♦️آشوبناکیی آموزش روش تحقیق در علوم اجتماعیی ایران /۲
✍️حسن محدّثیی گیلوایی
۲۹ بهمن ۱۴۰۳
بگذارید از عنوان اولین کتابی که از احمد محمدپور خوانده ام شروع کنم: روش تحقیق کیفی ضد روش. راست اش اولین باری که عنوان این کتاب را دیدم شگفتزده شدم و از خود پرسیدم اگر این کتاب در بارهی روش تحقیق است، چرا ضد روش نامیده شده؟ چهطور کسی میتواند در بارهی روش تحقیق کتاب بنویسد و شناختی از آنها بهدست دهد و چهگونهگیی کاربرد انها را مورد بحث قرار دهد، ولی اسم کتاب را بگذارد ضد روش؟ لاجرم به خود کتاب و توضیحات نویسنده مراجعه کردم و با سخنان و دلایلی غیرموجه و غیرقابل قبول مواجه شدم که مطرح کردن آنها از نویسندهی کتاب روش تحقیق بس عجیب و غریب است:
"یکی از پرسشهایی که در طول این سالها به ذهن خوانندگان کتاب خطور کرده و پیوسته در مورد آن از بنده جویا شدهاند، عنوان خاص و شاید نامتعارف ضد روش بوده است. منظور از ضد روش چیست و چرا باید روش کیفی را ضد روش تلقی کرد؟ مفهوم روش بهطور متعارف و تاریخی عمدتا با رویکردهای عینگرا و اثباتی تداعی شده است. بر همین اساس، هر زمان از روش بحثی به میان آمده، فرض بر آن بوده که منظور از آن روشهای اثباتی، کمی، آماری و مبتنی بر منطق علوم طبیعی است. لذا عنوان این کتاب با این هدف ضد روش گذاشته شد تا روشن شود که مفهوم روش را نباید الزاما چارچوب علوم طبیعی، علوم اجتماعی عینگرا یا منطق صوری و آماری درک کرد. گرچه عنوان ضد روش ممکن است تداعیکننده عنوان کتاب ضد روش فایرابند نیز باشد، اما فایرابند هرگز کتابی با این عنوان ننوشته است. کتاب نی علیه روش نام دارد نه ضد روش؛ کتاب علیه روش فایرابند از طرفی نقدی فلسفی و نظری بر اثباتگرایی منطقی قرن بیستم است و از طرف دیگر تلاش برای احیای علم انسانمحور و به قول خود ایشان گالیله است. هدف فایرابند حمله به رویکردهای عینگرا یا کل علم نبود، بلکه درصدد احیای علم عینیگرایی بود که اخلاق و ارزشهای بشری را در کانون توجه قرار دهد. دیدگاه روششناختی فایرابند گرچه (حتی به قول خودش) به هرج و مرجگرایی روششناختی موسوم است، اما وی تصور نمیکرد که توسعه علم فاقد الگو است، بلکه بر این باور بود که علم اثباتی نمیتواند تنها الگو و مسیر معرفتیابی باشد. با عین وجود، نقد فلسفی و نظری فایرابند از علم اثباتی به مولف الهام بخشید تا عنوان کتاب را نظر به تمرکز بر روششناسی کیفی (غیر کمی) ضد روش بگذارد. جدای این نکته، مفهوم ضد روش در علوم اجتماعی غیراثباتی یا ضداثباتی (رویکردهای نسبیگرا، انتقادی، فمینیسم و نظایر آن) نیز برای اشاره به روششناسی کیفی بهکار میرود تا مخالفت خود را با روشهای کمی بیان دارند. در کنار این مورد، مطالعه کتاب حاضر نیز نشان خواهد داد که انتخاب عنوان ضد روش چندان با محتوای آن بیتناسب نیست" (محمدپور، ۱۳۹۷: ۲-۱؛ ضد روش، ویراست دوم، نشر لوگوس).
