نمیدونم چطور باید احساسم رو نسبت به این کتاب توصیف کنم. جملهی «عاشقش شدم» به نظرم برای توصیف احساسم خیلی کمه.
عشق تجربهای است مشترک میان دو نفر، اما این موضوع به این معنا نیست که هر دو طرف تجربهای مشابه را از سر میگذرانند.
- از متن کتاب
شخصیتها آدمهای معمولیان که شبیه ما همیشه سعی میکنن کاری که فکر میکنن درسته رو انجام بدن و در نهایت اشتباه میکنن، از تنهایی میترسن و برای تنها نموندن دست به هرکاری میزنن و عاشق میشن حتی اگه عشقشون کاملا غیر منطقی باشه.
من از یک کتاب کوتاه انتظار همچین روایت زیبایی رو نداشتم و با اینکه اسمش همیشه در لیستم بود، مدتها به دلایلی نامعلوم خوندنش رو به تعویق انداختم و در نهایت بعد از شروع کردنش، نتونستم کتاب رو زمین بذارم.
فلشبکها خیلی دوستداشتنی بودن، توصیفات و پرداختن به جزئیات هم همینطور. شاید به احساسات شخصیتها زیاد پرداخته نمیشد؛ اما مثل زندگی واقعی از فضای توصیف شده میشد به احساسات تمام شخصیتها پی برد.
ممنون خانوم مککالرز.