داستان شما:
سلام دخترم 17
من 10 سالم بود واسه اولین بار با کلی خواهش و اسرار مامان دوستمو راضی کردم که دوستم بیاد خونمون بعد که اومد خونمون شبش کلی خندیدیم و اسکل بازی دراوردیم.
فردای اون روز مامانم ی چیزی نیاز داشت دقیق یادم نمیاد ولی بازم با کلی اسرار گریه گفتم ما بریم بخریم اراک زندگی میکنم اون موقعه خونمون فاز یک هپکو بود بغل مسجد سوپری بود.
داشتیم از خیابون رد میکشیدم ی 206 وایساده بود شیشه پایین بود من چشمم خورد بش اولش متوجه نشدم یارو شلوارش پایین بود
بعد اون سوپری عه اون چیزی که میخواستیم نداشت رفتیم بازارچه یارو دنبالمون اومد داشت جق میزد ماعم بچه بودیم ریده بودیم تو خودمون بعد رفتیم پشت ی ماشین کی ام سی گریه کردیم به مرده گفتیم مارو با ماشین رسوند🤣
ولی درکل از این کیری بازیا درنیارید مرسی
• @DastanShuma
سلام دخترم 17
من 10 سالم بود واسه اولین بار با کلی خواهش و اسرار مامان دوستمو راضی کردم که دوستم بیاد خونمون بعد که اومد خونمون شبش کلی خندیدیم و اسکل بازی دراوردیم.
فردای اون روز مامانم ی چیزی نیاز داشت دقیق یادم نمیاد ولی بازم با کلی اسرار گریه گفتم ما بریم بخریم اراک زندگی میکنم اون موقعه خونمون فاز یک هپکو بود بغل مسجد سوپری بود.
داشتیم از خیابون رد میکشیدم ی 206 وایساده بود شیشه پایین بود من چشمم خورد بش اولش متوجه نشدم یارو شلوارش پایین بود
بعد اون سوپری عه اون چیزی که میخواستیم نداشت رفتیم بازارچه یارو دنبالمون اومد داشت جق میزد ماعم بچه بودیم ریده بودیم تو خودمون بعد رفتیم پشت ی ماشین کی ام سی گریه کردیم به مرده گفتیم مارو با ماشین رسوند🤣
ولی درکل از این کیری بازیا درنیارید مرسی
• @DastanShuma