سهند ایرانمهر


Kanal geosi va tili: Eron, Forscha
Toifa: ko‘rsatilmagan


دغدغه های احدی از رعیت مملکت محروسه ایران
ارتباط با ادمین: @sahandiranmehrr

Связанные каналы  |  Похожие каналы

Kanal geosi va tili
Eron, Forscha
Toifa
ko‘rsatilmagan
Statistika
Postlar filtri


✔️وظیفه یا پیامد؟
✍️سهند ایرانمهر


🔸در خبرها خواندم که سردار فدوی گفته است:« ما مکلف به انجام‌ وظیفه‌ایم و نه نتیجه، وعده صادق ۳ انجام خواهد شد».

اگر سردار فدوی تحلیلی نظامی می‌کرد البته که من سخنی برای گفتن نداشتم اگر سخن با اتکا به گزاره‌های مربوط به بازدارندگی یا مسایل ژئوپلتیک بود می‌شد آن را قبول یا مستند به دلایل دیگر حوزه امنیت یا روابط بین‌الملل مورد بررسی قرار داد اما گزاره‌ای که مطرح شده است، گزاره‌ای مربوط به فلسفه اخلاق است که یک نظامی مطرح کرده است و به یقین می‌توان آن را نقد عقلانی کرد.

🔸فیلسوفانی مانند امانوئل کانت استدلال می‌کردند که ارزش اخلاقی یک عمل با نیت پشت آن عمل سنجیده می‌شود؛ یعنی انجام عمل صرفاً به موجب وظیفه، بدون توجه به نتایج، می‌تواند از نظر اخلاقی صحیح تلقی شود.

در این‌نگاه که به نگاه «وظیفه‌گرایانه» (deontological ethics) مشهور است، اهمیت نیت و انجام عمل به موجب وظیفه از نتایج آن مهم‌تر است. این نقطه مقابل اخلاق پیامدگراست (consequentialism) که بر اهمیت پیامدها و نتایج عمل تاکید دارد.

🔸سوال مهم پیامدگرایان این است که فرض بگیریم ثابت شد که نیت و عمل ما یک نیت و عمل مشروع و از نظر اخلاقی صحیح است و«انجام وظیفه» یک اصل مطلق اخلاقی است اما انجام عمل بدون سنجش عواقب ممکن است در بلندمدت به زیان همگانی بینجامد که خود کاری غیراخلاقی است. به عبارت دیگر اگر نتیجه ناگوار بود و به جز خود ما دیگران، یا چیزهای دیگر را هم تحت‌الشعاع بارسنگین پیامدها قرار داد، تکلیف «مسئولیت‌پذیری» در قبال دیگران چه می‌شود؟

🔸موضوع دیگر این است که فرض بگیریم طبق نگاه وظیفه‌گرایانه اخلاقی -بدون‌توجه به پیامد- عملی را صورت دادیم، آیا ساحتی که این عمل در آن صورت می‌گیرد، ساحتی اخلاقی است و صرفا با ملاک‌های آن سنجیده می‌شود یا عمل ما قرار است در ساحتی نظامی و بین‌المللی با منطق و ضوابط خود صورت گیرد؟

🔸در دنیای واقعی، به‌ویژه در سیاست بین‌الملل، صرف‌نظر از نیت صرف، پیامدهای عملی می‌توانند تعیین‌کننده باشند. لذا، حتی اگر از دیدگاه کانتی عمل به موجب وظیفه باشد، تصمیم‌گیری‌های نظامی باید به دقت با ریسک‌ها و پیامدهای ژئوپلیتیکی هماهنگ شود.

🔸بنابراین اگرچه از منظر کانتی، انجام عملی به موجب وظیفه بدون توجه به پیامدها می‌تواند مشروع تلقی شود، در مسائل نظامی و ژئوپلیتیکی این دیدگاه با چالش‌های جدی مواجه می‌شود. اقدام نظامی، به‌ویژه در زمینه‌ای که ممکن است به تشدید درگیری‌ها و افزایش هزینه‌های جانی و مالی و خطرات فزاینده‌تر بین‌المللی منجر شود، نیازمند ارزیابی دقیق پیامدها و مسئولیت‌های انسانی است. از این رو، تنها تکیه بر ایده «فقط مکلف به انجام وظیفه‌ایم» بدون در نظر گرفتن عواقب، هم از منظر اخلاقی و هم از منظر عملی می‌تواند مخاطره‌آمیز و غیرقابل توجیه باشد.

@sahandiranmehr


✔️پیام نمادین یک هدیه
✍️سهند ایرانمهر


در کنفرانس سالانه CPAC در مریلند، خاویر میلی رییس‌جمهور آرژانتین یک اره برقی را به ایلان ماسک هدیه داد. ماسک هم هنگام دریافت این هدیه غیرمعمول گفت:« من اره بروکراسی‌ام».

برای فهم این صحنه باید یادآوری کنم که در دو هفته نخست حضور ایلان ماسک در دولت ایالات متحده، معاونان او به سیستم‌های حساس مالی و داده‌ها دسترسی پیدا کردند و هشدارهای مقامات با‌تجربه دولتی را که می‌گفتند این اقدامات خلاف پروتکل‌هاست، نادیده گرفتند. آن‌ها به سرعت برای تعطیل کردن برنامه‌های دولتی و حتی یک آژانس کامل که مورد هدف ماسک قرار گرفته بود، اقدام کردند. همچنین با ارسال پیام‌های متعدد به کارکنان فدرال، آنان را به تنبلی متهم کرده و تشویق به ترک مشاغل‌شان کردند. با حمایت دونالد ترامپ، ایلان ماسک جنگی بی‌مهار علیه بوروکراسی فدرال به راه انداخته که تاکنون پیامدهای گسترده‌ای داشته است.

