ادامه دعا برای فرج یا ظهور (۲)
💢خلاصه کلام اینکه:
منتظر واقعی برای فرج امام، و در واقع، برای فرج خود دعا میکند؛
و دعا کردن، یعنی از ته دل از خدا خواستن؛
و خواستن، یعنی حرکت کردن برای حصول فرج شخصی،
همراه با دعای [= خواستن] فرج شخصی برای دیگران؛
تا مجموع اینها مقدمهای شود برای فرج عمومی.
** پینوشت
با این توضیح شاید بتوان فهمید که چرا در عین حال که از ما خواستهاند که «برای تعجیل در فرج دعا کنیم»،
در عین حال در دعایی که خود امام زمان ع برای دوره غیبت به شیعیان آموزش داده از ما خواستهاند چنین تربیت شویم که عجله نکنیم و گوییم چرا با اینکه این همه ظلم هست امام زمان ظهور نمیکند؛
و در عین حال دلمان بخواهد که ظهور ایشان را ببینیم:
حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ الْحُسَيْنُ بْنُ أَحْمَدَ الْمُكَتِّبُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَلِيِّ بْنُ هَمَّامٍ بِهَذَا الدُّعَاءِ وَ ذَكَرَ أَنَّ الشَّيْخَ الْعَمْرِيَّ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ أَمْلَاهُ عَلَيْهِ وَ أَمَرَهُ أَنْ يَدْعُوَ بِهِ وَ هُوَ الدُّعَاءُ فِي غَيْبَةِ الْقَائِمِ ع:
اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَك ...
فَصَبِّرْنِي عَلَى ذَلِكَ حَتَّى لَا أُحِبَّ تَعْجِيلَ مَا أَخَّرْتَ وَ لَا تَأْخِيرَ مَا عَجَّلْتَ وَ لَا أَكْشِفَ عَمَّا سَتَرْتَهُ وَ لَا أَبْحَثَ عَمَّا كَتَمْتَهُ وَ لَا أُنَازِعَكَ فِي تَدْبِيرِكَ وَ لَا أَقُولَ لِمَ وَ كَيْفَ وَ مَا بَالُ وَلِيِّ الْأَمْرِ لَا يَظْهَرُ وَ قَدِ امْتَلَأَتِ الْأَرْضُ مِنَ الْجَوْرِ وَ أُفَوِّضُ أُمُورِي كُلَّهَا إِلَيْكَ.
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ أَنْ تُرِيَنِي وَلِيَّ أَمْرِكَ ظَاهِراً نَافِذاً لِأَمْرِكَ مَعَ عِلْمِي بِأَنَّ لَكَ السُّلْطَانَ وَ الْقُدْرَةَ وَ الْبُرْهَانَ وَ الْحُجَّةَ وَ الْمَشِيئَةَ وَ الْإِرَادَةَ وَ الْحَوْلَ وَ الْقُوَّةَ فَافْعَلْ ذَلِكَ بِي وَ بِجَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ حَتَّى نَنْظُرَ إِلَى وَلِيِّكَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ ظَاهِرَ الْمَقَالَةِ وَاضِحَ الدَّلَالَةِ هَادِياً مِنَ الضَّلَالَةِ شَافِياً مِنَ الْجَهَالَةِ
أَبْرِزْ يَا رَبِّ مَشَاهِدَهُ وَ ثَبِّتْ قَوَاعِدَه وَ اجْعَلْنَا مِمَّنْ تَقَرُّ عَيْنُهُ بِرُؤْيَتِهِ وَ أَقِمْنَا بِخِدْمَتِهِ وَ تَوَفَّنَا عَلَى مِلَّتِهِ وَ احْشُرْنَا فِي زُمْرَتِه ...
ترجمه:
پس مرا بر این مطلب صبور گردان تا اینکه دوست نداشته باشم تعجیل در آنچه را به تاخیر انداختهای و تاخیر در آنچه بدان عجله کردهای و نخواهم پرده برداشتن از آنچه پوشاندهای و نه جستجو کردن از آنچه مخفی نمودهای و با تو در تدبیرت نزاع نکنم و نگویم که چرا و چگونه است و چه شده که ولیامر تو ظاهر نمیشود در حالی که زمین از ستم پر شده است و امورم همگی را به تو واگذار کنم.
خدایا! همانا از تو میخواهم که ولی امرت را به من نشان دهی آشکار در حالی که امر تو را پیاده میکند با علم من به اینکه سلطنت و قدرت و برهان و حجت و مشیت و اراده و حول و قوه از آن توست؛ پس این را در حق من و همه مومنان انجام بده تا اینکه به ولی تو – که صلوات خداوند بر او باد – بنگریم در حالی که سخنش آشکار و دلالتش واضح است و از گمراهی هدایت میکند و از جهالت شفا میدهد؛
پروردگارا! مَشاهِد [محلهای حضور و مشاهده] او را آشکار گردان و پایههای وی را تثبیت فرما و ما را از کسانی قرار دهد که چشمشان به رویت او روشن میشود و ما را در خدمت وی پابرجا بدار و بر آیین او بمیران و در زمره او محشور فرما...
📚كمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص512
📚مفاتیح الجنان، ملحقات، بند هفتم: دعایی که در زمان غیبت باید خواند.
