یه دختربچهای داشت از پل طبیعت عکس میگرفت.
گوشی از دستش افتاد و گلسش یا صفحهش شکست. با یه ترس و ناراحتی گوشی رو بلند کرد.
پدرش کنارش وایساده بود؛ خیلی خونسرد و با لحن آروم بهش گفت: «مهم نیست، عکستو بگیر بابا.»
چقدر این حرکت و حرفت خوب بود، مَرد.
گوشی از دستش افتاد و گلسش یا صفحهش شکست. با یه ترس و ناراحتی گوشی رو بلند کرد.
پدرش کنارش وایساده بود؛ خیلی خونسرد و با لحن آروم بهش گفت: «مهم نیست، عکستو بگیر بابا.»
چقدر این حرکت و حرفت خوب بود، مَرد.