اگر بخواهیم تشبیهی برای سلول های سرطانی پیدا کنیم، می توانیم بگوییم شبیه خلافکاران اجتماعی اند. اگر افرادی اینجا و آنجا به کارهای (خلاف) کوچکی دست می زنند، این کار آنها تمام جامعه را تحت تاثیر قرار نمی دهد. خرده تبهکارانی در هر شهری وجود دارند که هر از گاهی اینجا و آن جا به جیب بری مشغول اند (دله دزدی)، این خیلی اشکالی ندارد. اما اگر پنجاه نفر از آنها به شکلی سازماندهی شده کار کنند، ناگهان چهره شهر تغییر خواهد کرد.
زمانی که این پنجاه نفر با هم متحد شوند، بیرون آمدن از خانه برای شما خطرناک خواهد شد. این همان چیزی ست که در بدن نیز رخ می دهد. اگر سلول های سرطانی هر یک در گوشه ایی برای خود مشغول باشند، مشکل آفرین نخواهند بود. اما به محض اینکه گرد هم جمع شوند و با هم هماهنگ شوند، آن وقت مشکل ساز خواهند شد.
در آغاز، فرد خلافکار با زدن جیب کسی راضی میشود. دو خلافکار به سراغ دزدی از خانه ای می روند. وقتی پنج نفر از آنها دور هم جمع شوند به فکر دزدی از بانک می افتند. اگر قانون با هوشیاری و فعالیت اجرا شود، مردم می توانند اطمینان حاصل می کنند که خلافکارها هرگز تبدیل به جمع بزرگی نمیشوند و مشکل عظیمی پیش نمی آید. همین امر در مورد بدن نیز صادق است، باید قبل از متحد شدن این سلول ها آنها را از بین ببرید.
سادگورو
ذهن، بدن، سرطان
ص 206 و 207
زمانی که این پنجاه نفر با هم متحد شوند، بیرون آمدن از خانه برای شما خطرناک خواهد شد. این همان چیزی ست که در بدن نیز رخ می دهد. اگر سلول های سرطانی هر یک در گوشه ایی برای خود مشغول باشند، مشکل آفرین نخواهند بود. اما به محض اینکه گرد هم جمع شوند و با هم هماهنگ شوند، آن وقت مشکل ساز خواهند شد.
در آغاز، فرد خلافکار با زدن جیب کسی راضی میشود. دو خلافکار به سراغ دزدی از خانه ای می روند. وقتی پنج نفر از آنها دور هم جمع شوند به فکر دزدی از بانک می افتند. اگر قانون با هوشیاری و فعالیت اجرا شود، مردم می توانند اطمینان حاصل می کنند که خلافکارها هرگز تبدیل به جمع بزرگی نمیشوند و مشکل عظیمی پیش نمی آید. همین امر در مورد بدن نیز صادق است، باید قبل از متحد شدن این سلول ها آنها را از بین ببرید.
سادگورو
ذهن، بدن، سرطان
ص 206 و 207