#گزیده_های_ایران
☑️ نقدی بر مقاله دکتر زیباکلام در مورد کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹
▫️کوروش احمدی، خبرآنلاین، ۵ اسفند ۱۴۰۳
⏹ نکات مهم:
🔹آقای دکتر صادق زیباکلام مطلبی به مناسبت سالگرد کودتای ۳ اسفند نوشتهاند (خبرآنلاین، ۳ اسفند ۱۴۰۳) که حاوی گزارههای درست و نادرست است.
🔹ایشان نوشتهاند که «روح دولت انگلستان در لندن هم از انجام کودتا خبر نداشت، چه رسد به اینکه آن را طراحی هم کردهباشد.» این گزارهای درست است، اما از آنجا که تنها نیمی از واقعیت را منعکس میکند، کملطفی در حق مخاطب است. مسلم است که آیرونساید، فرمانده نیروی شش هزار نفری انگلیسی در شمال ایران، (Norperforce) نقش تعیینکنندهای در اخراج فرماندهان روسی نیروی قزاق و انتصاب رضاخان به عنوان فرمانده این نیرو و هدایت او در جهت حرکت به سمت تهران داشت. خاطرات مفصل آیرونساید که بخشی از آن منتشر شده، (The Ironside Diaries, 1962) تردیدی در این مورد باقی نمیگذارد.
🔹اسناد جای تردید باقی نمیگذارد که آیرونساید با همراهی ضمنی وزیرمختار انگلیس و مقامات دولت انگلیسی هند و بدون اطلاع لندن به این نتیجه رسید که تنها راهحل ممکن برای ایران یک دیکتاتوری نظامی است ... اگرچه تردیدی در نقش تعیینکننده آیرونساید در برکشیدن رضاخان وجود ندارد، اما من رضاخان را آدم یا عامل انگلیس نمیدانم. آیرونساید درواقع رضاخان را توانا برای انجام ماموریت یافت و کار را به دست او سپرد. از طرفی، مطالبه عمومی ایرانیان برای شکلگیری یک دولت مقتدر مرکزی با خواست انگلیس برای بستن راه ایران بر بلشویسم با هم منطبق شد و راه را برای موفقیت کودتا باز کرد. رضاشاه در طول حکومتش درواقع حوزه دخالت انگلیس در ایران را محدود کرد.
🔹با سخن دکتر زیباکلام مبنی بر اینکه رضاشاه «مجدداً وحدت و یکپارچگی ایران را رقم زد» موافقم. اما این نیز یک روی سکه است. ایجاد یک قشون متحدالشکل برای امنیت داخلی و سرکوب نیروهای گریز از مرکز دو خدمت مفیدی بود که رضاخان به کشور کرد. در پرتو تمرکزی که او ایجاد کرد، تجددخواهان اقتدارگرا مانند تیمورتاش، داور، نصرتالدوله و... توانستند اقدامات مفیدی برای ایجاد نهادهای حکومتی انجام دهند. اما خودمحوری رضاشاه عملا این نهادها را در غیاب بانیان آنها که یا مقتول شدند، یا محبوس یا خانهنشین به زائدههای حکومت فردی تبدیل کرد.
🔹احتمالا دکتر زیباکلام خود موافقاند که توسعه فیزیکی را نمیتوان مبنای قضاوت قرار داد. اگر بنا بر این بود استالین را باید در رأس موفقترین حکام تاریخ به شمار آوریم. اگر رضاشاه هزار کیلومتر راهآهن ساخت (آن هم با حرف و حدیثهای بسیار) استالین طی ۲۰ سال تا قبل از جنگ دوم ۲۰ هزار کیلومتر راهآهن ساخت.
🔹فاجعه بزرگی که دکتر زیباکلام به آن نپرداخته اند، شکلگیری فسادی ساختاری و سیستماتیک در دوره رضاشاه است. به قول مویداحمدی، نماینده مجلس سیزدهم، در نشست ۱۲ بهمن ۱۳۲۰ «رضاشاه چهلوچهار هزار سند مالکیت به نام خود صادر کردهاند، (روزی هفت سند طی ۱۶ سال).» (مکی، تاریخ بیست ساله، ج۶ صص ۶۱ تا ۶۵) ملزم شدن وزارتخانهها و ارتش و شهرداریها و دادگستری و... در خدماترسانی مجانی به املاک سلطنتی به گسترش فساد در سطح کل سیستم کمک کرد. شعبات «اداره املاک اختصاصی» تحت فرماندهی افسران ارتش که حقوق از ارتش میگرفتند و عملا مباشر شاه بودند، تسمه از گرده زارعان میکشیدند. شاه موقع عزیمت از ایران در اصفهان یک چک ۶۸۰ میلیون ریالی (۶۸ میلیون تومان) به دکتر سجادی وزیر راه وقت که امین شاه بود، داد که به شاه جدید برساند. (مکی، ج ۸، ص ۹۱) اسدالله علم در خاطراتش این رقم را هفتاد میلیون تومان میگوید. (یادداشت ۴۹/۹/۹، جلد دوم ص ۱۳۹) و این در حالی است که حقوق یک دبیر دبیرستان در آن زمان ۴۰ تومان در ماه یعنی ۴۸۰ تومان در سال یعنی ۱۴ هزار ۴۰۰ تومان در ۳۰ سال بود.