چنانکه میبینیم نویسنده توجیهاتی بیپایه برای انتخاب عنوانی بازارپسند (که البته بازارپسند بودن اش نشانهی هوشمندیی نويسنده است و از نظر من اشکالی ندارد) اما ضد محتوای کتاب ارائه کرده است؛ غیر از اشارات بیربط به اثر فایرابند که ظاهرا الهامبخش چنین انتخابی بوده و من اکنون به اثر او نمیپردازم، موارد زیر قابل توجه اند:
۱. روشهای کیفی از قرن نوزدهم شناخته شده هستند و هرگز بحث از روش تحقیق صرفا تداعیگر روشهای تحقیق کمی نیستند و ما نیز از دورهی کارشناسی (طاهرا قریب دو دهه پیش از چاپ اول کتاب ضد روش /۱۳۸۹ توسط انتشارات جامعهشناسان. رپش تحقیق ریمون کیوی و کامپنهود در سال ۱۳۷۰ منتشر شده بود) با روشهای کیفی کم و بیش آشنا شده ایم.
۲. اساسا برخلاف آنچه نویسنده آورده، روشهای تحقیق کیفی در علوم اجتماعی الزاما ضد معرفتشناسیی پوزیتیویستی و پساپوزیتیویستی نیستند و محققان پوزیتیویست و پساپوزیتیویست نیز از روشهای تحقیق کیفی برای تحقیقات خود بهره برده اند و جان دبلیو. کرسول در کتاب خود اشاره میکند که بهعنوان بهره برنده از روشهای کیفی، در میان این دسته از محققان جای داده شده است (Creswell, 2007: 20; second edition)
"My approach to qualitative research has been identified as belonging to postpositivism...".
بنابراین، در همینجا ما با سرچشمهی یک خطای اساسی در آثار نویسندهی چند کتاب در بارهی روش تحقیق مواجه هستیم: او گمان میکند روشهای تحقیق کیفی، ضد تحقیقات پوزیتیویستی-پساپوزیتیویستی هستند! در حالیکه روشهای تحقیق کمی و کیفی الزاما ضد هم نیستند و گاه بهمنزلهی مکمل هم برای قرب به حقیقت (یعنی یافتن پاسخی معتبر برای پرسشها) بهکار میروند.
ادامه دارد.👇👇👇
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#محمدباقر_تاجالدین
@NewHasanMohaddesi
✍️حسن محدّثیی گیلوایی
۲۹ بهمن ۱۴۰۳
بگذارید از عنوان اولین کتابی که از احمد محمدپور خوانده ام شروع کنم: روش تحقیق کیفی ضد روش. راست اش اولین باری که عنوان این کتاب را دیدم شگفتزده شدم و از خود پرسیدم اگر این کتاب در بارهی روش تحقیق است، چرا ضد روش نامیده شده؟ چهطور کسی میتواند در بارهی روش تحقیق کتاب بنویسد و شناختی از آنها بهدست دهد و چهگونهگیی کاربرد انها را مورد بحث قرار دهد، ولی اسم کتاب را بگذارد ضد روش؟ لاجرم به خود کتاب و توضیحات نویسنده مراجعه کردم و با سخنان و دلایلی غیرموجه و غیرقابل قبول مواجه شدم که مطرح کردن آنها از نویسندهی کتاب روش تحقیق بس عجیب و غریب است:
"یکی از پرسشهایی که در طول این سالها به ذهن خوانندگان کتاب خطور کرده و پیوسته در مورد آن از بنده جویا شدهاند، عنوان خاص و شاید نامتعارف ضد روش بوده است. منظور از ضد روش چیست و چرا باید روش کیفی را ضد روش تلقی کرد؟ مفهوم روش بهطور متعارف و تاریخی عمدتا با رویکردهای عینگرا و اثباتی تداعی شده است. بر همین اساس، هر زمان از روش بحثی به میان آمده، فرض بر آن بوده که منظور از آن روشهای اثباتی، کمی، آماری و مبتنی بر منطق علوم طبیعی است. لذا عنوان این کتاب با این هدف ضد روش گذاشته شد تا روشن شود که مفهوم روش را نباید الزاما چارچوب علوم طبیعی، علوم اجتماعی عینگرا یا منطق صوری و آماری درک کرد. گرچه عنوان ضد روش ممکن است تداعیکننده عنوان کتاب ضد روش فایرابند نیز باشد، اما فایرابند هرگز کتابی با این عنوان ننوشته است. کتاب نی علیه روش نام دارد نه ضد روش؛ کتاب علیه روش فایرابند از طرفی نقدی فلسفی و نظری بر اثباتگرایی منطقی قرن بیستم است و از طرف دیگر تلاش برای احیای علم انسانمحور و به قول خود ایشان گالیله است. هدف فایرابند حمله به رویکردهای عینگرا یا کل علم نبود، بلکه درصدد احیای علم عینیگرایی بود که اخلاق و ارزشهای بشری را در کانون توجه قرار دهد. دیدگاه روششناختی فایرابند گرچه (حتی به قول خودش) به هرج و مرجگرایی روششناختی موسوم است، اما وی تصور نمیکرد که توسعه علم فاقد الگو است، بلکه بر این باور بود که علم اثباتی نمیتواند تنها الگو و مسیر معرفتیابی باشد. با عین وجود، نقد فلسفی و نظری فایرابند از علم اثباتی به مولف الهام بخشید تا عنوان کتاب را نظر به تمرکز بر روششناسی کیفی (غیر کمی) ضد روش بگذارد. جدای این نکته، مفهوم ضد روش در علوم اجتماعی غیراثباتی یا ضداثباتی (رویکردهای نسبیگرا، انتقادی، فمینیسم و نظایر آن) نیز برای اشاره به روششناسی کیفی بهکار میرود تا مخالفت خود را با روشهای کمی بیان دارند. در کنار این مورد، مطالعه کتاب حاضر نیز نشان خواهد داد که انتخاب عنوان ضد روش چندان با محتوای آن بیتناسب نیست" (محمدپور، ۱۳۹۷: ۲-۱؛ ضد روش، ویراست دوم، نشر لوگوس).
چنانکه میبینیم نویسنده توجیهاتی بیپایه برای انتخاب عنوانی بازارپسند (که البته بازارپسند بودن اش نشانهی هوشمندیی نويسنده است و از نظر من اشکالی ندارد) اما ضد محتوای کتاب ارائه کرده است؛ غیر از اشارات بیربط به اثر فایرابند که ظاهرا الهامبخش چنین انتخابی بوده و من اکنون به اثر او نمیپردازم، موارد زیر قابل توجه اند:
۱. روشهای کیفی از قرن نوزدهم شناخته شده هستند و هرگز بحث از روش تحقیق صرفا تداعیگر روشهای تحقیق کمی نیستند و ما نیز از دورهی کارشناسی (طاهرا قریب دو دهه پیش از چاپ اول کتاب ضد روش /۱۳۸۹ توسط انتشارات جامعهشناسان. رپش تحقیق ریمون کیوی و کامپنهود در سال ۱۳۷۰ منتشر شده بود) با روشهای کیفی کم و بیش آشنا شده ایم.
۲. اساسا برخلاف آنچه نویسنده آورده، روشهای تحقیق کیفی در علوم اجتماعی الزاما ضد معرفتشناسیی پوزیتیویستی و پساپوزیتیویستی نیستند و محققان پوزیتیویست و پساپوزیتیویست نیز از روشهای تحقیق کیفی برای تحقیقات خود بهره برده اند و جان دبلیو. کرسول در کتاب خود اشاره میکند که بهعنوان بهره برنده از روشهای کیفی، در میان این دسته از محققان جای داده شده است (Creswell, 2007: 20; second edition)
"My approach to qualitative research has been identified as belonging to postpositivism...".
بنابراین، در همینجا ما با سرچشمهی یک خطای اساسی در آثار نویسندهی چند کتاب در بارهی روش تحقیق مواجه هستیم: او گمان میکند روشهای تحقیق کیفی، ضد تحقیقات پوزیتیویستی-پساپوزیتیویستی هستند! در حالیکه روشهای تحقیق کمی و کیفی الزاما ضد هم نیستند و گاه بهمنزلهی مکمل هم برای قرب به حقیقت (یعنی یافتن پاسخی معتبر برای پرسشها) بهکار میروند.
ادامه دارد.👇👇👇
#نظریهپردازی
#صحتآزمایی
#روش_تحقیق
#تحقیقات_کیفی
#احمد_محمدپور
#محمدباقر_تاجالدین
@NewHasanMohaddesi