برای کارآفرینانی مانند ایلان ماسک، بروکراسی نه‌تنها موجب کندی در تصمیم‌گیری‌ها می‌شود، بلکه فرآیندهای پیچیده اداری و قوانین دست و پاگیر می‌توانند مانع از رشد و نوآوری‌های سریع شوند. این افراد به‌دنبال سیستمی هستند که بیشتر به انعطاف‌پذیری، کارآیی و سرعت توجه کند و قوانین قدیمی و دست‌وپاگیر را به‌عنوان موانع جدی در برابر رشد و توسعه جدیدترین فناوری‌ها و مدل‌های کسب‌وکار می‌بینند. در این راستا، حمایت از کاهش بروکراسی و تسهیل قوانین به‌عنوان یکی از ارکان اصلی استراتژی‌های سیاسی و اقتصادی آن‌ها مطرح است.
@sahandiranmehr


🔸همراهان و دنبال‌‌کنندگان عزیز در صورت تمایل می‌توانند از طریق سایت«حامی‌باش» به ادامه تولید و انتشار پادکست سهند ایرانمهر کمک کنند:

https://hamibash.com/sahandiranmehr.podcast
🔸موسسات، شرکت‌ها و کسب‌وکارها هم می‌توانند از طریق ارسال پیام برای حمایت‌مالی( اسپانسر) پادکست اعلام آمادگی کنند.
@sahandiranmehr


قسمت سیزدهم #پادکست_سهند_ایرانمهر
جمع پریشان مونیخ؛ چرا غرب دیگر متحد نیست؟


در کنفرانس امنیتی مونیخ، آنچه بیش از همه خبرساز شد، نه یک توافق تاریخی بود و نه یک اعلام جنگ؛ بلکه اشک‌های رئیس کنفرانس، کریستوف هوسگن، که در برابر چشم جهانیان جاری شد. اما این یک لحظه احساسی ساده نبود. این اشک‌ها، زنگ خطری برای پایان اتحاد سنتی آمریکا و اروپا معروف به اتحاد فراآتلانتیکی بود. از سخنرانی جنجالی جی دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، تا واکنش‌های تند مقامات اروپایی.

در این اپیزود بررسی می‌کنم که چرا غرب دیگر آن اتحاد همیشگی را ندارد و چه چیزی در انتظار آینده سیاست بین‌الملل است. آیا دوران همگرایی غربی به پایان رسیده؟ آیا چنین روزی پیش‌بینی شده بود؟ اروپا در این معادله جدید چه سرنوشتی خواهد داشت؟
__________________________

شنیدن بدون نیاز به نصب نرم افزار

✅ همزمان در:
کست باکس I اپل پادکست | اسپاتیفای
________________

تلگرام I توییتر (X) I یوتیوب I اینستاگرام I واتس‌اپ


@sahandiranmehr
قسمت سیزدهم: جمعِ پریشانِ مونیخ؛ چرا غرب دیگر متحد نیست؟ | سهند ایرانمهر
Listen to قسمت سیزدهم: جمعِ پریشانِ مونیخ؛ چرا غرب دیگر متحد نیست؟ from سهند ایرانمهر. در کنفرانس امنیتی مونیخ، آنچه بیش از همه خبرساز شد، نه یک توافق تاریخی بود و نه یک اعلام جنگ؛ بلکه اشک‌های رئیس کنفرانس، کریستوف هوسگن، که در برابر چشم جهانیان جاری شد. اما این یک لحظه احساسی ساده نبود. این اشک‌ها...


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
قسمت جدید ی از پادکست سهند ایرانمهر را از اینجا بشنوید:

https://castbox.fm/vd/781243355




✔️کسب نتیجه در جایی فراتر از زمین فوتبال
✍🏼سهند ایرانمهر

باشگاه النصر عربستان پوستری طراحی کرده و با الهام از سینمای ایران، جایگاه جهانی بزرگان و مفاخر این سینما (در اینجا عباس کیارستمی)را نشان می‌دهد. یعنی به جای «کل کل» کردن های پیش‌پا افتاده یا مبتنی بر تحقیر و رجز خوانی و به یادآوردن پیروزی‌های قبلی رو به ستایش از داشته‌های فرهنگی کشور تیم حریف پرداخته است اما این کار فقط ستایش از رقیب نیست بلکه در بطن خود نمایاندن ارتقای بینش یک باشگاه فرهنگی ورزشی است.(مقایسه کنید با سطح بینش آن باشگاه فوتبال ایران که قبل از مسابقه با تیم اصفهانی پوستری پرحاشیه طراحی کرد که در پس‌زمینه آن سی‌و‌سه پل اصفهان در آتش می‌سوخت!).

این پوستر النصر نشان می‌دهد موفقیت پایدار در ورزش تنها با سرمایه‌گذاری روی بازیکنان خارجی یا امکانات فنی محقق نمی‌شود. اقدام النصر ثابت می‌کند که «بینش فرهنگی» و «هوش هیجانی جمعی» نقشی تعیین‌کننده در کسب جایگاه ویژه برای یک باشگاه دارند. این حرکت نمونه‌ای از گذار از مدیریت سنتی (تمرکز صرف بر منابع مادی) به مدیریت مدرن (تلفیق فرهنگ، هنر و روابط بین‌الملل) است که نه‌تنها رقابت ورزشی، بلکه رقابت در عرصه‌های هویتی و نفوذ جهانی را هدف گرفته است.