🔗 متن کامل در پیوند زیر:
khabaronline.ir/xng89
@yekhezaran
☑️ نقدی بر مقاله دکتر زیباکلام در مورد کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹
▫️کوروش احمدی، خبرآنلاین، ۵ اسفند ۱۴۰۳
⏹ نکات مهم:
🔹آقای دکتر صادق زیباکلام مطلبی به مناسبت سالگرد کودتای ۳ اسفند نوشتهاند (خبرآنلاین، ۳ اسفند ۱۴۰۳) که حاوی گزارههای درست و نادرست است.
🔹ایشان نوشتهاند که «روح دولت انگلستان در لندن هم از انجام کودتا خبر نداشت، چه رسد به اینکه آن را طراحی هم کردهباشد.» این گزارهای درست است، اما از آنجا که تنها نیمی از واقعیت را منعکس میکند، کملطفی در حق مخاطب است. مسلم است که آیرونساید، فرمانده نیروی شش هزار نفری انگلیسی در شمال ایران، (Norperforce) نقش تعیینکنندهای در اخراج فرماندهان روسی نیروی قزاق و انتصاب رضاخان به عنوان فرمانده این نیرو و هدایت او در جهت حرکت به سمت تهران داشت. خاطرات مفصل آیرونساید که بخشی از آن منتشر شده، (The Ironside Diaries, 1962) تردیدی در این مورد باقی نمیگذارد.
🔹اسناد جای تردید باقی نمیگذارد که آیرونساید با همراهی ضمنی وزیرمختار انگلیس و مقامات دولت انگلیسی هند و بدون اطلاع لندن به این نتیجه رسید که تنها راهحل ممکن برای ایران یک دیکتاتوری نظامی است ... اگرچه تردیدی در نقش تعیینکننده آیرونساید در برکشیدن رضاخان وجود ندارد، اما من رضاخان را آدم یا عامل انگلیس نمیدانم. آیرونساید درواقع رضاخان را توانا برای انجام ماموریت یافت و کار را به دست او سپرد. از طرفی، مطالبه عمومی ایرانیان برای شکلگیری یک دولت مقتدر مرکزی با خواست انگلیس برای بستن راه ایران بر بلشویسم با هم منطبق شد و راه را برای موفقیت کودتا باز کرد. رضاشاه در طول حکومتش درواقع حوزه دخالت انگلیس در ایران را محدود کرد.
🔹با سخن دکتر زیباکلام مبنی بر اینکه رضاشاه «مجدداً وحدت و یکپارچگی ایران را رقم زد» موافقم. اما این نیز یک روی سکه است. ایجاد یک قشون متحدالشکل برای امنیت داخلی و سرکوب نیروهای گریز از مرکز دو خدمت مفیدی بود که رضاخان به کشور کرد. در پرتو تمرکزی که او ایجاد کرد، تجددخواهان اقتدارگرا مانند تیمورتاش، داور، نصرتالدوله و... توانستند اقدامات مفیدی برای ایجاد نهادهای حکومتی انجام دهند. اما خودمحوری رضاشاه عملا این نهادها را در غیاب بانیان آنها که یا مقتول شدند، یا محبوس یا خانهنشین به زائدههای حکومت فردی تبدیل کرد.
🔹احتمالا دکتر زیباکلام خود موافقاند که توسعه فیزیکی را نمیتوان مبنای قضاوت قرار داد. اگر بنا بر این بود استالین را باید در رأس موفقترین حکام تاریخ به شمار آوریم. اگر رضاشاه هزار کیلومتر راهآهن ساخت (آن هم با حرف و حدیثهای بسیار) استالین طی ۲۰ سال تا قبل از جنگ دوم ۲۰ هزار کیلومتر راهآهن ساخت.
🔹فاجعه بزرگی که دکتر زیباکلام به آن نپرداخته اند، شکلگیری فسادی ساختاری و سیستماتیک در دوره رضاشاه است. به قول مویداحمدی، نماینده مجلس سیزدهم، در نشست ۱۲ بهمن ۱۳۲۰ «رضاشاه چهلوچهار هزار سند مالکیت به نام خود صادر کردهاند، (روزی هفت سند طی ۱۶ سال).» (مکی، تاریخ بیست ساله، ج۶ صص ۶۱ تا ۶۵) ملزم شدن وزارتخانهها و ارتش و شهرداریها و دادگستری و... در خدماترسانی مجانی به املاک سلطنتی به گسترش فساد در سطح کل سیستم کمک کرد. شعبات «اداره املاک اختصاصی» تحت فرماندهی افسران ارتش که حقوق از ارتش میگرفتند و عملا مباشر شاه بودند، تسمه از گرده زارعان میکشیدند. شاه موقع عزیمت از ایران در اصفهان یک چک ۶۸۰ میلیون ریالی (۶۸ میلیون تومان) به دکتر سجادی وزیر راه وقت که امین شاه بود، داد که به شاه جدید برساند. (مکی، ج ۸، ص ۹۱) اسدالله علم در خاطراتش این رقم را هفتاد میلیون تومان میگوید. (یادداشت ۴۹/۹/۹، جلد دوم ص ۱۳۹) و این در حالی است که حقوق یک دبیر دبیرستان در آن زمان ۴۰ تومان در ماه یعنی ۴۸۰ تومان در سال یعنی ۱۴ هزار ۴۰۰ تومان در ۳۰ سال بود.
🔗 متن کامل در پیوند زیر:
khabaronline.ir/xng89
@yekhezaran