سلام
پسرم 15 سالمه کلاس نهمم
من توی یه خانواده خیلی سختگیر بزرگ شدم تو رابطم تا حالا اصن نرفتم و یه برادرم دارم
خانوادم از نظر درس خیلی میزارنم تو فشار هفتم و هشم معدلم زیر 19.50 نشده ولی امسال حال روحیم بخاطر یه قضیه خوب نبود نتونستم امتحاناتو خوب بگیرم شدم 18 معدل
مامان بابام هی سرزنشم میکنن که همه میشن 19 بچهاشون چرا تو نشی خجالت نمیکشی همکلاسیات 19 گرفتم تو باید بشی 18
خلاصه اصن نابودم کردن
از یه طرفم هنوز یبارم پام به دفتر باز نشده انضباط گرفتم نیاز به تلاش
خیلی فشار رومه هی خانوادم سرزنشم میکنن نمیتونم دیگه تحمل کنم بقران
هرکاری میکنم هرچیزی میگم بهشون ربطش میدن به نمرم از بس که کلافم کردن هرشب دارم گریه میکنم دیگه نمیتونم از پس سرزنش اینا بر بیام
همش به فکر خودکشیم هم خودم راحت میشم هم مامان بابام تا اخر عمر عذاب وجدان میگیرن
نابودم کردن به عنوان یه پسر 15 ساله که باید یه تفریح داشته باشه و دقدقه ش زندگیش و خوش گذرونیش باشه منه بدبخت دارم بدبختی میکشم
خدا خودش اون بابا شاهده دیگه نا ندارم مگه آدم چقد تو زندگیش میتونه سرزنش بشه همش سرکوفت
از یه طرفم به خاطر همون قضیه که گفتم حبس خونگیم کردن 6 ماهه هنوز رنگ شهرو ندیدم فقط میرم مدرسه میام
افسردگی شدید گرفتم
نمیدونم بخدا
شرمنده یکم طولانی شد:)
ادمین لطفا بزار یبار فرستادم نزاشتی
حاجی 👳🏻♂️ :
عجب وضعیتیه.
「@ChaleshEteraf ● ارسال اعتراف 」
پسرم 15 سالمه کلاس نهمم
من توی یه خانواده خیلی سختگیر بزرگ شدم تو رابطم تا حالا اصن نرفتم و یه برادرم دارم
خانوادم از نظر درس خیلی میزارنم تو فشار هفتم و هشم معدلم زیر 19.50 نشده ولی امسال حال روحیم بخاطر یه قضیه خوب نبود نتونستم امتحاناتو خوب بگیرم شدم 18 معدل
مامان بابام هی سرزنشم میکنن که همه میشن 19 بچهاشون چرا تو نشی خجالت نمیکشی همکلاسیات 19 گرفتم تو باید بشی 18
خلاصه اصن نابودم کردن
از یه طرفم هنوز یبارم پام به دفتر باز نشده انضباط گرفتم نیاز به تلاش
خیلی فشار رومه هی خانوادم سرزنشم میکنن نمیتونم دیگه تحمل کنم بقران
هرکاری میکنم هرچیزی میگم بهشون ربطش میدن به نمرم از بس که کلافم کردن هرشب دارم گریه میکنم دیگه نمیتونم از پس سرزنش اینا بر بیام
همش به فکر خودکشیم هم خودم راحت میشم هم مامان بابام تا اخر عمر عذاب وجدان میگیرن
نابودم کردن به عنوان یه پسر 15 ساله که باید یه تفریح داشته باشه و دقدقه ش زندگیش و خوش گذرونیش باشه منه بدبخت دارم بدبختی میکشم
خدا خودش اون بابا شاهده دیگه نا ندارم مگه آدم چقد تو زندگیش میتونه سرزنش بشه همش سرکوفت
از یه طرفم به خاطر همون قضیه که گفتم حبس خونگیم کردن 6 ماهه هنوز رنگ شهرو ندیدم فقط میرم مدرسه میام
افسردگی شدید گرفتم
نمیدونم بخدا
شرمنده یکم طولانی شد:)
ادمین لطفا بزار یبار فرستادم نزاشتی
حاجی 👳🏻♂️ :
عجب وضعیتیه.
「@ChaleshEteraf ● ارسال اعتراف 」