شد، جهت به موقع رسیدن به سرویس اداری، بدون توجه به هیچ جنبده ای در حال حرکت بودند. من به همراه چند نفر از همکاران مددکار اجتماعی با فاصله ی کوتاه لنگان لنگان در همین مسیر در حال خروج از اداره و رسیدن به سرویس اداری بودیم که شخصی را که با مشقت فراوان و طاقت فرسا، کشان کشان و ناله کنان در حال رفتن به سمت مقصدش بود مشاهده کردیم و در لحظه همه ی ما جهت کمک به سمت این شخص رفتیم و متوجه شدیم پای راست این شخص شکسته، که در همین موقع یکی از همکاران مددکار اجتماعی خانم محمدی که زودتر از ما این شخص را دیده بود به فکر راه چاره افتادند، ابتدا برای حمل این شخص به سراغ آمبولانس رفتند و بعد از این که موفق به هماهنگی نشدند، با خواهش و تمنا از راننده ی خودروی سواری که در آن مکان توقف داشتند، به محل رسیدند و خودشان پیاده شدند و این آقا را سوار ماشین کردیم تا با درد و رنج کمتری به مقصدش برسد و همه ی ما با کمی تأخیر به سرویس رسیدیم. جا دارد به سهم خودم از از سرکار خانم محمدی، که "زیست مراقبآنه به هم نوع" را با رفتار و کنش به موقع شان برای ما و سایر همکاران ترجمه و یادآوری نمودند، تشکر و سپاسگزاری ویژه داشته باشم و آموخته هایم را از این تجربه ی زیسته، با شما دوستان جان به اشتراک بگذارم:
مددکاری اجتماعی یکی از مشاغل مهم و تأثیرگذار در جامعه است و فلسفه ی « زیست مراقبآنه» در این حرفه ی علمی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، چرا که اگر یک مددکار اجتماعی در روند زندگی شخصی و حرفه ای اش، کنش و زیست مراقبآنه را نداشته باشد، زندگی اش بی معناست و فقط یک شغل و منبع درآمد است و یک زندگی و حرفه نیست.
همه ی ما انسان ها نیک می دانیم، به همان صورت که "شر" قابل تکثیر است، خیر هم به همان نسبت قابل تکثیر است و هر کدام از ما با رفتارها، کنش ها و عمل خیرآمیزمان می توانیم موجب تکثیر کار خیر باشیم ( مصداق مفهوم " اثر پروانه ای " در نظریه ی "آشوب" که بیان می کند تغییرات کوچک در یک سیستم می توانند به نتایج بزرگ و غیرقابل پیش بینی در سیستم های پیچیده و بسته منجر شوند).
این که ما مددکاران اجتماعی بیاموزیم و به دیگران آموزش دهیم از هم دیگر مراقبت بکنیم ، این فلسفه و ایده ی مراقبت از هم، بسیار مهم و با اهمیت است و در رستگاری انسان ها در این جهان می تواند نقش مهم و مؤثری داشته باشد.
انسان ها با ایده و فکر آموختن و آموزش زیست مراقبآنه که آدم ها بتوانند از هم دیگر مراقبت بکنند، بسیار می توانند حال دل آدم ها را خوب و زندگی شان را با معناتر و بهتر بکنند.
ما انسان ها از مجرای مراقبت از هم دیگر است که می توانیم « بهشت اجتماعی » بسازیم و در حالی که خیلی از ما انسان ها این را یاد نگرفته ایم و برعکس یاد گرفتیم که برای هم دیگر « جهنم اجتماعی » بسازیم.
