«مادمازل تا حالا شده كسی رو كه از خودت هم بيشتر دوستش دارى، از دست داده باشی؟ يه چيز كه ارزشمندترينه، غيرقابل جایگزينه، حاضرى زندگیت رو براى نجاتش بدى.»
جلوى اشکهاى ناگهانیام را گرفتم و گفتم: «بله. يه بار.»
لبخند محزونى زد و گفت: «فكر میكردم كه تجربهش رو داشته باشی. بعدش هیچچیز دیگه مثل سابق نمیشه، مگه نه؟ زندگی ادامه پیدا میکنه، چون نمیشه كاریش كرد اما آدم دیگه اون آدم قبلی نيست.»
- مادمازل شنل، سی دابلیو گورتنر
جلوى اشکهاى ناگهانیام را گرفتم و گفتم: «بله. يه بار.»
لبخند محزونى زد و گفت: «فكر میكردم كه تجربهش رو داشته باشی. بعدش هیچچیز دیگه مثل سابق نمیشه، مگه نه؟ زندگی ادامه پیدا میکنه، چون نمیشه كاریش كرد اما آدم دیگه اون آدم قبلی نيست.»
- مادمازل شنل، سی دابلیو گورتنر