#۱۶۲
⏳♡🔥
چشمانم داشت خودش را برای یک هقهق حسابی که تا الانش هم به تعویق افتاده بود آماده میکرد. سرِ این خواستن بارها وادارم کردند به اعتراف. به توضیح و تعریف احساساتم.
-شهاب یه نفر میتونه توی یه لحظه احساسی رو در دلت بوجود بیاره که کس دیگهای توی ده سال نتونسته. به جون بابام قسم من قدرنشناس نیستم، ولی نمیتونستم یک عمر با کسی زندگی کنم که عاشقش نبودم.
چنگ انداخت به یقهی گرد ژاکت تنش و تا روی سینهاش پایین کشید و به یکباره رهایش کرد. انگار که گرمش بود یا شاید هم احساس خفگی میکرد.
-این عشق کوفتی چقدر بیانصافت کرده!
چرا نمیفهمید؟ اصلِ انتخابم فقط عشق بود.
-توی این موقعیت من هر حرفی بزنم تو برداشت بدی ازش میکنی... چشمات رو از روی من بردار تا بتونی کس دیگهای رو هم ببینی.
یک دستش روی کمرش نشست و پوزخندی زد.
-بازم پگاه! حس کردم یه پسر بچه شکموام که داری برای پرت کردن حواسش بهش قول آبنبات میدی.
تشبیهش دلم را سوزاند. نه برای خودم برای پگاه. حقش نبود تلاشش برای جلب توجه محبوبش اینقدر پشیز شمرده شود.
-تو تونستی پگاه رو به عنوان همسرت دوست داشته باشی؟ نه! کاری که خودت از پسش برنیومدی رو توقع داری من انجام بدم؟ با ضعیف نشون دادن احساس قوی دختری که دوست داره باعث شدی خیلی ازت برنجم.
تندخو شد و از قالب تظاهرش خارج.
-با این مقایسههای الکی میخوای جواب وجدانت رو بدی و احساسی که بهت داشتم رو نادیده بگیری؟ تعصب پگاه رو میکشی و منو محکوم میکنی؟
قبل از برخاستن از روی مبل، گوشیام را از روی میز برداشتم. هر دو در بدترین وضعیت روحی بودیم و جَو به وجود آمده اصلاً مناسب این بحث تکراری نبود.
-من هیچوقت در برابر تو نقش بازی نکردم. واسه یه بارم شده به احساسی که بهم داری دلخوشت نکردم تا الان وجدانم بخواد به جونم بیفته. نذار حرمتها شکسته بشه و دست از سر من و امیر بردار. حتی اگه اونم نبود بازم تو انتخابم نبودی.
نحوه عضویت در کانال vip ژانوس👇
https://t.me/c/1301487483/186097
میانبر پارتهای رمان ژانوس👇
https://t.me/c/1301487483/186322
#ژانوس
#سارا_رایگان
@Donyaye_sara
@sara_raygan
⏳♡🔥
چشمانم داشت خودش را برای یک هقهق حسابی که تا الانش هم به تعویق افتاده بود آماده میکرد. سرِ این خواستن بارها وادارم کردند به اعتراف. به توضیح و تعریف احساساتم.
-شهاب یه نفر میتونه توی یه لحظه احساسی رو در دلت بوجود بیاره که کس دیگهای توی ده سال نتونسته. به جون بابام قسم من قدرنشناس نیستم، ولی نمیتونستم یک عمر با کسی زندگی کنم که عاشقش نبودم.
چنگ انداخت به یقهی گرد ژاکت تنش و تا روی سینهاش پایین کشید و به یکباره رهایش کرد. انگار که گرمش بود یا شاید هم احساس خفگی میکرد.
-این عشق کوفتی چقدر بیانصافت کرده!
چرا نمیفهمید؟ اصلِ انتخابم فقط عشق بود.
-توی این موقعیت من هر حرفی بزنم تو برداشت بدی ازش میکنی... چشمات رو از روی من بردار تا بتونی کس دیگهای رو هم ببینی.
یک دستش روی کمرش نشست و پوزخندی زد.
-بازم پگاه! حس کردم یه پسر بچه شکموام که داری برای پرت کردن حواسش بهش قول آبنبات میدی.
تشبیهش دلم را سوزاند. نه برای خودم برای پگاه. حقش نبود تلاشش برای جلب توجه محبوبش اینقدر پشیز شمرده شود.
-تو تونستی پگاه رو به عنوان همسرت دوست داشته باشی؟ نه! کاری که خودت از پسش برنیومدی رو توقع داری من انجام بدم؟ با ضعیف نشون دادن احساس قوی دختری که دوست داره باعث شدی خیلی ازت برنجم.
تندخو شد و از قالب تظاهرش خارج.
-با این مقایسههای الکی میخوای جواب وجدانت رو بدی و احساسی که بهت داشتم رو نادیده بگیری؟ تعصب پگاه رو میکشی و منو محکوم میکنی؟
قبل از برخاستن از روی مبل، گوشیام را از روی میز برداشتم. هر دو در بدترین وضعیت روحی بودیم و جَو به وجود آمده اصلاً مناسب این بحث تکراری نبود.
-من هیچوقت در برابر تو نقش بازی نکردم. واسه یه بارم شده به احساسی که بهم داری دلخوشت نکردم تا الان وجدانم بخواد به جونم بیفته. نذار حرمتها شکسته بشه و دست از سر من و امیر بردار. حتی اگه اونم نبود بازم تو انتخابم نبودی.
نحوه عضویت در کانال vip ژانوس👇
https://t.me/c/1301487483/186097
میانبر پارتهای رمان ژانوس👇
https://t.me/c/1301487483/186322
#ژانوس
#سارا_رایگان
@Donyaye_sara
@sara_raygan