جابری انصاری.pdf
#نکته_ها
☑️ اسرائیل تو را رها نمیکند
راهبرد فرسایشی مقاومت همچنان بهترین راهحل
▫️گفتگو با حسین جابری انصاری مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی
عملیات طوفانالاقصی در اکتبر ۲۰۲۳ نقطه عطفی در جریان تحولات فلسطین بود که پس از نزدیک به ۸۰ سال بسیاری از انگارههای تحلیلی را تغییر داد و بسیاری از افرادی که در این حوزه فعال بودند و نظریه و ایده میدادند، مجبور شدند در برخی از تحلیلهای خود تجدیدنظر کنند. بعد از گذشت یک سال و چند ماه که از این رخداد میگذرد و با توجه به جمیع اتفاقات حادث شده، اگر شما بخواهید نگاهی آسیبشناسانه یا فرصتشناسانه و واقعبینانه به این ماجرا بیاندازید، چارچوب تحلیلی مدنظر شما چیست؟ همچنین برای تحلیل ادامه این مسیر که هنوز هم پایان نیافته است و مشخص نیست به کجا ختم میشود، چه مواردی را باید لحاظ کنیم؟
همیشه گفتهام تحلیل تحولات در حال وقوع بهویژه وقتی هنوز در جریان هستند و به نتیجه مشخصی نرسیدهاند، کار سادهای نیست. این دشواری از آنجا ناشی میشود که ما با یک پدیده گذشته مواجه نیستیم که بتوانیم آن را با فاصله زمانی تحلیل کنیم، بلکه با رویدادی در حال شدن روبهرو هستیم؛ پدیدهای که همچنان در حرکت و تحول و سیر و صیرورت است و هیچچیز در آن متوقف نشده است. این واقعیت، نزدیک شدن به حقیقت را دشوارتر میکند خصوصاً در دورانی که سرعت و عمق تحولات بیش از هر زمان دیگری است. در دو دهه قبل سرعت تحولات بینالمللی تا این اندازه زیاد نبود و بطيءتر و آرامتر بود. تحولات بینالمللی در سالهای اخیر به طرز چشمگیری شتاب گرفته و عمق بیشتری پیدا کرده است. اگر تا یک دهه پیش سرعت این تحولات آرامتر و پیشبینیپذیرتر بود، اکنون در بازه کوتاهی مانند یک سال و اندی پس از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ تا امروز، شاهد سلسله وقایعی هستیم که با شدت و گستردگی بیسابقهای رخ میدهند. این حجم از رویدادها چنان سریع و عمیق اتفاق میافتد که حتی فرصت تحلیل دقیق یک رویداد پیش از وقوع حادثه بعدی وجود ندارد. بهعنوان مثال، تحولات چند ماه اخیر لبنان چه از نظر سرعت و چه از نظر عمق نمونه بارزی از این پدیده است.
در چنین شرایطی تحلیل دقیق رویدادهایی که هنوز در جریان هستند، دشوارتر میشود. اما ضروری است با پرهیز از افراط و تفریط، به صُلب واقعیتها نزدیک شویم و تلاش کنیم یک تصویر تحلیلی ارائه دهیم که هرچند ممکن است عین واقعیت نباشد، اما به آن نزدیک باشد. تحلیل صحیح باید جنبههای مختلف یک پدیده را در نظر بگیرد و پیوندی منطقی میان این جنبهها ایجاد کند.
