🔹 ایمیل رسیده
نویسنده: یاشار ایرانی
🔹 تورک دیلینده مدرسه ، اولمالیدیر هرکسه
🔹 بخش اول
عنوان این مقاله شعار و مطالبهای است که در هر بازی فوتبالِ تیم تراکتور، توسط هزاران نفر در استادیوم طنین انداز میشود. تیم فوتبال تراکتور فقط یک تیم فوتبال نیست، بلکه محلی برای جمع شدن و بهانه ای برای بازخواست حکومت، جهت دستیابی به حق طبیعی خود یعنی آموزش زبان مادری است که توسط سازمان ملل و کنوانیسیونهای مربوط به آن به رسمیت شناخته میشود و در اصل ۱۵ قانون اساسی نیز به آن تاکید شده است، ولی نه تنها اجرا نمی شود بلکه از هر حرکت دیگر در راستای ترویج و بزرگداشت این زبان جلوگیری به عمل می آید. تیم فوتبال تراکتور تنها متعلق به شهر تبریز نیست، بلکه بسیاری از تورک زبانان سایر استانها و شهرهای ایران این تیم را متعلق به خود و جایی برای ابراز حقوق از دست رفته خود میدانند. در هر بازی تراکتور ما شاهد این هستیم که از سرتاسر شهرهای اطراف تبریز، دور و نزدیک، ارومیه، خوی، اردبیل و سایر شهرها برای حضور در استادیوم جمع میشوند. این مقاله فقط درباره زمان مادری تورکی نیست بلکه میتواند به سایر زبانهای غیر از فارسی که در ایران رایج است نیز اطلاق شود مانند زبانهای کردی، لری، بلوچ و غیره.
در تفسیر عنوان این مقاله می توان دو مفهوم براشت کرد. اولی تدریس زبان تورکی و دوم تدریس به زبان تورکی میباشد به طوریکه از آموزش زبان دیگر (زبان فارسی) جلوگیری به عمل آید. که مقصود ما همان مورد اول است. خواسته ای به حق که هیچ آسیبی به جامعه وارد نمی کند. پس چرا از آموزش این زبان و تلاش برای آموزش زبان در مدارس جلوگیری به عمل میآید؟ این گونه خواسته ها میتواند توسط نمایندگان مناطق تورکزبانِ مجلس به دولتمردان پیشنهاد و اجرایی شود ولی همانگونه که واقف هستیم نه تنها نمایندگان مجلس از فیلتری به نام شورای نگهبان عبور میکنند بلکه قوانین مصوب آنها نیز از این فیلتر عبور میکند. از نمایندگانی که صبح روز جمعه از گران شدن بنزین مطلع میشوند انتظاری بیش از این نمیرود.
قبل از سال ۱۳۱۳ در سطح بینالمللی، ایران به نامی که اکنون میشناسیم شناخته نمیشد، بلکه در اکثر نامهها و قراردادهای بینالملی با نام پرشیا و یا با نام حکومت های حاکم مانند حکومت قاجاریه و یا صفویه شناخته میشد. در اوایل حکومت رضا شاه پهلوی گروهی از روشنفکران و مشاوران رضا شاه مانند محمدعلی فروغی و سعید نفیسی به تقلید از ترکیه درصدد ایجاد و تقویت ملیگرایی ایرانی برآمدند. یکی از پیشنهادات آنها تاکید بر استفاده از نام ایران در معاهدات بینالمللی بود. به این ترتیب بر خلاف تصور اکثریت ایرانیان، ایران نامی جدید برای این مرز و بوم ولی با بیشینه تاریخیِ بسیار قدیمی و البته درخشان میباشد.