به‌عبارتی دیگر، باشگاه‌هایی که «فرهنگ» را به‌مثابه زبان مشترک جهانی می‌دانند، در بلندمدت به برندهایی فرامرزی تبدیل می‌شوند که مرزهای سیاست و جغرافیا را درمی‌نوردند و به جز مساحت زمین به جغرافیای وسیعی‌تری از احساسات دست می‌یابند.
@sahandiranmehr




«مکاشفه‌های زیرزمینی»
سهند ایرانمهر
نشر وزن دنیا
چاپ دوم


لینک خرید آنلاین:


https://podro.shop/vaznedonya/fs6SYGx8?index=4


🔸همراهان و دنبال‌‌کنندگان عزیز در صورت تمایل می‌توانند از طریق سایت«حامی‌باش» به ادامه تولید و انتشار پادکست سهند ایرانمهر کمک کنند:

https://hamibash.com/sahandiranmehr.podcast

🔸موسسات، شرکت‌ها و کسب‌وکارها هم می‌توانند از طریق ارسال پیام برای حمایت‌مالی( اسپانسر) پادکست اعلام آمادگی کنند.
@sahandiranmehr


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
✔️پادکست سهند ایرانمهر را دنبال subscribe و موضوعات گوناگون را در آنجا گوش کنید:

🔸کست‌باکس:


https://tinyurl.com/mryftmbr

🔸اپل‌کست:

https://tinyurl.com/3pev8en7

🔸شنیدن بدون نیاز به نصب نرم‌افزار:

https://tinyurl.com/2syd82zm


✔️ناممکنی تغییر با ناهمزمانی فرهنگی
✍️سهند ایرانمهر

اریک هابسباوم در کتاب «اختراع سنت» به خوبی توضیح می‌دهد که جوامع در دوران فترت و رخوت برای جبران احساس شکست و تحقیر، چاره را در احیای هویت مبتنی بر دوران شکوهمند گذشته می‌بینند. این تلاش، تلاشی برای بازسازی تصویری از دورانی است که در انگلیسی به آن سندرم عصر طلایی ( در عربی، زمن جمیل) می‌نامند.

«سندرم عصر طلایی» در واقع واکنشی جبرانی Compensatory Mechanism برای رهایی از وضعیت بغرنج فعلی است. چنین پدیده‌ای محدود به مذهب، ملت یا قوم خاصی نیست و ایران نیزچنین وضعیتی را به خود دیده است، چنانکه می‌بینیم نمادهای قدرت قبل از اسلام چگونه به شکل نمادین برای مقابله با هویت اسلامی-انقلابی رقیب بازسازی می‌شوند زیرا مدرنیزاسیون ناقص الخلقه در ایران، شکاف بین هویت سنتی و مدرن را تشدید کرده است و نتیجه آنکه برخی گروهها برای پر کردن این خلأ، به بازخوانی هویت باستانی به عنوان آلترناتیوی «ناب» و «غیردینی» متوسل می‌شوند. (شکل بالعکس آن هم وجود دارد).

جالب آنکه در این تقابل نمادهای تاریخی با خوانشی کاملا جدا از وجه علمی و مستند خود رودروی هم قرار می‌گیرند و موضوع اصلا به تاریخ و علم و واقعیت ارتباطی ندارد. این تلاشها در بیشتر اوقات با تقلیل تاریخ به نمادهای سطحی (مانند لباس، گردنبند یا نشانه های بصری) همراه است، چون بازسازی عمیق هویت نیازمند تغییرات ساختاری و تکامل و تحولی عمیق است که امکان آن برای این گروه‌ها فراهم نیست.

بازتولید نمادهای باستانی، تاریخ پیچیده و چندلایه را به کلیشه هایی ساده شده تقلیل می‌دهد، از اینجا به بعد، سیاست از نوع «سیاست نمایشی»(Spectacle Politics) است و نمادها جایگزین برنامه‌های واقعگرایانه برای حل بحران‌هایی چون نابرابری و تبعیض می‌شوند.

حالا باید پرسید چرا چنین رفتارهایی نه فقط مشکلی را حل نمی‌کنند بلکه باعث ریشخند نیز می‌شوند، پاسخ این است که نمادهای باستانی در بستر مدرن، فاقد ارتباط اندامواره‎ای با زندگی روزمره مردم هستند. پوشیدن لباس‌های عصر هخامنشی به عنوان یک روش تغییر و مبارزه (نه جشن یا کارناوال) در خیابان‌های دنیای امروز، نوعی ناهمزمانی فرهنگی (Cultural Anachronism) ایجاد می‌کند که به جای الهام‌بخشی، باعث خنده است زیرا میان واقعیت و نماد در بستر مورد استفاده قرار گرفته، هماهنگی وجود ندارد و به اصطلاح شکاف بین نماد و واقعیت Semiotic Dissonance اتفاق افتاده است.(این پدیده در ایران مختص به سلنت‌طلبان نیست و در داخل و نزد گروه‌های مذهبی و انقلابی هم وجود دارد)

دلیل دیگر این است که تاریخ در اینجا به کالا تبدیل شده است (رجوع کنید به مقاله والتر بنیامین، اثر هنری در عصر بازتولید مکانیکی و تبدیل تاریخ به کالای مصرفی) این امر تاریخ را نیز به پدیده‌ای مبتذل تبدیل می‌کند و حتی باعث می‌شود پیامی کاملا اشتباه به جویندگان جوان تاریخ بدهد. جویندگانی که دوست دارند تاریخ را از منظر فهم نیازهای دوران معاصر چون آزادی بیان و حقوق بشر از دل خود واقعیت‌های تاریخ و نه تاریخ کالایی یا سیاست نمایشی و نمادی بیاموزند.