وقتی به رویداد هفت اکتبر نگاه میکنیم، متوجه میشویم مواجهه با آن نیز مانند بسیاری از مسائل مناقشهبرانگیزِ دیگر در ایران و جهان، با دو سویه افراطی و تفریطی یا دو روایت کاملاً متناقض و صفر و صدی همراه بوده است. یک سویه، این رویداد را چنان بزرگ میکند که گویی آخرالزمان فلسطین رسیده و آزادی فلسطین و پایان اسرائیل در همین عملیات محقق خواهد شد. این روایت، هفتم اکتبر را نقطه پایان همه مبارزات فلسطینیها تصور میکند و معتقد است در چند روز یا نهایتاً چند ماه آینده کار تمام خواهد شد. در سوی دیگر، روایتی کاملاً متضاد وجود دارد که در صحت و اهداف این عملیات تشکیک میکند. این دیدگاه معتقد است پشت پرده طوفانالاقصی، اهداف پنهانی و طراحیهایی از سوی سرویسهای اطلاعاتی وجود دارد. حتی برخی ادعا میکنند این عملیات، کاملاً ساخته و پرداخته جناح راستگرای حاکم و سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل است و فلسطینیها از طریق نفوذ یا فریب در این ماجرا گرفتار شدهاند. طبق این روایت، هدف از چنین طراحیهایی خاتمه دادن به مسئله فلسطین، شخمزدن حلقههای مقاومت از فلسطین تا تهران، ایجاد یک خاورمیانه جدید و رهایی اسرائیل از خط مقاومت و حامی اصلی آن یعنی ایران بوده است.
از همان روزهای اول، این دو روایتِ افراطی و تفریطی فضای تحلیلها را تحتتأثیر قرار داده بودند. به همین دلیل ممکن است برخی گمان کنند هرکس موضعی میگیرد، خود به یکی از این دو اردوگاه تعلق دارد. برای روشن کردن این موضوع باید اشاره کنم من از همان ابتدا دیدگاهها و تحلیلهای خود را بهطور شفاف بیان کردهام. سخنرانیها، یادداشتها و مقالات من درباره این رویداد حتی در قالب کتابی به نام ترنج و زیتون جمعآوری و منتشر شده است. هرکس این کتاب را بخواند، میبیند از همان روزهای اول تأکید کردهام که این حادثه نه پایان اسرائیل است و نه نشانهای از آخرالزمان فلسطین. تحلیل من همواره این بوده است که این نوع نگاههای صفر و صدی ناشی از عدم شناخت درستِ پدیده اسرائیل و ساختار قدرت جهانی است. برخی تصور میکنند تمام تحولات جهان از سوی اسرائیل یا آمریکا طراحی و هدایت میشود و آنها قدرت مطلق دارند. این نگاه، اسرائیل و آمریکا را در جایگاهی خداگونه قرار میدهد...
🔗 متن کامل در فایل پیوست
@yekhezaran
☑️ اسرائیل تو را رها نمیکند
راهبرد فرسایشی مقاومت همچنان بهترین راهحل
▫️گفتگو با حسین جابری انصاری مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی
عملیات طوفانالاقصی در اکتبر ۲۰۲۳ نقطه عطفی در جریان تحولات فلسطین بود که پس از نزدیک به ۸۰ سال بسیاری از انگارههای تحلیلی را تغییر داد و بسیاری از افرادی که در این حوزه فعال بودند و نظریه و ایده میدادند، مجبور شدند در برخی از تحلیلهای خود تجدیدنظر کنند. بعد از گذشت یک سال و چند ماه که از این رخداد میگذرد و با توجه به جمیع اتفاقات حادث شده، اگر شما بخواهید نگاهی آسیبشناسانه یا فرصتشناسانه و واقعبینانه به این ماجرا بیاندازید، چارچوب تحلیلی مدنظر شما چیست؟ همچنین برای تحلیل ادامه این مسیر که هنوز هم پایان نیافته است و مشخص نیست به کجا ختم میشود، چه مواردی را باید لحاظ کنیم؟
همیشه گفتهام تحلیل تحولات در حال وقوع بهویژه وقتی هنوز در جریان هستند و به نتیجه مشخصی نرسیدهاند، کار سادهای نیست. این دشواری از آنجا ناشی میشود که ما با یک پدیده گذشته مواجه نیستیم که بتوانیم آن را با فاصله زمانی تحلیل کنیم، بلکه با رویدادی در حال شدن روبهرو هستیم؛ پدیدهای که همچنان در حرکت و تحول و سیر و صیرورت است و هیچچیز در آن متوقف نشده است. این واقعیت، نزدیک شدن به حقیقت را دشوارتر میکند خصوصاً در دورانی که سرعت و عمق تحولات بیش از هر زمان دیگری است. در دو دهه قبل سرعت تحولات بینالمللی تا این اندازه زیاد نبود و بطيءتر و آرامتر بود. تحولات بینالمللی در سالهای اخیر به طرز چشمگیری شتاب گرفته و عمق بیشتری پیدا کرده است. اگر تا یک دهه پیش سرعت این تحولات آرامتر و پیشبینیپذیرتر بود، اکنون در بازه کوتاهی مانند یک سال و اندی پس از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ تا امروز، شاهد سلسله وقایعی هستیم که با شدت و گستردگی بیسابقهای رخ میدهند. این حجم از رویدادها چنان سریع و عمیق اتفاق میافتد که حتی فرصت تحلیل دقیق یک رویداد پیش از وقوع حادثه بعدی وجود ندارد. بهعنوان مثال، تحولات چند ماه اخیر لبنان چه از نظر سرعت و چه از نظر عمق نمونه بارزی از این پدیده است.
