تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی


Гео и язык канала: Иран, Фарси
Категория: не указана


درباره: اسلام‌شناسی، تاریخ، اندیشه‌ی سیاسی
* صفحه‌ی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://t.me/AdnanFallahi/2

Связанные каналы  |  Похожие каналы

Гео и язык канала
Иран, Фарси
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


فقط چند قدم آن طرف‌ترِ سَکاها، اقوامی ساکن بودند که در [منابع اروپاییِ] تمام ادوار کهن از آنان به قساوت یاد شده و دشمن دیرینه یونانیان و رومیان بودند: ایرانیان که پاپ اوربان دوم هم از آنان چهره هراسناکی ترسیم کرده بود. فرانچسکو پترارک نیز در ترانه صلیبیا Oaspettata in ciel beata e bella جنگهای صلیبی زمانه خود را با نبردهای یونانیان علیه ایرانیان در یک ردیف قرار می‌دهد به این ترتیب است که منازعات میان مسیحیان و لامذهبان ابعاد تازه ای پیدا می‌کند. عناصر دینی و مذهبی به هیچ وجه موضوعات فرعی و حاشیه ای نیستند بلکه شاخ و برگ بیشتری پیدا کرده و با انگیزه‌های تازه سرشارتر شده اند: نزاع میان اروپا و آسیا بنا به گفته هرودوت و یا طبق توصیف اشیل در نمایشنامه‌ی ایرانیان جنگ میان تمدن و توحش بوده است. انئا سیلویو پیکولومینی با استناد به اقوال هرودوت در صدد اثبات این موضوع است که گویا تُرکها از نسل سکاها هستند. اروپا، مسیحیت و تمدن یکی هستند و از آن طرف آسیا، کفر و بربریت نیز از یک سنگ‌اند.

فرانکو کاردینی،
تاریخ روابط اسلام و اروپا،
ترجمه بهاءالدین بازرگانی،
نشر علم.


@AdnanFallahi


مِهمت رفعت بورِکچی (Mehmet Rifat Börekçi) از علمای بزرگ اهل سنت عثمانی بود که در سال 1908 به عنوان مفتی آنکارا منصوب شد. شهرت بورکچی به سبب فتوای مشهور به فتوای آنکارا (فتوای آناتولی) است. فتوای آنکارا ـ با مشروع خواندن جنگ مسلحانه علیه نیروهای متفقین که استانبول و دیگر نواحی ترکیه‌ی کنونی را اشغال کرده‌ بودند ـ در واکنش به فتوای شیخ الاسلام عثمانی عبدالله دوریزاده صادر شد که خواهان اعدام اعضای جنبش ملی ترکیه ـ و در رأس‌شان مصطفی کمال ـ بود. فتوای آنکارا را بورکچی نوشت و 153نفر دیگر از علمای اهل سنت ترکیه آن را امضا کردند. بعد از تأسیس جمهوری ترکیه، مصطفی کمال با تأسیس سازمان امور دینی ترکیه (مشهور به دیانت)، بورکچی را در رأس این نهاد قرار داد. بورکچی تا زمان مرگش در 1941، رییس سازمان دیانت بود.


@AdnanFallahi


آتاتورک و نهاد روحانیت
به قلم: عدنان فلاحی (مرکز پژوهش‌های علمی و مطالعاتی استراتژیک خاورمیانه):

https://www.cmess.ir/Page/View/2025-02-26/11474


پیش‌تر آوردیم که از نگاه نویسندگان و نظریه‌پردازانی مانند ابوالاعلی مودودی، سیاست‌ورزی دو شق بیشتر ندارد: اسلامی و غیراسلامی (سکولار). و نیز گفتیم که اگر این منطق را پیش بگیریم نتیجتا نخستین نطفه‌های سکولاریزاسیون اسلام (عبور از سیاست اسلامی) در نیمه‌ی نخست قرن اول هجری بسته شده است و نه در قرن بیستم. مودودی در تحلیل وقایع دوران یزید بن معاویه، صریحا به این نکته اشاره کرده است:
ان ما بدأ في عهد معاوية من تفضيل السياسة على الدين ورفعها فوقه والاطاحة بحدود الشريعة من أجل الأغراض السياسية أثمر أعفن الثمار في عهد خليفته الذي اختاره بنفسه" (المودودي، الخلافة والملك، ص117، تعریب: احمد ادریس، کویت: دار القلم، 1978)