اگر در تحلیل دچار سوگیری نباشیم ناگزیر به اذعان این واقعیت هستیم که هویت ایرانی امروز آمیزه‌ای از عناصر اسلامی، ملی، و مدرن است و تمرکز انحصاری بر گذشته پیش از اسلام، یا گذشته پس از اسلام این ترکیب پیچیده را نادیده می‌گیرد.

نمادگرایی بدون ارائه برنامه سیاسی -اجتماعی روشن، صرفاً یک «سیاست هویتی» توخالی است که بعید است فرضیه رقیب مشکلی با آن احساس کند. این نوع نمادگرایی، هرچند ممکن است برای گروه‌های کوچک حاشیه‌ای معنادار باشد، به‌دلیل تقلیل تاریخ به اسباب‌بازی سیاسی، عدم ارتباط با نیازهای ملموس جامعه، و طنزآمیز شدن در فضای عمومی، محکوم به شکست است. بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد که جنبش‌های موفق در ایران معاصر، نه از طریق بازگشت به گذشته، بلکه با بازتعریف مفاهیمی مانند آزادی و عدالت در چارچوب گفتمان مدرن و تطبیق آن با واقعیت‌های اجتماعی امروز، اعتبار می‌یابند.
@sahandiranmehr


✔️اجتهاد ذوقی
✍️سهند ایرانمهر

استاد سعید نفیسی می‌گفت یکی از خدمات احمد کسروی پنبه‌کردن این ریشه‌یابی‌های بی‌پایه بود، ریشه‌یابی‌هایی که به قول نفیسی ریشه بادکوبه را از بادهای تندی می‌دانست که در این شهر می‌وزیده و کوبه‌ها را به صدا درمی‌آورده، من این‌مهمان صداوسیما را نمی‌شناسم اما بیشتر اجتهادهای زبانی ایشان عامیانه و به دور از شیوه‌های محتاطانه علمی است:
‏ویدیویی از ایشان‌دیدم که می‌گویند:« پیراهن یعنی پیرامون تن»!
‏واژه‌ی پیراهن در فارسی از پیرهن در فارسی میانه (pērōhan) و اوستایی pairu-hana گرفته شده است. این کلمه ربطی به پیرا (پیرامون) ندارد. یا جوراب را گورپا به معنی گور پا دانسته‌اند حال انکه واژه جوراب از فارسی میانه jōrap گرفته شده و احتمالاً از ریشه‌ای ایرانی آمده است. برخی پژوهشگران معتقدند که این واژه ممکن است از ترکیب جور (به معنای نوع یا گونه) و آب (به معنای بافت یا پوشش) شکل گرفته باشد بنابراین نمی‌توان اینطور ذوقی و قطعی از ریشه واژه‌ها منطبق بر واژه‌های امروزی صحبت کرد.

‏خربزه
‏بعضی‌ها فکر می‌کنند خربزه ترکیبی از خر (به‌معنای بزرگ) و بوزه (خیار) است، اما این تحلیل از نظر زبان‌شناسی معتبر نیست. ‌ خربزه از فارسی میانه xarbuzag و احتمالاً از ریشه‌های ایرانی یا حتی وام‌واژه‌ای از زبان‌های شرقی‌تر مانند سغدی یا بلخی است.

‏انجیر
‏انگیل‌در فارسی میانه و angara در پارسی باستان آمده است. اینکه آن را ترکیبی از انگ (به‌معنای شهد) بدانیم، از نظر تاریخی تأیید نشده است.
پیشتر هم متاسفانه استنباط عجیبی از این مهمان برنامه درباره ریشه «خاویار» شنیده بودم که همان زمان نوشتم که
در مورد ریشه خاویار هیچ وحدت نظر یا فکت مستدلی وجود ندارد جز اینکه برخی آن را دارای ریشه تاتاری و ترکی ( خاویاه) می‌دانند و‌ برخی برگرفته از واژه caviale ایتالیایی.

سخن آخر اینکه تحلیل ریشه‌شناسی زبان نیاز به بررسی تاریخی، مقایسه با زبان‌های هم‌خانواده و بررسی تغییرات آوایی دارد، و اینگونه برداشت‌ها غیرعلمی است هرچند با اقبال و‌ شگفتی افراد بی‌اطلاع همراه باشد.

@sahandiranmehr


✔️یک سخن و پنج خطا
✍🏼سهند ایرانمهر

قدیری ابیانه می‌گوید:« مغزهایی که گفته می‌شود از کشور مهاجرت کردند، دارند توالت و ظرف می‌شورند». تا اینجای کار دست کم پنج سفسطه یا مغالطه آشکار صورت گرفته است.

