Фильтр публикаций


"پس مانده" مجموعه‌ای خلاقانه، به هنر محمد امجدیان می‌باشد.
این آثار بقایای موهایی هستند که محمد روزانه آن ها را جمع‌آوری می‌کند.
محمد در واقع یک آرایشگر است و هنر خود را به شیوه‌های متفاوت به جامعه عرضه می‌کند.

https://t.me/voresangst


فاوست در اتاق مطالعه کم‌نور خود نشسته است، فضایی که ماهیت علمی او را بازتاب می‌دهد. حالتی تفکری دارد؛ او به پشت تکیه داده و یک دستش را روی شقیقه خود قرار داده، گویی که از سنگینی تصمیم پیش رو رنج می‌برد. نگاهش دور است، ابروهایش در هم فشرده‌اند، و بحران وجودی که در دل افسانه فاوست نهفته است، تجسم می‌شود. او پوشیده در لباس‌های تاریک با یقه سفید چین‌خورده است و احساس اندیشه‌ای آکنده از ناامیدی را منتقل می‌کند.
میفستوفلس که درست پشت سر فاوست ایستاده است، با دقتی شیطانی به تصویر کشیده شده است. حضور او شبح‌وار و در عین حال سرکوب‌گر است، انگشتان استخوانی او به طرز تهدیدآمیزی بر روی پشت صندلی فاوست قرار گرفته‌اند. چشمانش با لذت شیطانی می‌درخشند و ویژگی‌های چهره‌اش به لبخند معنای معینی از دانایی و فریب تعبیر می‌شود. تضاد میان دو شخصیت بسیار واضح است: فاوست که در درگیری‌های درونی خود گرفتار است، و میفستوفلس، شکارچی‌ای که به صبر و حوصله منتظر است تا قربانی خود را تسلیم کند.
استفاده شیفر از تکنیک "چیاروسکورو" - بازی دراماتیک نور و سایه - عمق روانی نقاشی را تقویت می‌کند. نور بر صورت و دستان فاوست می‌افتد، مبارزه درونی او را روشن می‌کند، در حالی که میفستوفلس از تاریکی به عنوان شبحی از سرنوشت شوم بیرون می‌آید. در پیش‌زمینه، کتاب‌ها، طومارها و یک جمجمه انسانی پراکنده شده است، که نمادهایی از دانش، مرگ و ناپایداری آرزوهای بشری هستند. قلم و کاغذ نیز نشان‌دهنده این است که فاوست به دنبال جستجوهای علمی است، که ضعف تراژیک او را برجسته می‌کند: تشنگی بی‌پایان برای دانش به هر قیمتی.

https://t.me/voresangst


Faust and Mephistopheles, 1848


هر که در جستجوی حقیقت است، باید همیشه آماده باشد که خود را قربانی کند.

نمایشنامه: فاوست اثری از #گوته


#Ary_Scheffer
#Dutch, 1795-1858

https://t.me/voresangst


روح و جسم مرزی ندارند
برای عاشقانی که در سرازیری جادویی آزاد و روان، در حالتی متزلزل اما عادی خودشان دراز کشیده‌اند
آن وحی که ونوس از سر همدردی ماورایی برایت روان کرد حک کن:
عشق و امید جهانی
زمانِ خیزش بصیرتی انتزاعی
رودخانه یخ و صخره‌ها
لذت شهوانی زاهد.

بخشی از شعر لالایی اثری از ویستن هیو #اودن

https://t.me/voresangst


Portrait of Eugene Manet

البته که من به تو آسیب می‌زنم
البته که تو به من آسیب می‌زنی
البته که ما به یکدیگر آسیب می‌زنیم
اما این از شروط حتمی برای بقاست
بهار شدن یعنی قبول کردن وجود خطرناک زمستان و حضور داشتن یعنی قبول کردنِ پرخطرِ غیبت.


#آنتوان_دو_سنت‌اگزوپری
#Edgar_Degas
#French, 1834-1917

https://t.me/voresangst




Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram
"نجاتم بده" موسیقی از بند هوی متال سوئدی، که نشان‌دهنده‌ی تلاش برای پیروز شدن در آخرین دقایق است، آخرین دقایق از رهایی در روشنایی، و قریب به غرق شدن در تاریکی محض، تلاش برای رهایی از تجربه‌های تلخ گذشته و تکرار نشدنشان.

https://t.me/voresangst


The Resurrection, 1512-1516

"رستاخیز" یک نقاشی مهم اثری از #ماتیاس_گرونوالد است که حدوداً بین سال‌های 1512 تا 1516 در چارچوب جنبش رنسانس شمالی خلق شده است.
رستاخیز روایت تصویری واقعه کتاب مقدس مربوط به برخاستن عیسی مسیح از مرگ را به تصویر می‌کشد. در مرکز این ترکیب‌بندی، تصویر مسیح غالب است که به‌طرز شگفت‌آوری از فضایی تاریک و شبیه به مقبره به بالا برمی‌خیزد. بدن او در پارچه‌هایی روان از سفید و قرمز درخشان پیچیده شده است که نمادی از الوهیت و فداکاری است.
هاله‌ای درخشان اطراف سر مسیح را احاطه کرده و فضا را روشن می‌کند و ماهیت الهی و معجزه‌آمیز این لحظه را بیشتر برجسته می‌سازد. پس‌زمینه اثر با سیاهی عمیق و آسمانی پر از ستارگان طلایی پوشیده شده است که با روشنایی چهره مسیح در تضاد است و نشان‌دهنده عبور او از تاریکی به نور رستاخیز است.
در پایین تصویر، واکنش دراماتیک سربازان رومی که مقبره را نگهبانی می‌کردند به نمایش درآمده است. آن‌ها در حالت هرج‌ومرج و سردرگمی به تصویر کشیده شده‌اند.
این اثر در حال حاضر در موزه آنتِرلندن در کُلمار نگهداری می‌شود.
#Matthias_Grünewald
#German, 1470-1528


