در نقد منتقدین کممطالعه فدرالیسم و ایران!
اردشیر پشنگ
اردشیر پشنگ
طی دو روز گذشته به بهانه مصاحبه اخیر معاون اول رئیسجمهور که گفته هر استاندار در استان خود باید شبیه یک رئیسجمهور دارای اختیار عمل باشد و اقدام کند متنها و نوشتههای چندی توسط افراد مختلف شناخته شده و ناشناخته منتشر شده است یکی عارف را جزء «ابالهه» نامیده و دیگران نیز به نحوی دیگر. این منتقدین عمدتا یا از نظر فکری طرفدار ایده ایرانشهری بوده و یا از نظر الگوی سیاسی خواهان احیای نظام سلطنتی و یا دستکم یک نظام سیاسی با قدرت مرکزی مقتدر و نامنعطف هستند و در همین راستا ادعاهایی درباره ایران مطرح میکنند که چندان با واقعیات سازگار نیست!
حال اجازه دهید در این نوشتار کوتاه خطابم به دوستان سیاستخواندهای باشد که با لایک یا استوری کردن متنی با عنوان «چرا نه به فدرالیسم؟» از آن دفاع کردهاند؛ ببخشید اینطور صریح میپرسم:
آیا متن را دقیق مطالعه کردهاید؟
آیا در باب فدرالیسم مطالعه حرفهای داشتهاید؟
آیا در باب تاریخ حکومتداری در ایران از 687 پیش از میلاد (مادها) تا ۱۹۰۵م (مشروطه) و نوع شیوه حکومتداری که عمدتا یک کشور با ترکیب یک پایتخت یا گاه چند پایتخت سیاسی و ساتراپها و ایالتهای و ترکیب توزیع قدرت به شیوه منطقهای و نامتمرکز میان پایتخت و دیگر مناطق بوده مطالعه و تامل کردهاید؟
آیا اصلا از نظر علمی، عقلی، منطقی و امکانات ارتباطی و دسترسی در گذشته در جغرافیای وسیع امپراتوریهای مختلف ایران امکان داشته که یک پادشاهی مرکزی بر همه ایران نظارت و حاکمیت داشته باشد؟ واقعا شدنی بوده؟ یا برعکس ما شاهد یک پادشاهی مرکزی با حکومتهای محلی و منطقهای مختلف بودهایم؟
آیا میدانید درست در همان زمانی که ایران دارای بیشترین قدرت منطقهای و گاه بینالمللی بوده سیستم و شیوه حکومتداری شبیه همین الگوی فدرال و گاه ترکیبی از کنفدرال بوده است؟
آیا درباره حکومت منطقهای 700 ساله اردلانها (1168م-1867م) که فارغ از تغییر حکومتهای مرکزی در کردستان ایران، عراق و سوریه حاکم بوده و وفادار و همپیمان شاهان مختلف ایرانی بودهاند اصلا چیزی شنیدهاید؟
وجدانا یعنی این واقعیت را نمیدانید و یا مثل بسیاری از مسائل دیگر همچون حقوق بشر، زبان مادری و ... تاریخ ایران را هم تحریف و کتمان میکنید؟
دوستان گرامی با احترام باید بگویم کمتر متنی مثل متن فوق را میتوان یافت که در ۳۵۰ کلمه نوشته شده باشد اما دستکم ۲۴ اشتباه اساسی، علمی، تاریخی و فنی سیاسی فاحش داشته باشد!
نویسنده متن و افرادی که چون او استدلال میکنند نه فدرالیزم را در سطح اولیهاش بلد است، نه «ایران» چه از نظر تاریخی و چه از نظر واقعیات و الزامات موجودش را میشناسد و نه ... . دوستان گرامی با ژستهای نگران ایران و با تکرار جملهی ماکیاولی که «چه با نام و چه با ننگ باید از وطن دفاع کرد» نمیتوان به توجیه اشتباهات عامدانه و یا بعضا سهوی پرداخت و تازه دیگران را هم مورد حمله و برچسبزدن قرار داد!
نیک میدانم بسیاری از منتقدین شیوههای فدرالیستی از علاقمندان استاد ایران دوست، برجسته و فقید «سید جواد طباطبایی» هستند که بنده هم به عنوان یک دانشپژوه سیاست در چند حوزه مختلف از آثارشان بهره برده و برایشان کمال احترام را قائل بوده و هستم.
اما دوستان گرامی که معمولا ذیل ایده ایرانشهری فعالیت میکنید حتی اظهار نظر یک استاد در این سطح هم نمیتواند مستندی باشد بر درستی قطعی هر مدعایی و سپس چشمبسته و متعصبانه نظر دادن و دیگران را مورد تاخت و تاز و برچسبزدن قرار دادن، این نه شیوه علم است و نه مناسب ما.
ایده ایرانشهری مدنظر شما نهایتا بر دو عنصر زبان فارسی و مذهب شیعی که همان شیوه حکومتداری صفویه (در ۴۰۰ سال پیش از امروز) است جمع میشود؛ ایده و شیوهی گفتمانی محدودی که اگر جوابگوی زندگی امروز ما بود اینک این ایران ما چنین حال و روز زاری نداشت!
اگر در باب هر موضوعی از جمله همین فدرالیسم مخالف و منتقد هستید از شما انتظار میرود متنهای علمی و مستند بنویسید و یا بازنشر کنید که فتح بابی باشد برای بحثهای علمیتر و موثرتر که منجر به پویایی و تقویت گفتمان جامعه علمی و نیز حتی عمومی کشور شود!
به باور بنده هرکسی که ادعای ایراندوستی و یا نگرانی از آینده ایران دارد که میدانم بسیاریتان هستید اول بایست خود ایران را خوب، دقیق و آنطور که بوده بشناسد، سپس دایره گفتمانیاش برای همه ایرانیان با همه هویتهای نژادی، زبانی، مذهبی، فکری و ... توسعه دهد و همه را برابر و مشمول حقوق یکسان بداند سپس بیاید برای آینده آن نسخه نویسی کند!