🔸نخست آنکه قدیری ابیانه از طریق «تعمیم نادرست» (Hasty Generalization) بدون ارجاع به منبع آماری متقن، مهاجرینی را که در این وضعیت نبوده‌اند و ادعای او را زیر سوال می‌برند از دایره آماری خود حذف کرده است و تنها مصادیقی را به عنوان «کل ماجرا» دست‌چین می‌کند که درستی استدلال او را ثابت کنند(نیازی به ذکر مصادیق متعدد نخبگان مهاجر و برجسته ایرانی نمی‌بینم) این مغالطه شبیه همان ضرب المثل ایرانی خودمان است:«یک کلاغ، چهل کلاغ» جایی که مشاهده یک مورد از مصداق مورد نظر، گوینده را به این جسارت می‌اندازد که آن را چهل کلاغ نشان دهد.

🔸دوم اینکه در استدلال خود به سراغ دم ‌دست‌ترین علت می‌رود یعنی خطای علیت شتابزده (Post Hoc Fallacy)، آن علت که البته اشتباه هم هست این است که مهاجرت نخبه لاجرم به توالت‌شوری ختم می‌شود یا توالت‌شوری فرد مفروض به دلیل صرف مهاجرت است که تازه اگه چنین اتفاقی افتاده باشد دلیل ان لزوما مهاجرت نیست و «نوع شغل» در چنین شرایطی به بسیاری دیگر از عوامل وابسته است چنانکه در همین ایران خودمان هم کافی است مسافر تاکسی اینترنتی باشید تا در هفته به دفعات با رانندگانی مواجه شوید که با سند و مدرک به شما ثابت می‌کنند که بوده‌اند و چه مهارت‌ها و تحصیلاتی داشته‌اند و اکنون به چه کاری مشغولند. اگر بخواهم مثالی برای مغالطه « علیت شتابزده» بزنم بهترین مثال این حکایت از عبید زاکانی است:
شخصی با دوستی گفت که مرا چشم، درد می کند، تدبیر چه باشد؟ گفت: مرا پارسال دندان درد می کرد، برکندم.

🔸استفاده از زبان تحقیرآمیز(Ad Hominem) مغالطه بعدی آقای قدیری ابیانه است که از میان شغل‌های مختلف «توالت‌شور» را انتخاب می‌کنند که به وضوح دخیل بودن احساسات شخصی ایشان در اظهارنظر و تلاش برای افزودن بار احساسی بر مخاطب به جای استدلال آماری دقیق را نشان می‌دهد. مصداق این مغالطه را در کتاب «اللطف و الطائف» ثعالبی می‌توان یافت:
واعظی بر منبر، سخن می‌گفت. مستمعی گفت:«ای شیخ ندانیم که چه میگویی؟». واعظ گفت:« بیا تا درگوش‌ات بگویم». چون نزدیک رفت، واعظ درگوشش گفت :« ای مادر ......برو و برجای خود آرام گیر و گ...مخور!». مرد چون این بشنيد بر سرجای‌ خود آرام گرفت.
مردم پرسیدند:«جواب شیخ چه بود؟». بیچاره گفت :«ایها الناس! من جواب خود گرفتم، هرکه خواهد خود نزد شیخ برود و سوال خود پرسد و جواب گیرد».

🔸خطای دیگر قدیری ابیانه این است که در ذهن خود فرض گرفته است که مهاجرت اصولا کاری مذموم و به منزله شکست کشور میزبان است(Brain Drain) و چون خود را متعهد به دفاع از این ادعا می‌داند چاره را در تحقیر مهاجرین می‌بیند تا برعکس، خلاصی از مشتی توالت‌شور را یک مزیت تلقی دهد حال آنکه بسیاری کشورها همچون چین وجود دارند که علیرغم آمار بالای مهاجرت، آن را مذموم نمی‌دانند و برای ملقب کردن آنان به توالت شور نیز تلاش نمی‌کنند زیرا با برنامه‌ریزی درست و ایجاد ارتباط با نخبگان مهاجر، از طریق آنان دانش خود را به روز می‌کنند و از مزیت سرمایه گذاری آنان درچین و راه اندازی شرکت های فنآوری یا تجاری بهره می‌برند. اگرچه این ماجرا صرفا به داشتن برنامه ریزی دولت چین ختم نمی‌شود و تلاش چین برای تنش زدایی و دور ماندن از قطع رابطه و تحریم، امکان حفظ ارتباط با نخبگان مهاجر را فراهم کرده است نه آنکه هم تحریم باشد و هم کلیت مهاجرین را توالت‌شور بنامد.

🔸آخرین مغالطه این اظهار نظر هم این است که گوینده می‌خواهد به هر نحو ممکن وضعیت موجود را توجیه کند و ماندن در وطن را بدون درنظر داشتن لوازم و بسترهای مورد نیاز آن، فضیلتی برشمرد که نادیده گرفتن آن مجوز اخلاقی بکارگیری هر تعبیری را می دهد بدون آنکه از مسئولیت اخلاقی و عملی کسانی سخن بگوید که ملزم به فراهم کردن زمینه‌های آن هستند.
هرچند امید چندانی در تاثیر این مطالب بر امثال آقای قدیری ابیانه ندارم اما رنج نوشتن این مطالب را به این دلیل بر خود هموار می‌کنم که در زمانه میان‌مایگی و بازار سکه سخنان سست، دست‌کم سره را از ناسره برای وجدان‌های بیدار مشخص سازم و تلنگری به امثال قدیری ابیانه‌ها بزنم که اگرچه نادانی یک عده و ملال و بی حوصلگی دانایان مانع از نقد سخنان امثال جنابعالی می‌شود اما نباید چنین شرایطی سبب تثبیت این تصور اشتباه در ذهن‌تان گردد که انچه می‌گوییم درست است و درستی آن باعث سکوت و میدان‌داری ماست.