گسترش ارتباطات بین ایرانیان نیاز به یک زبان مشترک و رسمی داشت و زبان فارسی شانس این را پیدا کرد که زبان مشترک باشد. اگر زمانی که آموزش نوین در ایران نهادینه شد شانس با زبان دیگری یار بود مثل تورکی یا کوردی که به عنوان زبان مشترک و انحصاری آموزشی و نوشتاری ایرانیان باشد اکنون من این متن را به آن زبان مینوشتم و در آنصورت احتمالا نوشتن مقالهای در لزوم آموزش زبان فارسی به عنوان زبان مادری نیاز میبود. به اذعان بسیاری از صاحب نظران تاریخ و سیاست، رضا شاه پهلوی، سهم بسیاری در ساخت ایران نوین داشت و کمتر کسی منکر آن است، ولی یکی از انتقادهایی که بر حکومت وی وارد است، همین سیاست یکسانسازی فرهنگ چندزبانی به یک زبان (فارسی) است که زمینه ساز تبعیض بر گویشوران زبان های تورکی و کوردی و ... شده است. برخی خانوادهها در مناطق غیر فارسی زبان جهت برخورداری از آموزش بهتر و سایر امکانات فرهنگی که برای گویشوران فارسی زبان موجود است، ترجیح میدهند اولین زبان فرزندان خود (که در واقع همان زبان مادری نامیده میشود) زبان فارسی باشد که این کار به فرسایش زبان ترکی میانجامد. جهت روشن شدن مطلب به مثالی برای فرسایش زبان ترکی در طول زمان که تا حدودی نگارنده این مقاله به تجربه این را دیده است، اشاره میکنم.
سال 1365 : آنا باخ بالیقلارا، منه او بالاجا بالیقلاردان آل. (مامان به ماهی ها نگا کن، برا من از اون ماهی کوچولوها بخر)
سال 1375 : مامان باخ بالیقلارا، منه او بالاجا بالیقلاردان آل
سال 1385 : مامان باخ ماهی لره، منه او بالاجا ماهی لردن آل
سال 1395 : مامان باخ ماهی لره، منه او ماهی کوچولو لاردان بخر
اسم ها، صفتها و حتی گاهی فعلها هم در زبان تورکی به کلمات فارسی تغیر مییابند که در طی چند دهه اخیر برای بیشتر تورک زبانان، این تغیرات مشهود است.
🔹 ادامه دارد ⬇️
@drsargolzaei
نویسنده: یاشار ایرانی
🔹 تورک دیلینده مدرسه ، اولمالیدیر هرکسه
🔹 بخش اول
عنوان این مقاله شعار و مطالبهای است که در هر بازی فوتبالِ تیم تراکتور، توسط هزاران نفر در استادیوم طنین انداز میشود. تیم فوتبال تراکتور فقط یک تیم فوتبال نیست، بلکه محلی برای جمع شدن و بهانه ای برای بازخواست حکومت، جهت دستیابی به حق طبیعی خود یعنی آموزش زبان مادری است که توسط سازمان ملل و کنوانیسیونهای مربوط به آن به رسمیت شناخته میشود و در اصل ۱۵ قانون اساسی نیز به آن تاکید شده است، ولی نه تنها اجرا نمی شود بلکه از هر حرکت دیگر در راستای ترویج و بزرگداشت این زبان جلوگیری به عمل می آید. تیم فوتبال تراکتور تنها متعلق به شهر تبریز نیست، بلکه بسیاری از تورک زبانان سایر استانها و شهرهای ایران این تیم را متعلق به خود و جایی برای ابراز حقوق از دست رفته خود میدانند. در هر بازی تراکتور ما شاهد این هستیم که از سرتاسر شهرهای اطراف تبریز، دور و نزدیک، ارومیه، خوی، اردبیل و سایر شهرها برای حضور در استادیوم جمع میشوند. این مقاله فقط درباره زمان مادری تورکی نیست بلکه میتواند به سایر زبانهای غیر از فارسی که در ایران رایج است نیز اطلاق شود مانند زبانهای کردی، لری، بلوچ و غیره.