@AdnanFallahi


در دفع مفاسد شرط نیست که مرتکب یا مسبب آن مفسده، [لزوما] گناهکار باشد... مانند:... جنگیدن با اهل بَغی ولو اینکه آنها به سبب تأویلی که دارند در بغی خود گناهکار نیستند... شلاق زدن حنفی‌مذهب به سبب شُرب نَبیذ ـ به منظور دفع مفسده‌ی شرب مُسکِر ـ ولو اینکه عدالت آن شخص محرز بوده و به سبب این عمل [از نظر فقه حنفی] گناهکار نباشد.

عز بن عبدالسلام (660ق)،
قواعد الأحكام،
1/161،162،
تحقیق: د. نزیه کمال حماد&د. عثمان جمعة ضمیریة، دمشق: دار القلم.


@AdnanFallahi


تصویری قرن پانزدهمی از مارا برانکوویچ (Mara Branković) ـ متوفای1487م ـ شاهدُختِ سلسله‌ی پادشاهی صربستان و دختر دوراد برانکوویچ حاکم این سلسله. مارا همسر سلطان مراد دوم عثمانی و نامادری سلطان محمد دوم (فاتح) بود و نقش مهمی در پیوندهای سیاسی و دیپلماتیک عثمانی‌ها در حوزه‌ی بالکان داشت. لقب او در دربار عثمانی ولیده خاتون بود و هیچ‌گاه مسلمان نشد. مورخان وی را یکی از قدرتمندترین زنان قرن پانزدهم قلمداد کرده‌اند.


@AdnanFallahi


🎲اسلام و اصحاب سکولاریزاسیون: مورد مودودی و سید قطب

چنان‌که پیشتر آوردیم نزد قدمای مسلمان دو مفهوم غایب بودند: حکومت اسلامی و حکومت سکولار. در عوض آنها دو مفهوم دیگر را می‌شناختند: حکومت مسلمین و حکومت کفار. اما در دوران معاصر نویسندگان بسیاری درباره‌ی نسبت اسلام و سکولاریسم سخن گفته‌اند که مخرج مشترک بخش بزرگی از این نویسندگان برغم اختلافات چشمگیری که با هم دارند ـ از سید قطب گرفته تا جواد طباطبایی و از مودودی گرفته تا وائل حلّاق ـ رصد روند سکولاریزاسیون در ساخت سیاسی دولت است.
نزد کسانی چون سید قطب و احتمالا مودودی، حکومت از دو حالت خارج نیست و شق سومی ندارد: حکومت اسلامی یا حکومت سکولار. سید قطب در تصویرکردن این دوگانه از الگویش مودودی هم قاطع‌تر است. بنابراین در الهیات سیاسی این قبیل متفکران ـ و البته طیف بزرگی از نویسندگان و سیاستمداران غربی ـ جایی برای تصویر حکومت تلفیقی (تاحدی اسلامی و تا حدی سکولار) وجود ندارد چنانکه حد وسطی هم بین توحید و شرک نیست. بنابراین حکومتی که اسلامی نباشد لاجرم سکولار است. با این مقدمه تکلیف حکومت‌هایی مانند امویان، عباسیان، ایوبیان، مملوکیان، عثمانی و... چیست؟ ابوالاعلی مودودی می‌نویسد:
مصیبت بزرگی که در زمان ملوکیت [= پس از عصر خلافت راشده] بر مسلمین وارد آمد زوال حاکمیت قانون بود ولو اینکه حکومت قانون از مبادی اساسی دولت اسلامی بود... خلافت راشده در تمام دوران خود بر مدار این قاعده در جریان بود... اما وقتی که خلافت به ملوکیت تبدیل شد پادشاهان ـ به سبب منافع شخصی و اغراض سیاسی‌شان و خاصه برپایی و حفظ حکومت خود ـ در نابودی تمام قید و بندها و تجاوز از تمام حدودی که شریعت وضع کرده بود تردیدی به خود راه ندادند. و برغم اینکه قانون دولت در دوره‌ی پادشاهان همچنان اسلامی بود... و تمام امور و معاملات در حیات عمومی بر اساس احکام شریعت بود اما سیاست این پادشاهان تابعی از دین نبود و چنین چیزی به این می‌انجامید که آنها سیاست‌شان را با هر شیوه‌ی مشروع یا نامشروع اجرا کنند و بین حلال و حرام فرقی قائل نبودند... چنین سیاستی با آغاز دوران معاویه شروع شد[1].
بنابراین از نگاه مودودی شالوده‌های حکومت اسلامی بعد از دوران سی ساله و کوتاه مدت خلفای راشدین از بین رفته و حلال و حرام در حوزه‌ی سیاست رنگ باخته بود. بر اساس همین منطق، اگر دوباره به دوگانه‌ی سیاسی اسلامی/سکولار برگردیم حکومتی که پایه‌های اسلامیت خود را از دست داده لاجرم حکومتی سکولار است. پس حکومتهای اموی و عباسی و عثمانی و... ـ که از وضعیت خلافت راشده به حالت پادشاهی استحاله شده‌اند ـ قدرت‌هایی سکولار بودند. این سخن اگرچه عجیب می‌نماید اما نتیجه‌ی منطقی مقدمات فوق است چنان‌که سید قطب هم تصریح می‌کند که حکومت اموی برآمده از "وحی جاهلی" است[2] که طبعا در نقطه‌ی مقابل وحی اسلامی قرار دارد[3].
نهایتا باید گفت گروهی از سردمداران مهم و مؤثر نظریه‌ی سکولاریزاسیون در اسلام ـ و در رأس‌شان ابوالاعلی مودودی و سید قطب ـ آغاز این سکولاریزاسیونِ دولت و سیاست در اسلام را نه به قرن بیستم بلکه به اواسط قرن اول هجری برمی‌گردانند.
ــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. المودودي، الخلافة والملك، ص111،112، تعریب: احمد ادریس، کویت: دار القلم، 1978
[2]. سید قطب، العدالة الاجتماعیة في الاسلام، ص154، القاهرة: دار الشروق، طـ13.
[3]. سید معتقد است که امویان و عباسیان نهایتا از "روح اسلامی" پسرفت کردند (همان، ص167).