سخن پولاد کن چون سکه زر
بدین سکه درم را سکه می‌بر
نخست آهنگری باتیغ بنمای
پس آنگه صیقلی را کارفرمای
سخن کان از سر اندیشه ناید
نوشتن را و گفتن را نشاید
نظامی گنجه‌ای

@sahandiranmehr


ادامه مطلب:
اسرائیل در دوره‌ی اول ریاست جمهوری ترامپ احتمال الحاق کرانه‌ی باختری به اسرائیل را مطرح کرده بود؛ ترامپ ممکن است با این طرح همدل بوده باشد، اما داماد او جَرِد کوشنر در آن زمان مشغول مذاکره بر سر توافق‌نامه‌ی ابراهیم بود و دولت آمریکا هرگز آن طرح را پیگیری نکرد. مهم‌ترین چیزی که امروز مانع از تأیید الحاق کرانه‌ی باختری به اسرائیل از سوی ایالات متحده می‌شود، احتمال توافق با عربستان سعودی برای به رسمیت شناختن اسرائیل است، اما احتمال وقوع این کار بسیار کم است. محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، صراحتاً اعلام کرده که بدون راه‌حلی برای تشکیل دولت فلسطینی توافقی در کار نخواهد بود، و اسرائیل این ایده را قاطعانه رد کرده است. این وضعیت موانع را برای اقدام هماهنگ اسرائیل و آمریکا در الحاق‌گری کاهش می‌دهد. مایک هاکابی، گزینه‌ی ترامپ برای سفیر آمریکا در اسرائیل، مانند بسا مسیحیان انجیلی معتقد است که کرانه‌ی باختری، به‌حق، متعلق به اسرائیل است.

حتی اگر تهدیدهای ترامپ علیه پاناما، گرینلند و غزه توخالی هم باشند، روالی کاملاً وحشتناک را باب می‌کنند. یکی از دستاوردهای بزرگ جهان پس از سال ۱۹۴۵ پذیرش این هنجار کلی بود که قدرت‌های بزرگ نباید از نیروی نظامی برای تصرف سرزمین دیگری استفاده کنند. این هنجار به‌شدت از سوی روسیه‌یِ پوتین در سال‌های ۲۰۱۴ و ۲۰۲۲ هنگام الحاق بخش‌هایی از اوکراین به روسیه نقض شد، و چین در حال بررسی استفاده از زور برای بازپس‌گیری تایوان است. ترامپ ایده‌ی قرن نوزدهمی حوزه‌‌های نفوذ[۳] را از اساس احیا کرده است: این‌که قدرت‌های بزرگ باید بتوانند مناطق نزدیک به خود را از نظر جغرافیایی کنترل کنند. ادعای ارضی روسیه نسبت به اوکراین و ادعای ارضی چین نسبت به تایوان قوی‌تر از ادعای ارضی آمریکا نسبت به پاناما یا گرینلند است، و ابراز تمایل ترامپ برای گسترش اراضی، چراغ سبزی به هر دو کشور می‌دهد تا همین خط را دنبال کنند.

تناقضات بزرگی در سیاست خارجی ترامپ در آینده وجود خواهد داشت. نامزد او برای مدیر اطلاعات ملی، تولسی گابارد، سابقه‌ی مخالفت با اقدامات آمریکا در سوریه و اوکراین را دارد و اکنون لابد از تلاش‌های ترامپ برای گسترش قلمرو ایالات متحده حمایت می‌کند. برخی از جمهوری‌خواهان مانند سناتور رند پال که از انزواطلبان تمام‌عیار است، شروع به طرح سؤالاتی درباره‌ی مسیر سیاست خارجی ترامپ کرده‌اند. پال می‌گوید: «من فکر می‌کردم که ما رأی داده‌ایم تا اولویت با آمریکا باشد. این چه کاری است که به فکر اشغال جدیدی باشیم که ذخائر کشورمان را به باد می‌دهد و خون سربازان‌مان را می‌ریزد.»

چپ‌ها، هم در داخل آمریکا و هم در سطح بین‌المللی، چندین دهه است که به امپریالیسم آمریکایی حمله می‌کنند. امپریالیسمِ مورد حمله‌ی آن‌ها سر و شکل خوش‌خیمی داشت، مانند پیمان‌هایی امنیتی که ایالات متحده با متحدان خود بر سر آن‌ها مذاکره می‌کرد، یا نظم اقتصادی لیبرال که آمریکا آن را ترویج می‌کرد. آنچه امروزه چپ‌ها با آن مواجه‌اند سر و شکل واقعی امپریالیسم است: آمریکایی که به‌دنبال گسترش قلمرو خود است و مایل است برای رسیدن به آن تهدید به استفاده از زور کند. به قرن نوزدهم خوش آمدید.



🔸آن‌چه می‌خوانید یادداشتی است که فوکویاما به تاریخ ۱۰ فوریه ۲۰۲۵ در مجله‌ی برخط پرسوئیژن (Persuasion) منتشر کرده است، در این نشانی:
https://www.persuasion.community/p/the-new-american-imperialism

@sahandiranmehr


✔️ذهنیتِ ترامپ در گسترش اراضی باید حتی همدلان با ایده‌ی «اولویت با آمریکا است» را شگفت‌زده کند.

