پسری که از کتک خوردن هراس دارد...
فاطمه علمدار۱/"
ترسوبودن هنر وافتخار نيست و اينكه كسى توانايى دفاع از حريم خودش راندارد،
ناتوانى است.فرد پخته،توانمند و شجاع است ولى قلدر و زورگو و ظالم نيست.اگر فرد نتواند از حريم و نواميس خودش دفاع كند،به ديگران اجازۂ زورگويى و تعرض را خواهد داد و اين مشكلى است كه اين سالها،جامعه ما را درگير كرده است.پسرى كه از كتک خوردن
هراس دارد و به دليل اينكه
میترسد ديگران به سخن درست او واكنش بدى نشان دهند،
نمیتواند از حريم خود دفاع كند و يا حساسيت كافى در جامعه به خرج دهد.اين فرد هر رفتار خلاف قانون و ناهنجارى را كه در جامعه ببيند،تذكر نمیدهد و به فكر اصلاح آن نيست.وقتى دليل اين بیتفاوتى را از او میپرسيد میگويد
ترسيدم درگيرى ايجاد شود!
ترس و بزدلى،اگر در جامعه اى فراگير شود،حساسيت اجتماعى و مقابله با آسيبها،به طور كلى کمرنگ خواهد شد.اين روش مصداقی از
"اخلاق ضعيفان" است كه مربوط به افراد
ظلم طلب و
بی دست و پا است.چنين اخلاقى جامعه را به دست قلدرهاى بى منطق خواهد داد...
شجاعت يكى ازمفاهيم محورى در
مرد زندگى است.
غيرت مرد نسبت به
زنان به اين معناست كه او از آنها حمايت میكند و شرايط مساعدترى را برايشان در جامعه ايجاد میکند كه به زحمت نيفتاده و مورد آزار ديگران نيز قرارنگيرند و
از حريمهاى ارتباطى آنها با قدرت مراقبت كرده و نسبت به
نگاه مردان و پوشش و آرايش زنان در جامعه،بیتفاوت نيست.در مقابل
بی غیرتی به این معناست که فرد به بهانه های مختلف
ترس و سستی خودش را توجیه کرده و نسبت به مرزهای ارتباطی و
ناموس خودش حساسيتى ندارد٬حتى از اينكه چشمهاى ناپاک به نواميس آنها بيفتد برايشان مهم نيست. البته بی غيرتى مى تواند نشانه اين باشد كه
خود مرد نيز پاكدامن نيست."
۲/اینها در صفحه ۸۱ کتاب "مدیریت خانواده و سبک زندگی" نوشته شده که سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی برای پسران پایه دوازدهم کلیه رشته ها آماده کرده و وزارت آموزش و پرورش این کتاب را میدهد به پسران ۱۷ساله این کشور که در مدرسه ها بخوانند و مرد زندگی بودن را یاد بگیرند.من ولی وقتی میخوانمش سر بریده مونا(غزل) حیدری۱۷ساله در دستان شوهرش سجاد جلوی چشمم می آید.مادرش گفته بود: "در هر محله و خیابانی که به سجاد انگ بیغیرت زده بودند سر غزل را گَرداند تا مثلاً به همه بگوید من آدم بیغیرتی نیستم".برادر ۱۳ساله سجاد هم جسد مونا را برده بود و کنار خیابان انداخته بود.اولیای دم یعنی پدر مونا شکایتی نداشتند.سجاد به ۷سال زندان محکوم شد و برادر ۱۳ساله اش به ۴۵ماه.برادرهایی که نه از کتک خوردن هراس داشتند نه از درگیری و نه حتی از زندان.میدانستند هم که قانون برای قتل ناموسی کسی را اعدام نمی کند.
۳/از خرداد ۱۴۰۰ تا خرداد ۱۴۰۲، کشته شدن ۱۶۵ زن به دست مردان خانواده شان در ایران رسانه ای شد.اینها زنانی هستند که کشته شدنشان به چشم آمد و خبرش منتشر شد و وادار به خودکشی نشدند و ...۱۰۸ نفر از این ۱۶۵ زن به دست شوهرشان کشته شدند.۳۸ نفرشان صراحتا قربانی قتل ناموسی شدند و ۸۷نفر هم علت قتلشان اختلافات خانوادگی گفته شد.۱۶۵نفر در دوسال،یعنی هر ۴ روز اخبار رسمی به قتل رسیدن یک زن را در کشورمان تایید میکند و مهر ماه پسران ۱۸ساله مینشینند پشت نیمکت های مدارس و یاد میگیرند مرد زندگی نباید از کتک خوردن و از درگیری بترسد و هر راه دیگری به جز اینها برای مواجهه با زنی که حريم های ارتباطی اش را نمی پسندی، بزدلی است.
۴/سال ۸۹ لایحه"
منع خشونت علیه زنان"نوشته شد و چون شائبه ايجاد تزلزل در خانواده داشت مسکوت ماند تا سال۹۸ و اسمش شد«
طرح صیانت، کرامت و تامین امنیت بانوان در برابر خشونت» و ماند تا سال۹۹ که اسمش شد لایحه
«حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت» و بالاخره دولت تصویبش کرد و رفت مجلس و سال۱۴۰۲هم مجلس با اسم
«پیشگیری از آسیب دیدگی زنان و ارتقا امنیت آنان در برابر سورفتار»در صحن علنی تصویبش کرد و حالا رئیس کمیته زنان و خانواده کمیسیون اجتماعی مجلس گفته که اسم جدید لایحه شده است
« ارتقای کرامت زنان و خانواده».۱۴سال طول کشید تا نه تنها خشونت علیه زنان،بلکه حتی نیاز به تامین امنیتشان در برابر سورفتار هم انکار شود.گفته اند لایحه جدید قرار است زن را در خانواده ببیند و آن را از خانواده جدا نکند، چراکه فرهنگ اسلامی و ایرانی ما همواره بر این مسئله تأکید داشته و دارد...
@fsalamdar63