✍️عدنان فلّاحی


https://t.me/AdnanFallahi


این روزها منازعه بر سر اصطلاحاتی مانند ناسیونالیسم، قومگرایی، میهن‌دوستی و... در فضای فکری فارسی‌زبان بسیار است. اغلب این منازعات فاقد ارجاع به منابع اصلی این مفاهیم بوده و صرفا بر مشهورات یا منازعات سیاسی استوار است‌. مدخل فوق می‌تواند مقدمه‌ای موجز و دقیق برای ورود به این مناقشات فکری باشد.


@AdnanFallahi


Репост из: تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
ملت_و_ناسیونالیسم_مفاهیمی_متنازع_فیه.pdf
621.6Кб
فایل پیوست، ترجمه‌ی فارسی بخش‌هایی از مدخل "ناسیونالیسم" از دانشنامه فلسفی استنفورد است که چند سال پیش به فارسی ترجمه کردم و در دو بخش در سایت فرهنگ امروز منتشر شد.
حال، متن یکپارچه‌ی این ترجمه با عنوان "ملت و ناسیونالیسم: مفاهیمی متنازع‌فیه" - که گزارش و تحلیل نسبتا مفصلی از انواع و اقسام تعاریف و اشارات حول مفاهیمی مثل ملت و ناسیونالیسم است - پیوست است.
گفتنی است نویسنده‌ی این مدخل پروفسور نناد میشچویچ (استاد تمام دپارتمان فلسفه در دانشگاه ماریبور اسلوونی)، خود از پژوهندگان و نویسندگان برجسته‌ی مطالعات حوزه ناسیونالیسم و قومیت است. خاصه که او قرابتی جغرافیایی نیز با تاریخ جنگ‌های خونین منطقه‌ی بالکان دارد که واجد خاستگاه‌های قوی ناسیونالیستی و قومی بودند.