https://t.me/voresangst


The sleuth, 1906


چیزی پوچ‌تر از پیشرفت نیست، زیرا انسان همیشه همان انسان، یعنی در حالت توحش است.

کتاب: انسان پاره پاره اثری از #نیکلای_گریمالدی

#Joseph_Christian_Leyendecker
#Germany, 1874-1951

https://t.me/voresangst


The Widow I, 1922-1923


وقتی با درماندگی از فقر آشنا شدم، ترسِ دائمی از آن وجودم را فرا گرفت.
هنگامی که وضع مالی‌ام در این شهر رونق یابد، خواهی دید که سبک و اندیشه‌هایم بهتر خواهد شد.

#فروید در نامه‌ای به #ولیهلم_فلیس


#Käthe_Kollwitz
#German, 1867-1945

https://t.me/voresangst


#Persian_Folk


به مناسبت روز پدر و مرد:

پدرم، که شکل پیری من بود، آن چیزی بود که در من برگشته بود. نخواسته بودم او باشم، اما مثل او می‌خندیدم، و مثل او تعجب می‌کردم. مثل او خوب و بد بودم.
من تکرار او بودم.

کتاب: و کسی نمی‌داند در کدام زمین می‌میرد اثری از #مهرزاد_الیاس‌بختیاری


https://t.me/voresangst


افلاک که جز غم نفزایند دگر
ننهند به جا تا نربایند دگر

ناآمدگان اگر بدانند که ما
از دهر چه می‌کشیم نایند دگر

#خیام

https://t.me/voresangst


#فهم_فشن

روکوکو

استایل روکوکو تفاوت زیادی با باروک ندارد بجز اینکه در این سبک بیشتر به جزئیات پرداخته شده است.
روکوکو از اصطلاح فرانسوی Rocaill می‌آید، به معنای صخره زینتی و تزئینات صدفی که به صورت فراگیر با حکومت لویی پانزدهم مصادف شد.
در این نوع از سبک، سینه‌بند تکه‌دوزی شده، اشل، هارمونی، تزئین و سبکی مد نظر طراحان و مخاطبان بوده است.
روکوکو نسبت به باروک بسیار ظریف تر بوده است و به دلیل داشتن نقش و نگارهای ناتورالیستی، منحنی‌هایی به شکل S و یا C از باروک جدا می‌نموده است.
هم زنان و هم مردان، پودر مو، روبان، شرابه، سگک روی کفش پاشنه‌بلند و لوازم آرایش به کار می‌بردند. این واپسین بار در تاریخ بود که مردان و زنان از زینت‌آلاتی یکسان استفاده می‌کردند.
بعد از 1770 سلطه سبک روکوکو رو به افول گذاشت.


https://t.me/voresangst


Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram
عقاید، نسبت به طاعون یا زمین لرزه بیشتر منجر به ناخوشی در این گوی کوچک خاکی‌مان شده‌اند.

#ولتر در نامه‌ای به الیِ برتراند


https://t.me/voresangst


The sleeping schoolboy, 1755

امروز صبح حدود ساعت پنج از خواب پریدم، با این سوال در ذهنم: "این لحظه به کجا می‌رود؟"
جواب دادم: "به سوی مرگ."
و دوباره به خواب رفتم.

امیل #چوران
#Jean_Baptiste_Greuze
#French, 1725-1805

https://t.me/voresangst


Sunset, 1918

تنها یک چیز می‌دانم و آن این است که وقتی می‌خوابم دیگر معنای ترس را نمی‌دانم، معنای رنج‌ را، معنای سعادت را، خوشا آن کس که به خوابی عمیق فرو رفته است.
خواب سکه‌ایست که بهای هرچیزی را می‌پردازد.
ترازویی‌ست که وزن همه آدمیان در کفه‌هایش یکسان است؛ فقیر و غنی و دارا و ندار، همه به یک اندازه.

آندری #تارکوفسکی
#Félix_Vallotton
#French, 1865-1925

https://t.me/voresangst


استنلی #کوبریک

https://t.me/voresangst


Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram
می‌فهمم که عمیق دلسرد شده‌ای، جوری که ممکن است دلت همین حالا بخواهد خودت را نابود کنی.
اما با همه‌ای این‌ها، امروز این‌جایی.
بخشی از تو، مابقی وجودت را با خودش به مطب آورده است، لطفا اجازه بده من با آن بخش صحبت کنم، بخشی از تو که می‌خواهد زنده بماند.

اروین #یالوم در صحبت‌ با یکی از بیمارانش



فیلم: و عدالت برای همه، (And Justice for all)، 1979
کارگردان: #نورمن_جویسن، (Norman Jewison

https://t.me/voresangst



Показано 19 последних публикаций.