🔴 استبدادی که درستکاری مردم را به فساد میکشاند
✍ مرضیه حاجی هاشمی
🗒 با نگاهی جامعه شناختی که بی هیچ ارزش گذاری، واقعیت اجتماعی را واحد تحلیل و ارزیابی خود از جامعه قرار میدهد، میتوان اذعان داشت، یک گذار فرهنگی- اجتماعی از جنبه باورهای دینی در جامعه رخ داده است. عوامل متعددی در این گذار نقش دارند؛ اما با توجه به اینکه جامعه، تحت حاکمیت قوانینی اداره میشود که لااقل دینی خوانده میشوند، نقش این مدیریت و قوانین مورد توجه بیشتر قرار میگیرد.
▫️«کانت» صرف نظر از اینکه از جنبه فردی بر این باور است، اگر کسی «قوانین موضوعه وحیانی» و «قواعد دعا و مناجات» را مقدم بر «خصلتهای خداپسندانه» بداند و آن را شرط ضروری دین تلقی کند و از این طریق به دنبال کسب رضایت خدا باشد، در حال بت پرستی است و به دین حقیقی پشت کرده است، به لحاظ اجتماعی نیز معتقد است، بندگی خدا یک امر کاملاً آزاد و اخلاقی است و اگر به جای آزادی، انسانها را در یک جامعه به زیر یوغ قوانین موضوعه دینی ببری، «برای انسان آگاه، یوغ سنگین و غیر قابل تحملی خواهد بود».
▫️کانت در مورد طرد شدن دین، چنین نتیجهگیری میکند: روحانیت در چنین نظام بتپرستی (به جای خداپرستی) در حالی که به جای اصول اخلاقی، تنها دستورها و احکام موضوعه، قواعد ایمانی و تشریفات دینی را در جامعه جایگزین نموده، «تقریباً تمام اخلاق و دیانت را به کلی طرد کرده است» و به زعم او حتی ایمان دینداران نیز «همواره یک ایمان بتپرستی است که از طریق تشریفات دینی بر عوام حکومت میکند».
▫️وی حتی این وضعیت طرد دین و دینداری جامعه را به ساختار استبدادی نیز مرتبط میسازد و اذعان میکند، در این وضعیت حتی اگر در نام هم مردم سالاری، حاکم باشد؛ ولی خود زاینده ساختار استبدادی است؛ زیرا «هرجا مقررات اعتقادی در میان قوانین ساختاری، جایی برای خود باز کند، یک روحانی حاکم میشود که معتقد است، میتواند، عقل و در نهایت خود کتاب مقدس را حذف کند؛ زیرا او به عنوان تنها مرجع حافظ دین و مفسر اراده خداوند، معتقد است، میتواند، احکام اعتقادی را به صورت انحصاری هدایت کند و با برخورداری از قدرت روحانیت از مشورت مردم بینیاز است»، استبدادی که «با عادت به ریاکاری، صداقت و درستکاری مردم را به فساد میکشاند».
*کانال نویسنده
@kaleme
✍ مرضیه حاجی هاشمی
🗒 با نگاهی جامعه شناختی که بی هیچ ارزش گذاری، واقعیت اجتماعی را واحد تحلیل و ارزیابی خود از جامعه قرار میدهد، میتوان اذعان داشت، یک گذار فرهنگی- اجتماعی از جنبه باورهای دینی در جامعه رخ داده است. عوامل متعددی در این گذار نقش دارند؛ اما با توجه به اینکه جامعه، تحت حاکمیت قوانینی اداره میشود که لااقل دینی خوانده میشوند، نقش این مدیریت و قوانین مورد توجه بیشتر قرار میگیرد.
▫️«کانت» صرف نظر از اینکه از جنبه فردی بر این باور است، اگر کسی «قوانین موضوعه وحیانی» و «قواعد دعا و مناجات» را مقدم بر «خصلتهای خداپسندانه» بداند و آن را شرط ضروری دین تلقی کند و از این طریق به دنبال کسب رضایت خدا باشد، در حال بت پرستی است و به دین حقیقی پشت کرده است، به لحاظ اجتماعی نیز معتقد است، بندگی خدا یک امر کاملاً آزاد و اخلاقی است و اگر به جای آزادی، انسانها را در یک جامعه به زیر یوغ قوانین موضوعه دینی ببری، «برای انسان آگاه، یوغ سنگین و غیر قابل تحملی خواهد بود».
▫️کانت در مورد طرد شدن دین، چنین نتیجهگیری میکند: روحانیت در چنین نظام بتپرستی (به جای خداپرستی) در حالی که به جای اصول اخلاقی، تنها دستورها و احکام موضوعه، قواعد ایمانی و تشریفات دینی را در جامعه جایگزین نموده، «تقریباً تمام اخلاق و دیانت را به کلی طرد کرده است» و به زعم او حتی ایمان دینداران نیز «همواره یک ایمان بتپرستی است که از طریق تشریفات دینی بر عوام حکومت میکند».
▫️وی حتی این وضعیت طرد دین و دینداری جامعه را به ساختار استبدادی نیز مرتبط میسازد و اذعان میکند، در این وضعیت حتی اگر در نام هم مردم سالاری، حاکم باشد؛ ولی خود زاینده ساختار استبدادی است؛ زیرا «هرجا مقررات اعتقادی در میان قوانین ساختاری، جایی برای خود باز کند، یک روحانی حاکم میشود که معتقد است، میتواند، عقل و در نهایت خود کتاب مقدس را حذف کند؛ زیرا او به عنوان تنها مرجع حافظ دین و مفسر اراده خداوند، معتقد است، میتواند، احکام اعتقادی را به صورت انحصاری هدایت کند و با برخورداری از قدرت روحانیت از مشورت مردم بینیاز است»، استبدادی که «با عادت به ریاکاری، صداقت و درستکاری مردم را به فساد میکشاند».
*کانال نویسنده
@kaleme