✍️عدنان فلّاحی


https://t.me/AdnanFallahi


فرار از جبهه در روز رویارویی با دشمن، مفسده‌ی بزرگی است اما اگر شخص بداند که بدون غلبه بر کفار کشته می‌شود فرار واجب است. زیرا که به خطر انداختن جان‌ها فقط وقتی جایز است که پای مصلحتِ تقویت دین به واسطه‌ی غلبه بر مشرکین در میان باشد. اما اگر این غلبه حاصل نشود، با از دست رفتن جان‌‌ها و خوشحال شدن کفار و تحقیر مسلمین، شکست مسلمین قطعی می‌شود و این وضعیت، مفسده‌ی محضی است که هیچ مصلحتی در آن نیست.

عز بن عبدالسلام (660ق)،
قواعد الأحكام،
1/151،
تحقیق: د. نزیه کمال حماد&د. عثمان جمعة ضمیریة، دمشق: دار القلم.


@AdnanFallahi


فقط یک اندیشمند مسلمان دیگر از لحاظ رتبه و اهمیت نزد افکار اروپایی قابل قیاس با ابوعلی سینا می‌باشد و او کسی نیست جز ابن رشد قرطبی که اروپائیان او را آوروئس می‌نامند. گو اینکه ابن رشد را برخی الهیون "مرتد" و "دشمن "مسیح" می‌خواندند اما برخی دیگر هم او را به عنوان شارح حقیقی و عینی ارسطو مورد تقدیر و تکریم قرار می‌دادند. از میان گروهِ تحسین کنندگانِ ابن رشد یکی هم آلبرتوس کبیر، استاد توماس آکویناس بود. اما او هم بخشی از افکار کاملا نوافلاطونی ابن رشد را مردود می‌شمرد. در باختر زمین در کنار نویسندگان و دانشمندان عرب و مسلمان به اندیشمندان یهودی هم اهمیت داده می‌شد که از جمله‌اند: سلیمان ابن جبیرول، يهودا هلوی، ابراهیم ابن عزرا و فراتر از همه اینها موسی ابن میمونِ قرطبی بزرگ که بعدها طبيب شخصى صلاح الدین ایوبی شد. شرح و تأویل مفسران بر کتاب فلسفی مهم ابن میمون دلالة الحائرین باعث شد تاثیر آراء ابن رشد بر دنیای یهود، مسلمان و مسیحی تجدید گردد و روح دوباره ای بگیرد.

فرانکو کاردینی،
تاریخ روابط اسلام و اروپا،
ترجمه بهاءالدین بازرگانی،
نشر علم.


@AdnanFallahi


اگر گفته شود: چرا شروط صلح حُدَیبیه، مستلزم تحقیر مسلمانان و کوتاه آمدن آنها بود؟
ما در پاسخ می‌گوییم: چنین چیزی به سبب دفع مفاسدی عظیم بود: یعنی [ممانعت از] قتل مردان و زنان مؤمنی که در مکه حضور داشتند و ناشناس بودند. قتل این مؤمنانِ ساکن مکه، مصیبت بزرگی برای مؤمنان بود. بنابراین مصلحت اقتضا می‌کرد که توافقی بر این اساس حاصل شود که هر که از مکه [به مثابه پناهنده] سوی مؤمنان [مدینه] بیاید به کفار [مکه] برگردانده شود. و چنین شرطی از قتل مؤمنان ناشناس [در مکه] قابل تحمل‌تر بود.


عز بن عبدالسلام،
قواعد الأحكام،
1/133،
تحقیق: د. نزیه کمال حماد&د. عثمان جمعة ضمیریة، دمشق: دار القلم.


@AdnanFallahi


چون سیستم مالیاتی اعراب در واقع همان سیستم ایران بود مطالعه و روشن کردن یکی، برای روشن شدن وضع دیگری كمک خواهد کرد... این مطالب کلا در طبری مسطور است و او آنها را از سالنامه های رسمی (خداينامک) که ترجمه های متعدد عربی آن موجود بود (مشهورترین آنها ترجمه ابن المقفع بود سال ۶۷۰ میلادی) گرفته است.

دانیل دِنِت،
جزیه در اسلام،
صص24ـ26،
ترجمه د. محمد علی موحد،
تبریز: کتابفروشی سروش، 1340.


