داستان شما:
سلام دخترم 22
وقتی دبیرستانی بودیم دوستم یه کتاب جدید گرفته بود، خیلی تعریف میکرد ازش، یه روز تایم یکی کلاسا قرار بود کنسل شه، اینم کتابشو آورد که بخونه، موقع خوندن یهو برگشت گفت وای این صفحه رو ببین من سه جلد خوندم منتظر این صحنه بودم ( لحظه رسیدن دختره و پسره به هم) منم گرفتم خوندم کل صفحه رو، آقا اینجوری بود که اینا همو بغل میکردن و بوس میکردن و دختره رو دراز میکرد رو کاناپه، بعد از زبان دختره نوشته بود: مرا بوسید و دُمِ زیبایش تاب خورد و صاف ایستاد. یهو برگشتم با خنده به دوستم گفتم این الان منظورش از دم چیز بود؟ 😂😂
بعد خیلی پوکر فیس برگشت گفت حاجی تو این داستان پسره پَریه، واقعنی دم داره، اصلا چیز نداره که🤣🗿
هنوزم که هنوزه هردفعه یادش میفتیم میگه آخه کی به چیز میگه دُم؟ 🤣🤣🤣🤦♀
• @DastanShuma
سلام دخترم 22
وقتی دبیرستانی بودیم دوستم یه کتاب جدید گرفته بود، خیلی تعریف میکرد ازش، یه روز تایم یکی کلاسا قرار بود کنسل شه، اینم کتابشو آورد که بخونه، موقع خوندن یهو برگشت گفت وای این صفحه رو ببین من سه جلد خوندم منتظر این صحنه بودم ( لحظه رسیدن دختره و پسره به هم) منم گرفتم خوندم کل صفحه رو، آقا اینجوری بود که اینا همو بغل میکردن و بوس میکردن و دختره رو دراز میکرد رو کاناپه، بعد از زبان دختره نوشته بود: مرا بوسید و دُمِ زیبایش تاب خورد و صاف ایستاد. یهو برگشتم با خنده به دوستم گفتم این الان منظورش از دم چیز بود؟ 😂😂
بعد خیلی پوکر فیس برگشت گفت حاجی تو این داستان پسره پَریه، واقعنی دم داره، اصلا چیز نداره که🤣🗿
هنوزم که هنوزه هردفعه یادش میفتیم میگه آخه کی به چیز میگه دُم؟ 🤣🤣🤣🤦♀
• @DastanShuma