✍🏼فرانسیس فوکویاما

ترجمه‌ی یاسر میردامادی


پیش‌تر هشدارهای لازم به مردم آمریکا در مورد اقدامات غیرقانونی دونالد ترامپ در سیاست داخلی داده شده بود. ترامپ و متحدان‌اش از طریق حملات مکرر به «دولت پنهان» به‌وضوح نشان داده‌اند که چگونه قصد دارند ساختار دولت در ایالات متحده را تضعیف کنند.

اما در حوزه‌ی سیاست خارجی، مردم آمریکا با چیزی مواجه شده‌اند که اصلاً انتظارش را نداشتند. پیش از انتخابات می‌شد با اطمینان فرض کرد که ترامپ غرایز انزواطلبانه دارد. او از دخالت آمریکا در «جنگ‌های بی‌پایان» در افغانستان و عراق انتقاد کرد. اما از نخستین ‌سخنرانی‌اش پس از ادای سوگند در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۵ او به امپریالیستی عتیقه مبدل شد. او قصد خود را برای بازپس‌گیری کانال پاناما اعلام کرد و متعاقباً دانمارک را تهدید کرد که اگر کنترل گرینلند را به ایالات متحده واگذار نکند، با تعرفه‌های سنگین روبرو خواهد شد.

گرینلند با گرم شدن کره‌ی زمین و باز شدن مسیرهای جدید قطب شمال، از نظر راهبردی برای ایالات متحده مهم‌تر شده است و می‌تواند منبع مهم مواد معدنی باشد. اما اقدامات ترامپ انگاری از جنس تجاوز به نیت لذت از تجاوز است: دانمارکی‌ها قبلاً اعلام کرده بودند که مایل‌اند نقش امنیتی آمریکا در گرینلند را افزایش دهند و در مذاکره‌ا‌ی آرام امتیازات معدنی بیشتری را واگذار کنند. اما ترامپ بر تهدید نظامی اصرار داشت. با این حساب وضع بی‌سابقه‌ای شکل گرفته است. ماده‌ی پنج ناتو [بند دفاع جمعی در پیمان آتلانتیک شمالی] خواستار حمایت متقابل در صورت حمله به یکی از اعضای ناتو است؛ هیچ مقرراتی اما وجود ندارد برای زمانی که عضوی از ناتو به عضوی دیگر حمله کند.

با این حال، اوج عملکرد ترامپ در لباسِ نوامپریالیست، پیشنهاد اخیر او در کنترل نوار غزه از سوی آمریکا پس از تخلیه‌ی حدود ۲ میلیون ساکن فلسطینیِ آن بود. طبق گفته‌ی ترامپ در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل که به آمریکا سفر کرده بود:

«ایالات متحده کنترل نوار غزه را به‌ دست خواهد گرفت. با این منطقه خیلی کار داریم. ما مالک آن خواهیم شد و مسئولیت خنثی کردن تمام بمب‌های خطرناک منفجرنشده و سایر سلاح‌های موجود در محل، تسطیح منطقه و از بین بردن ساختمان‌های تخریب‌شده را به عهده خواهیم گرفت. توسعه‌ی اقتصادی ایجاد خواهیم کرد که بی‌شمار شغل و مسکن برای مردم منطقه فراهم می‌کند … کاری واقعی انجام خواهیم دهیم، کاری متفاوت.»

این پیشنهاد آن‌قدر عجیب‌و‌غریب بود که بلافاصله از سوی تقریباً تمام قدرت‌های منطقه‌ رد شد، به استثنای اعضای راست افراطی ائتلاف بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل. این عده از این طرح خوشحال هستند زیرا مشکل بزرگی را از پیش پای اسرائیل برمی‌دارد: این‌که با نوار غزه‌ی ویران و متروک، که هنوز مملو از مبارزان حماس است، چه‌ باید بکنند. لازم نیست درگیر جزئیات این موضوع شویم که طرح ترامپ چه‌مایه اجراناپذیر است. فلسطینی‌ها نمی‌خواهند غزه را ترک کنند، و مصر، اردن یا هیچ‌یک از کشورهای عرب همسایه نمی‌خواهند پناهنده بپذیرند. نکبت اصلی یا همان «فاجعه»، یعنی ایجاد اسرائیل در سال ۱۹۴۸، شرایط بی‌ثبات‌کننده‌ای در منطقه ایجاد کرده است که تا به امروز سایه‌ی سنگین آن حس می‌شود. حماس علی‌رغم یک سال و نیم حملات بی‌امان اسرائیل، چهره‌ای مقاوم از خود نشان داده و جمعیت فلسطینی را فقط می‌توان با جنگی واقعاً نسل‌کشانه از کاشانه‌شان بیرون راند. طرح ترامپ مصداقی وحشتناک از پاکسازی قومی خواهد بود که در تاریخ در قاب شرّی اخلاقی باقی خواهد ماند.