@AdnanFallahi


⌛️"شوری" در کشاکش معاصرین و قدما

یکی از گسست‌های اندیشه‌ی سیاسی مسلمانان معاصر به نسبت قدما، بحث از اهمیت شورا ـ به معنای مشورت حاکم با بقیه ـ است. شورا در اندیشه‌ی سیاسی اسلامی معاصر بسیار پررنگ شده است. مثلا ابوالأعلی مودودی معتقد است که شورا یکی از قواعد و بنیان‌های قطعی دولت اسلامی است[1]. در واقع مودودی و بسیاری از پیروان وی شورا را یک اصل فقهی واجب و قطعی می‌دانند که تخطی از آن حرام و گناه است. اما نزد جریان ارتدکس قدما چنین چیزی وجود نداشت. در واقع می‌توان گفت که مفسرین اهل سنت در تفسیر آیه‌ی "وشاورهم في الأمر" آن را به امر ارشادی حمل کرده‌اند؛ بدین معنا که دستور به مشورت را ذیل مصالح دنیوی می‌دانستند که تخطی از آن مستوجب گناه نیست. در تأیید این سخن می‌توان به شافعی ارجاع داد که معتقد است اگر حاکمی برغم مخالفت اکثریت همچنان بر تداوم حکومتش پافشاری کند مرتکب گناه نشده است:
اگر کسی عهده‌دار حکمرانی بر مردمی شد که اکثرشان وی را خوش نمی‌دارند، ان شاء الله [در تداوم حکمرانی‌اش برغم مخالفت اکثریت مردم] مرتکب گناه نشده است؛ جز اینکه ترک حکمرانی برای او بهتر است؛ خواه مردم حاکم را خوش داشته باشند یا نداشته باشند[2].

بنابراین اگر استبداد حاکم در چهارچوب امور حرام و حلال قرار نمی‌گیرد و مستوجب عقاب اخروی نیست فلذا عدم مشورت وی با دیگران نیز نمی‌تواند ناقض اصلی دینی یا مصلحتی اخروی باشد. فارغ از ارجاع به شافعی، سیاست‌نامه نویسان بزرگ از میان فقهای اهل سنت تأکید کرده‌اند که مشورت یا شوری در بهترین حالت از امور مندوب یا مستحبی است و نه از واجباتی که قوام و اسلامیّت حکومت بدان وابسته باشد[3]. گفتنی است تأکید بر شورا نزد اقلیت‌های اهل سنت مانند علمای معتزله جایگاهی ویژه داشت[4] که صدالبته دیدگاه‌های معتزله خارج از ارتدکسی‌ها طبقه‌بندی می‌شود.
ــــــــــ
ارجاعات:
[1]. "وخامسة قواعد الدولة الاسلامية حتمية تشاور قادة الدولة وحكامها مع المسلمين والنزول على رضاهم ورأيهم وامضاء نظام الحكم بالشورى"(المودودي، الخلافة والملك، ص41، تعریب: احمد ادریس، کویت: دار القلم، 1978).
[2]. "وَلَوْ تَوَلَّى رَجُلٌ أَمْرَ قَوْمٍ أَكْثَرُهُمْ لَهُ كَارِهُونَ لَمْ يَكُنْ عَلَيْهِ فِي ذَلِكَ مَأْثَمٌ إنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى إلَّا أَنْ يَكُونَ تَرْكُ الْوِلَايَةِ خَيْرًا لَهُ أَحَبُّوهُ، أَوْ كَرِهُوهُ"(الشافعي، الأم، 1/187)
[3]. برای مثال فقیه شافعی بزرگ عصر ممالیک ابن جَماعة کنانی (733ق) در باب استحباب ـ و نه وجوب ـ مشورت حاکم با دیگران می‌گوید: "يسْتَحبّ أَن يشاور أهل التجارب والرأي فِيمَا أعضل، وَيرجع إِلَى ذَوي الحزم وَالْعلم فِيمَا أشكل، وَيَأْخُذ مَا عِنْدهم، فَإِن ذَلِك أقرب إِلَى الحزم وَالظفر، وَأبْعد عَن الْخَطَأ والخطر"(ابن جماعة، تحرير الأحكام في تدبير أهل الإسلام، ص168، قطر: دار الثقافة)
[4]. برای مثال نک: نجاح محسن، اندیشه‌ی سیاسی معتزله، صص239،240، ترجمه باقر صدری نیا، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