✍ نگاه تان عمیق و با فهم و درک، قلب تان بینا و جان تان سرشار از درک و شهود باد✍
https://t.me/GhorbaniSSW2024
#زیست_مراقبانه
@NewHasanMohaddesi
✍ غلامعلی قربانی
۴ اسفند ۱۴۰۳
در هفته ی گذشته، هنگامی که ساعت اداری به اتمام رسید و همه ی همکاران هروله کنان در مسیری که به سمت خروج از اداره منتهی می شد، جهت به موقع رسیدن به سرویس اداری، بدون توجه به هیچ جنبده ای در حال حرکت بودند. من به همراه چند نفر از همکاران مددکار اجتماعی با فاصله ی کوتاه لنگان لنگان در همین مسیر در حال خروج از اداره و رسیدن به سرویس اداری بودیم که شخصی را که با مشقت فراوان و طاقت فرسا، کشان کشان و ناله کنان در حال رفتن به سمت مقصدش بود مشاهده کردیم و در لحظه همه ی ما جهت کمک به سمت این شخص رفتیم و متوجه شدیم پای راست این شخص شکسته، که در همین موقع یکی از همکاران مددکار اجتماعی خانم محمدی که زودتر از ما این شخص را دیده بود به فکر راه چاره افتادند، ابتدا برای حمل این شخص به سراغ آمبولانس رفتند و بعد از این که موفق به هماهنگی نشدند، با خواهش و تمنا از راننده ی خودروی سواری که در آن مکان توقف داشتند، به محل رسیدند و خودشان پیاده شدند و این آقا را سوار ماشین کردیم تا با درد و رنج کمتری به مقصدش برسد و همه ی ما با کمی تأخیر به سرویس رسیدیم. جا دارد به سهم خودم از از سرکار خانم محمدی، که "زیست مراقبآنه به هم نوع" را با رفتار و کنش به موقع شان برای ما و سایر همکاران ترجمه و یادآوری نمودند، تشکر و سپاسگزاری ویژه داشته باشم و آموخته هایم را از این تجربه ی زیسته، با شما دوستان جان به اشتراک بگذارم:
مددکاری اجتماعی یکی از مشاغل مهم و تأثیرگذار در جامعه است و فلسفه ی « زیست مراقبآنه» در این حرفه ی علمی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، چرا که اگر یک مددکار اجتماعی در روند زندگی شخصی و حرفه ای اش، کنش و زیست مراقبآنه را نداشته باشد، زندگی اش بی معناست و فقط یک شغل و منبع درآمد است و یک زندگی و حرفه نیست.
همه ی ما انسان ها نیک می دانیم، به همان صورت که "شر" قابل تکثیر است، خیر هم به همان نسبت قابل تکثیر است و هر کدام از ما با رفتارها، کنش ها و عمل خیرآمیزمان می توانیم موجب تکثیر کار خیر باشیم ( مصداق مفهوم " اثر پروانه ای " در نظریه ی "آشوب" که بیان می کند تغییرات کوچک در یک سیستم می توانند به نتایج بزرگ و غیرقابل پیش بینی در سیستم های پیچیده و بسته منجر شوند).
این که ما مددکاران اجتماعی بیاموزیم و به دیگران آموزش دهیم از هم دیگر مراقبت بکنیم ، این فلسفه و ایده ی مراقبت از هم، بسیار مهم و با اهمیت است و در رستگاری انسان ها در این جهان می تواند نقش مهم و مؤثری داشته باشد.
انسان ها با ایده و فکر آموختن و آموزش زیست مراقبآنه که آدم ها بتوانند از هم دیگر مراقبت بکنند، بسیار می توانند حال دل آدم ها را خوب و زندگی شان را با معناتر و بهتر بکنند.
ما انسان ها از مجرای مراقبت از هم دیگر است که می توانیم « بهشت اجتماعی » بسازیم و در حالی که خیلی از ما انسان ها این را یاد نگرفته ایم و برعکس یاد گرفتیم که برای هم دیگر « جهنم اجتماعی » بسازیم.
✍ نگاه تان عمیق و با فهم و درک، قلب تان بینا و جان تان سرشار از درک و شهود باد✍
https://t.me/GhorbaniSSW2024
#زیست_مراقبانه
@NewHasanMohaddesi