@souzanchi
💢خلاصه کلام اینکه:
منتظر واقعی برای فرج امام، و در واقع، برای فرج خود دعا میکند؛
و دعا کردن، یعنی از ته دل از خدا خواستن؛
و خواستن، یعنی حرکت کردن برای حصول فرج شخصی،
همراه با دعای [= خواستن] فرج شخصی برای دیگران؛
تا مجموع اینها مقدمهای شود برای فرج عمومی.
** پینوشت
با این توضیح شاید بتوان فهمید که چرا در عین حال که از ما خواستهاند که «برای تعجیل در فرج دعا کنیم»،
در عین حال در دعایی که خود امام زمان ع برای دوره غیبت به شیعیان آموزش داده از ما خواستهاند چنین تربیت شویم که عجله نکنیم و گوییم چرا با اینکه این همه ظلم هست امام زمان ظهور نمیکند؛
و در عین حال دلمان بخواهد که ظهور ایشان را ببینیم:
حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ الْحُسَيْنُ بْنُ أَحْمَدَ الْمُكَتِّبُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَلِيِّ بْنُ هَمَّامٍ بِهَذَا الدُّعَاءِ وَ ذَكَرَ أَنَّ الشَّيْخَ الْعَمْرِيَّ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ أَمْلَاهُ عَلَيْهِ وَ أَمَرَهُ أَنْ يَدْعُوَ بِهِ وَ هُوَ الدُّعَاءُ فِي غَيْبَةِ الْقَائِمِ ع:
اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَك ...
فَصَبِّرْنِي عَلَى ذَلِكَ حَتَّى لَا أُحِبَّ تَعْجِيلَ مَا أَخَّرْتَ وَ لَا تَأْخِيرَ مَا عَجَّلْتَ وَ لَا أَكْشِفَ عَمَّا سَتَرْتَهُ وَ لَا أَبْحَثَ عَمَّا كَتَمْتَهُ وَ لَا أُنَازِعَكَ فِي تَدْبِيرِكَ وَ لَا أَقُولَ لِمَ وَ كَيْفَ وَ مَا بَالُ وَلِيِّ الْأَمْرِ لَا يَظْهَرُ وَ قَدِ امْتَلَأَتِ الْأَرْضُ مِنَ الْجَوْرِ وَ أُفَوِّضُ أُمُورِي كُلَّهَا إِلَيْكَ.
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ أَنْ تُرِيَنِي وَلِيَّ أَمْرِكَ ظَاهِراً نَافِذاً لِأَمْرِكَ مَعَ عِلْمِي بِأَنَّ لَكَ السُّلْطَانَ وَ الْقُدْرَةَ وَ الْبُرْهَانَ وَ الْحُجَّةَ وَ الْمَشِيئَةَ وَ الْإِرَادَةَ وَ الْحَوْلَ وَ الْقُوَّةَ فَافْعَلْ ذَلِكَ بِي وَ بِجَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ حَتَّى نَنْظُرَ إِلَى وَلِيِّكَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ ظَاهِرَ الْمَقَالَةِ وَاضِحَ الدَّلَالَةِ هَادِياً مِنَ الضَّلَالَةِ شَافِياً مِنَ الْجَهَالَةِ
أَبْرِزْ يَا رَبِّ مَشَاهِدَهُ وَ ثَبِّتْ قَوَاعِدَه وَ اجْعَلْنَا مِمَّنْ تَقَرُّ عَيْنُهُ بِرُؤْيَتِهِ وَ أَقِمْنَا بِخِدْمَتِهِ وَ تَوَفَّنَا عَلَى مِلَّتِهِ وَ احْشُرْنَا فِي زُمْرَتِه ...
ترجمه:
پس مرا بر این مطلب صبور گردان تا اینکه دوست نداشته باشم تعجیل در آنچه را به تاخیر انداختهای و تاخیر در آنچه بدان عجله کردهای و نخواهم پرده برداشتن از آنچه پوشاندهای و نه جستجو کردن از آنچه مخفی نمودهای و با تو در تدبیرت نزاع نکنم و نگویم که چرا و چگونه است و چه شده که ولیامر تو ظاهر نمیشود در حالی که زمین از ستم پر شده است و امورم همگی را به تو واگذار کنم.
خدایا! همانا از تو میخواهم که ولی امرت را به من نشان دهی آشکار در حالی که امر تو را پیاده میکند با علم من به اینکه سلطنت و قدرت و برهان و حجت و مشیت و اراده و حول و قوه از آن توست؛ پس این را در حق من و همه مومنان انجام بده تا اینکه به ولی تو – که صلوات خداوند بر او باد – بنگریم در حالی که سخنش آشکار و دلالتش واضح است و از گمراهی هدایت میکند و از جهالت شفا میدهد؛
پروردگارا! مَشاهِد [محلهای حضور و مشاهده] او را آشکار گردان و پایههای وی را تثبیت فرما و ما را از کسانی قرار دهد که چشمشان به رویت او روشن میشود و ما را در خدمت وی پابرجا بدار و بر آیین او بمیران و در زمره او محشور فرما...
📚كمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص512
📚مفاتیح الجنان، ملحقات، بند هفتم: دعایی که در زمان غیبت باید خواند.
@souzanchi