مانند بسیاری از اقدامات ترامپ، مشخص نیست که جامعه‌ی جهانی تا چه حد باید او را جدی بگیرد. طرح ترامپ برای غزه آن‌قدر مضحک است که بسیار بعید است محقق شود. اما این‌ طرح ممکن است حواس‌پرت‌کنی از طرح دیگری باشد که احتمال وقوع آن بسا بیشتر است. دولت نتانیاهو می‌خواهد حاکمیت اسرائیل را بر کرانه‌ی باختری و نزدیک به ۳ میلیون فلسطینی ساکن آن اعلام کند. در حالی که توجه جهانی از ۷ اکتبر بر غزه متمرکز شده، اسرائیل آرام‌آرام کنترل خود را بر سرزمینی تشدید کرده که اکثریت فلسطینی‌ها در آن زندگی می‌کنند.
ادامه مطلب در پست بعدی👇🏽


قسمت دوازدهم #پادکست_سهند_ایرانمهر | ایران-آمریکا؛ مذاکره یا عدم مذاکره


روابط ایران و آمریکا حکایت مسیر پر فراز و نشیبی است که از دوستی به دشمنی تبدیل شد. رابطه‌ای تیره و پرتنش که به درگیری‌های مستقیم و غیر مستقیم و درنهایت تحریم‌های شدید آمریکا علیه ایران منجر شد. چرا تحریم‌های اقتصادی و تنش‌های سیاسی همواره در کانون این رابطه قرار داشته‌اند؟ در این قسمت از پادکست سهند ایرانمهر به بررسی پیامدهای تحریم‌های سنگین امریکا علیه ایران می‌پردازم در ادامه نیز با اشاره به روی کار آمدن مجدد ترامپ و زمزمه‌های دوباره مذاکره بین دو کشور، به بررسی استدلال‌های موافقان و مخالفان مذاکره با آمریکا پرداخته‌ام. مخالفانی که به رویکرد دوگانه آمریکا در اعمال فشار حداکثری و همزمان ارسال نشانه‌هایی از تمایل به مذاکره استناد می‌کنند و موافقان مذاکره که معتقدند همچنان می‌توان به مذاکره برای پایان دادن به این فشارها اندیشید. آیا مذاکره راه‌حلی برای خروج از بحران است یا بهانه‌ای برای تکرار یک تجربه تلخ؟ بر سر دوراهی مذاکره یا عدم مذاکره باید دست به کدام انتخاب زد و تجربه دیگر کشورها در این زمینه چه درس هایی برای ما دارد؟

این قسمت از پادکست، گزارشی جامع و دقیقی از چالش‌ها و فرصت‌های پیش‌روست. با پادکست سهند ایرانمهر همراه شوید تا این موضوع را باهم بررسی کنیم
___________________________________



🔄 حمایت مالی پادکست از طریق سایت حامی باش
ایران- آمریکا؛ مذاکره یا عدم مذاکره


شنیدن از طریق کروم بدون نیاز به نصب نرم افزار

✅ همزمان در:
کست باکس I اپل پادکست | اسپاتیفای
_________________________________________

تلگرام I توییتر (X) I یوتیوب I اینستاگرام I واتس‌اپ


@sahandiranmehr


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
🔸کست‌باکس:

https://tinyurl.com/mryftmbr

🔸اپل‌کست:

https://tinyurl.com/3pev8en7

🔸شنیدن بدون نیاز به نصب نرم‌افزار:

https://tinyurl.com/2syd82zm


✔️قسمت جدید پادکست سهند ایرانمهر، شنبه منتشر خواهد شد

روابط ایران و آمریکا حکایت مسیر پر فراز و
نشیبی است که از دوستی به دشمنی تبدیل شد. رابطه‌ای تیره و پرتنش که به درگیری‌های مستقیم و غیر مستقیم و درنهایت تحریم‌های شدید آمریکا علیه ایران منجر شد. چرا تحریم‌های اقتصادی و تنش‌های سیاسی همواره در کانون این رابطه قرار داشته‌اند؟

در این قسمت از پادکست سهند ایرانمهر به بررسی پیامدهای تحریم‌های سنگین امریکا علیه ایران می‌پردازم در ادامه نیز با اشاره به روی کار آمدن مجدد ترامپ و زمزمه‌های دوباره مذاکره بین دو کشور، به بررسی استدلال‌های موافقان و مخالفان مذاکره با آمریکا پرداخته‌ام. مخالفانی که به رویکرد دوگانه آمریکا در اعمال فشار حداکثری و همزمان ارسال نشانه‌هایی از تمایل به مذاکره استناد می‌کنند و موافقان مذاکره که معتقدند همچنان می‌توان به مذاکره برای پایان دادن به این فشارها اندیشید. آیا مذاکره راه‌حلی برای خروج از بحران است یا بهانه‌ای برای تکرار یک تجربه تلخ؟ بر سر دوراهی مذاکره یا عدم مذاکره باید دست به کدام انتخاب زد و تجربه دیگر کشورها در این زمینه چه درس هایی برای ما دارد؟

این قسمت از پادکست، گزارشی جامع و دقیقی از چالش‌ها و فرصت‌های پیش‌روست. با پادکست سهند ایرانمهر همراه شوید تا این موضوع را باهم بررسی کنیم.

🔸از طریق این لینک می‌توانید به صفحه پادکست سهند ایرانمهر در castboxبروید و آن رادنبال subscribe کنید( ‌پادکست سهند ایرانمهر در سایر پادگیرها هم حضور دارد) :

https://B2n.ir/w64164


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
«هوش مصنوعی دیگر صرفاً یک ابزار نیست؛ می‌تواند ایده‌ها را بسازد و حتی ما را دستکاری کند.» - یووال نوح هراری


@sahandiranmehr

20 ta oxirgi post ko‘rsatilgan.