✍️عدنان فلّاحی


https://t.me/AdnanFallahi


با حمایت صلاح الدین (و طبق سنن اسلامی) جامعه بزرگی از یهودیان که عمدتا خانواده های آواره شده از فرانسه و انگلستان بودند در بیت المقدس اسکان داده شدند. در این دوران، رژیمی در انگلستان به قدرت رسیده بود که یهودیان را مورد تعقیب و آزار قرار می‌داد حقوق آنها را تضییع می‌کرد و به دفعات آنها را به هتک حرمت نان متبرک عشای ربانی و قتل مناسکی اطفال متهم کرد. در همین زمان و به دلایل مشابه تعداد زیادی یهودی از فرانسه به اسپانیای اسلامی متواری شدند. در جریان جنگهای صلیبی، بیت المقدس مقصد برخی یهودیان سرشناس از جمله موسی ابن میمون دانشمند بزرگ یهودی و یا بنیامین تُطیلی بود که به آنجا مهاجرت کرده بودند. در دوران ایوبیان، موسی بن نهمان اسپانیایی مشهور به نهمانیدس به بیت المقدس مهاجرت کرد و به سازماندهی فرهنگ و تمدن یهودی در آنجا همت گمارد.

فرانکو کاردینی،
تاریخ روابط اسلام و اروپا،
ترجمه بهاءالدین بازرگانی،
نشر علم.
#جنگ‌های_صلیبی


@AdnanFallahi


ظاهرا عز بن عبدالسلام (660ق) هم به مانند سلف خود شافعی، نسبت به ماهیت قدرت سیاسی و جریان غالب حاکم بر آن، بسیار بدبین است و این بدبینی در اندیشه‌ی سیاسی قدمای اهل سنت رویه‌ای رایج بوده است:
وأما الإمامة العظمى، ففي اشتراط العدالة فيها اختلاف لغلبة الفسوق على الولاة، ولو شرطناها لتعطلت التصرفات الموافقة للحق في تولية مَنْ يولونه من القضاة والولاة و... (قواعد الأحكام، 1/110، تحقیق: د. نزیه کمال حماد&د. عثمان جمعة ضمیریة، دمشق: دار القلم)



@AdnanFallahi


ائتلاف‌های غیرهمکیشان علیه همکیشان ـ به دلایل سیاسی و کسب قدرت ـ فقط به دوران جنگ‌های صلیبی ـ و فی المثل ائتلاف ایوبیان با بیزانس علیه سلاجقه‌ی روم و فرانک‌های صلیبی ـ محدود نبود بله سابقه‌ی آن به قرن‌ها پیشتر و عصر اول عباسی برمی‌گشت.
بعد از شکست سنگینی که امویان از عباسیان متحمل شدند، تتمه‌ی تبار آنها به اندلس در مغرب گریختند و موفق شدند دولت اموی را در ناحیه‌ی اندلس احیا کنند. در این هنگام قدرتمندترین خلفای عباسی در بغداد حکومت می‌کردند و تأسیس یک دولت مسلمانِ موازی با خود ـ آن هم به دست خصم اصلی‌شان امویان ـ در اندلس را خوش نداشتند فلذا برای اسقاط امویان اندلس کوشیدند. این تلاش‌های براندازانه با منصور دومین خلیفه‌ی عباسی شروع شد که در پی تحریک اشراف سرشناس اندلس علیه حاکمان اموی برآمد. پس از منصور پسرش مهدی مسیر پدر را ادامه داد و برای سرنگون کردن امویان اندلس وارد ائتلاف‌هایی با سلاطین مسیحی سلسله‌ی کارولینژی شد. از آن سو سلاطین کاتولیک کارولینژی نیز ـ به مانند عباسیان ـ در پی تضعیف امپراتوری غیرکاتولیک بیزانس (روم شرقی) بودند فلذا این ائتلاف‌ها اهدافی دوگانه یافت. مهدی با اجیر کردن دو تن از حاکمان محلی در اندلس (عبدالرحمن بن حبیب الفهری و سلیمان الاعرابی) و در توافقی با شارلمانی (شارل یکم) در پی تمهید تصرف سرحدات امویان به دست شارلمانی و اسقاط این سلسله برآمد که البته این توطئه‌ها نیز به فرجام نرسید و شکست سختی خورد.
هارون الرشید خلیفه‌ی مقتدر عباسی نیز همچون پدرانش به امویان اندلس به چشم غاصبان حکومت نگاه می‌کرد ولی دست به اقدامات نظامی علیه آنها نزد هرچند که در برابر ائتلاف امویان/بیزانس، همپیمانی با امپراتوری مقدس روم و شخص شارلمانی را ادامه داد.