در تفسیر عنوان این مقاله می توان دو مفهوم براشت کرد. اولی تدریس زبان تورکی و دوم تدریس به زبان تورکی میباشد به طوریکه از آموزش زبان دیگر (زبان فارسی) جلوگیری به عمل آید. که مقصود ما همان مورد اول است. خواسته ای به حق که هیچ آسیبی به جامعه وارد نمی کند. پس چرا از آموزش این زبان و تلاش برای آموزش زبان در مدارس جلوگیری به عمل میآید؟ این گونه خواسته ها میتواند توسط نمایندگان مناطق تورکزبانِ مجلس به دولتمردان پیشنهاد و اجرایی شود ولی همانگونه که واقف هستیم نه تنها نمایندگان مجلس از فیلتری به نام شورای نگهبان عبور میکنند بلکه قوانین مصوب آنها نیز از این فیلتر عبور میکند. از نمایندگانی که صبح روز جمعه از گران شدن بنزین مطلع میشوند انتظاری بیش از این نمیرود.
قبل از سال ۱۳۱۳ در سطح بینالمللی، ایران به نامی که اکنون میشناسیم شناخته نمیشد، بلکه در اکثر نامهها و قراردادهای بینالملی با نام پرشیا و یا با نام حکومت های حاکم مانند حکومت قاجاریه و یا صفویه شناخته میشد. در اوایل حکومت رضا شاه پهلوی گروهی از روشنفکران و مشاوران رضا شاه مانند محمدعلی فروغی و سعید نفیسی به تقلید از ترکیه درصدد ایجاد و تقویت ملیگرایی ایرانی برآمدند. یکی از پیشنهادات آنها تاکید بر استفاده از نام ایران در معاهدات بینالمللی بود. به این ترتیب بر خلاف تصور اکثریت ایرانیان، ایران نامی جدید برای این مرز و بوم ولی با بیشینه تاریخیِ بسیار قدیمی و البته درخشان میباشد.
گسترش ارتباطات بین ایرانیان نیاز به یک زبان مشترک و رسمی داشت و زبان فارسی شانس این را پیدا کرد که زبان مشترک باشد. اگر زمانی که آموزش نوین در ایران نهادینه شد شانس با زبان دیگری یار بود مثل تورکی یا کوردی که به عنوان زبان مشترک و انحصاری آموزشی و نوشتاری ایرانیان باشد اکنون من این متن را به آن زبان مینوشتم و در آنصورت احتمالا نوشتن مقالهای در لزوم آموزش زبان فارسی به عنوان زبان مادری نیاز میبود. به اذعان بسیاری از صاحب نظران تاریخ و سیاست، رضا شاه پهلوی، سهم بسیاری در ساخت ایران نوین داشت و کمتر کسی منکر آن است، ولی یکی از انتقادهایی که بر حکومت وی وارد است، همین سیاست یکسانسازی فرهنگ چندزبانی به یک زبان (فارسی) است که زمینه ساز تبعیض بر گویشوران زبان های تورکی و کوردی و ... شده است. برخی خانوادهها در مناطق غیر فارسی زبان جهت برخورداری از آموزش بهتر و سایر امکانات فرهنگی که برای گویشوران فارسی زبان موجود است، ترجیح میدهند اولین زبان فرزندان خود (که در واقع همان زبان مادری نامیده میشود) زبان فارسی باشد که این کار به فرسایش زبان ترکی میانجامد. جهت روشن شدن مطلب به مثالی برای فرسایش زبان ترکی در طول زمان که تا حدودی نگارنده این مقاله به تجربه این را دیده است، اشاره میکنم.
سال 1365 : آنا باخ بالیقلارا، منه او بالاجا بالیقلاردان آل. (مامان به ماهی ها نگا کن، برا من از اون ماهی کوچولوها بخر)
سال 1375 : مامان باخ بالیقلارا، منه او بالاجا بالیقلاردان آل
سال 1385 : مامان باخ ماهی لره، منه او بالاجا ماهی لردن آل
سال 1395 : مامان باخ ماهی لره، منه او ماهی کوچولو لاردان بخر
اسم ها، صفتها و حتی گاهی فعلها هم در زبان تورکی به کلمات فارسی تغیر مییابند که در طی چند دهه اخیر برای بیشتر تورک زبانان، این تغیرات مشهود است.
🔹 ادامه دارد ⬇️
@drsargolzaei