داستان شما:
دخترم ۱۸ سالمه
فکر کنم ۵ یا ۶ سالم بود که برادر بزرگترم رو بدون لباس دیدم بعد اون موقع اینقدر بهم ریخته بودم که میخواستم دیوونه بشم
بعد حتی روم نمیشد به مامانم بگم
خانوادم هم خیلی روی اینطور چیزایی حساس بودن
برادرمم سنی نداشت اونم تقریبا ۱۲ سالش بود بعد به همون یه بار ختم نشد یه چند بار دیگه هم دیدمش ، وقتایی مامانم اینا خونه نبودن
اون موقع اینو به دوست صمیمیم گفتم
اونم بچه بود فکر میکرد این یعنی تجاوز
بهم گفت واای بهت تجاوز شده 🤣🤣
تا سالها فکر میکردم این یعنی تجاوز و اینکه ادما بهش تجاوز میشه یعنی لخت یکی رو دیدن🤣🤣
• @DastanShuma
دخترم ۱۸ سالمه
فکر کنم ۵ یا ۶ سالم بود که برادر بزرگترم رو بدون لباس دیدم بعد اون موقع اینقدر بهم ریخته بودم که میخواستم دیوونه بشم
بعد حتی روم نمیشد به مامانم بگم
خانوادم هم خیلی روی اینطور چیزایی حساس بودن
برادرمم سنی نداشت اونم تقریبا ۱۲ سالش بود بعد به همون یه بار ختم نشد یه چند بار دیگه هم دیدمش ، وقتایی مامانم اینا خونه نبودن
اون موقع اینو به دوست صمیمیم گفتم
اونم بچه بود فکر میکرد این یعنی تجاوز
بهم گفت واای بهت تجاوز شده 🤣🤣
تا سالها فکر میکردم این یعنی تجاوز و اینکه ادما بهش تجاوز میشه یعنی لخت یکی رو دیدن🤣🤣
• @DastanShuma