در چنین شرایطی تحلیل دقیق رویدادهایی که هنوز در جریان هستند، دشوارتر میشود. اما ضروری است با پرهیز از افراط و تفریط، به صُلب واقعیتها نزدیک شویم و تلاش کنیم یک تصویر تحلیلی ارائه دهیم که هرچند ممکن است عین واقعیت نباشد، اما به آن نزدیک باشد. تحلیل صحیح باید جنبههای مختلف یک پدیده را در نظر بگیرد و پیوندی منطقی میان این جنبهها ایجاد کند.
وقتی به رویداد هفت اکتبر نگاه میکنیم، متوجه میشویم مواجهه با آن نیز مانند بسیاری از مسائل مناقشهبرانگیزِ دیگر در ایران و جهان، با دو سویه افراطی و تفریطی یا دو روایت کاملاً متناقض و صفر و صدی همراه بوده است. یک سویه، این رویداد را چنان بزرگ میکند که گویی آخرالزمان فلسطین رسیده و آزادی فلسطین و پایان اسرائیل در همین عملیات محقق خواهد شد. این روایت، هفتم اکتبر را نقطه پایان همه مبارزات فلسطینیها تصور میکند و معتقد است در چند روز یا نهایتاً چند ماه آینده کار تمام خواهد شد. در سوی دیگر، روایتی کاملاً متضاد وجود دارد که در صحت و اهداف این عملیات تشکیک میکند. این دیدگاه معتقد است پشت پرده طوفانالاقصی، اهداف پنهانی و طراحیهایی از سوی سرویسهای اطلاعاتی وجود دارد. حتی برخی ادعا میکنند این عملیات، کاملاً ساخته و پرداخته جناح راستگرای حاکم و سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل است و فلسطینیها از طریق نفوذ یا فریب در این ماجرا گرفتار شدهاند. طبق این روایت، هدف از چنین طراحیهایی خاتمه دادن به مسئله فلسطین، شخمزدن حلقههای مقاومت از فلسطین تا تهران، ایجاد یک خاورمیانه جدید و رهایی اسرائیل از خط مقاومت و حامی اصلی آن یعنی ایران بوده است.
از همان روزهای اول، این دو روایتِ افراطی و تفریطی فضای تحلیلها را تحتتأثیر قرار داده بودند. به همین دلیل ممکن است برخی گمان کنند هرکس موضعی میگیرد، خود به یکی از این دو اردوگاه تعلق دارد. برای روشن کردن این موضوع باید اشاره کنم من از همان ابتدا دیدگاهها و تحلیلهای خود را بهطور شفاف بیان کردهام. سخنرانیها، یادداشتها و مقالات من درباره این رویداد حتی در قالب کتابی به نام ترنج و زیتون جمعآوری و منتشر شده است. هرکس این کتاب را بخواند، میبیند از همان روزهای اول تأکید کردهام که این حادثه نه پایان اسرائیل است و نه نشانهای از آخرالزمان فلسطین. تحلیل من همواره این بوده است که این نوع نگاههای صفر و صدی ناشی از عدم شناخت درستِ پدیده اسرائیل و ساختار قدرت جهانی است. برخی تصور میکنند تمام تحولات جهان از سوی اسرائیل یا آمریکا طراحی و هدایت میشود و آنها قدرت مطلق دارند. این نگاه، اسرائیل و آمریکا را در جایگاهی خداگونه قرار میدهد...
🔗 متن کامل در فایل پیوست
@yekhezaran