اگر بهقدر لحظاتی کوتاه در زندگی مجال داشته باشم، میدانی چه میکنم؟ شمارهات را میگیرم و میگویم: «چای میگذاری؟»
بعد میگویم: بهرسم عادت همیشگیات قبل از رسیدن بپرس «چای» یا «قهوه»؟ بعد من بگویم تو که بهگاهِ آمدنِ من همیشه به چای دعوتم کردهای، پس چرا میپرسی؟! بعد بخندم. بعد بخندی. دنیا اگر قرار باشد برای همیشه تمام شود، من همین لحظهها را میخواهم عزیزم. همین لحظههای ساده که گلدانهای دم پنجره را نشانم میدهی، چای را میریزی توی لیوانهایی که سوغات آخرین سفرم است و بعد، میپرسی موهایت بلندتر شدهاند یا لَختشان کردهای؟
@chehel_salegi
من همین لحظهها را دوست دارم که میدانم آنقدر رقیق و کوچک و دونفرهاند که نمیتواند توجه هیچ نویسندهای را برای هیچ نوشتهای جلب کند. دنیا اگر قرار باشد به آخر برسد، من را به چای دعوت کن و به گریههای طولانی. درست به آن لحظهای که شاعر دربارهاش گفته :
به قدر خوردن یک چای تلخ با من باش
که تلخ با تو عزیزم هنوز شیرین است
فاطمه بهروزفخر💎
بعد میگویم: بهرسم عادت همیشگیات قبل از رسیدن بپرس «چای» یا «قهوه»؟ بعد من بگویم تو که بهگاهِ آمدنِ من همیشه به چای دعوتم کردهای، پس چرا میپرسی؟! بعد بخندم. بعد بخندی. دنیا اگر قرار باشد برای همیشه تمام شود، من همین لحظهها را میخواهم عزیزم. همین لحظههای ساده که گلدانهای دم پنجره را نشانم میدهی، چای را میریزی توی لیوانهایی که سوغات آخرین سفرم است و بعد، میپرسی موهایت بلندتر شدهاند یا لَختشان کردهای؟
@chehel_salegi
من همین لحظهها را دوست دارم که میدانم آنقدر رقیق و کوچک و دونفرهاند که نمیتواند توجه هیچ نویسندهای را برای هیچ نوشتهای جلب کند. دنیا اگر قرار باشد به آخر برسد، من را به چای دعوت کن و به گریههای طولانی. درست به آن لحظهای که شاعر دربارهاش گفته :
به قدر خوردن یک چای تلخ با من باش
که تلخ با تو عزیزم هنوز شیرین است
فاطمه بهروزفخر💎