داستان شما:
سلام دخترم آقا داستان من واسه هشت سالگیمه مامان من تو یه دفتر کار میکرد که این صاحب کار مامانم یه دختر داشت از من کوچیک تر بعد منو این خیلی باهم در ارتباط بودیم بیرون میرفتیم خونه هم میرفتم تا اینکه منو این دختره که جفتمونم بچه بودیم تحت این فیلمای خاک بر سری یه سری کارا کردیم بعدددد نه اینکه همو بکنیماا از هم لب میگرفتیم خلاصه من اولین بار از همجنس خودم لب گرفتم وه واقعا حالم بدددددد خوشحالم الان دیگه با هاشون در ارتباط نیستیم وگرنه خیلی حالم بددددد اصلا خاطرات اون دوران نگاییدم
• @DastanShuma
سلام دخترم آقا داستان من واسه هشت سالگیمه مامان من تو یه دفتر کار میکرد که این صاحب کار مامانم یه دختر داشت از من کوچیک تر بعد منو این خیلی باهم در ارتباط بودیم بیرون میرفتیم خونه هم میرفتم تا اینکه منو این دختره که جفتمونم بچه بودیم تحت این فیلمای خاک بر سری یه سری کارا کردیم بعدددد نه اینکه همو بکنیماا از هم لب میگرفتیم خلاصه من اولین بار از همجنس خودم لب گرفتم وه واقعا حالم بدددددد خوشحالم الان دیگه با هاشون در ارتباط نیستیم وگرنه خیلی حالم بددددد اصلا خاطرات اون دوران نگاییدم
• @DastanShuma