@AdnanFallahi


گفته‌اند که شرق یا غرب یا شمال یا جنوب، همه این اسامی با اضافه شدن به چیزی گفته می‌شوند مانند مصر که ما آن را از نواحی مغرب می‌شماریم و برای کسی که در سرزمین اندلس قرار دارد، مشرق است... پس ناچار باید مرکزی باشد که از آنجا به آن نواحی اشاره شود. بنابراین می‌گوییم مرکز مملکت اسلام سرزمین عراق است؛ و این امر مربوط به این زمان است و پارسیان در آن وقت که بدانجا رفت و آمد می‌کردند آن را دل ایرانشهر نامیده‌اند. و عرب این نام را عربی کرده، عراق نامیده است.

قُدامة بن جعفر (337ق)،
کتاب الخراج،
ص121،
ترجمه و تحقیق: د. حسین قره‌چانلو،
تهران، نشر البرز، 1370.


@AdnanFallahi


الکسی دوتوکویل (1859م) ـ مورخ، فیلسوف سیاسی، دیپلمات و سیاستمدار فرانسوی ـ زمانی گفته بود که از نظر امریکایی‌ها هیچ جامعه‌ی متمدنی بدون دین نمی‌تواند وجود داشته باشد و دین، ضامن استواری دولت امریکاست.
   آیا چنان‌که نویسندگان محافظه‌کاری مانند والتر راسل مید - استاد روابط بین‌الملل - ادعا کرده‌اند آمریکا واقعا کشور خداست؟! یا اینکه این هم یکی از اَشکال بهره‌برداری سیاسی از الهیات است (مسیحی‌گرایی سیاسی)؟ پس تکلیف سکولاریسم یا لائیسیسم چه می‌شود؟ آیا هژمون نیمکره‌ی شرق (چین) گوی لائیسیته را از رقیب غربی‌اش ربوده است فلذا بر اساس گفته‌ی دوتوکویل چین نمی‌تواند یک جامعه‌ی متمدن باشد؟
بی‌شک پاسخ به این پرسش‌ها در فضای سیاست‌زده و قطبی‌ای که اندیشه را به جدال طرفداران دو تیم فوتبال و تفکر استادیومی فرو می‌کاهد ناممکن است.


@AdnanFallahi


غرض این است که عوام و نوآموزان متنبه شوند که از اشعار خیام و حافظ و مانند آنها سوءاستفاده نکنند و چنین نپندارند که آن بزرگواران ما را به سوی میخوارگی وفسق و کفر و زندقه سوق می‌دهند بلکه عکس آن است. و شاهد مدعای ما این است که بزرگانی از معاصران خیام می‌بینیم که نسبت به او نهایت ادب و احترام را منظور داشته و او را امام و حجةالحق خوانده و هيچ‌يک ميخوارگی وفسق و فجور یا فساد عقیده یا بی‌مبالاتی به او نسبت نداده اند. از این گذشته در عصر خود ما دانشمندانی مانند مرحوم حاجی ملا هادی حکیم سبزواری می‌شناسیم که همه تصدیق دارند که زندگانی پاک بی آلایش پر معرفت داشته و در نهایت زهد و ورع به سر می‌برده و هدایت بندگان خدا را در تکمیل ایمان و عقیده دینی وظیفه خود می‌دانسته‌اند چنانکه در نظر مردم از اولیاء شمرده شده‌اند با این همه در شعر همان معانی حافظ و خیام را می‌پرورند و همواره از می و معشوق و جام باده گفتگو می‌کنند و به یاد می‌آورند که فرداست که درمی‌گذریم و از خاک ما خشتِ سَرِ خُم می‌سازند.

محمد علی فروغی (ذکاءالملک)،
مقالات فروغی،
2/92،93،
تهران: انتشارات توس، چـ3، زمستان1387
#محافظه‌کاری_ایرانی


@AdnanFallahi

Показано 20 последних публикаций.