از دست شویی اومد بیرون به سمت املی پا تند کرد امیلی با دیدن هری لبخند کوچیکی زد دستاشو برای رفتن به بقلش باز کرد هری مردد به دستاش نگاه کرد متقابلا دستاشو باز کرد که امیلی بیاد نزدیک تر بقلش کنه
امیلی چشماشو چرخوند
به هری نزدیک تر شد تو بقلش گرفتش صورت پف کردشو بوصید
به سمت اشپزخونه رفت به وضوح ترسیدن هری وقتی از جلوی در رد میشد فهمید
امیلی روی صندلی نشست هری رو پاش نشوند گفت
میدونی که هروقت اماده بودی میتونی بهم بگی
تا من کمکت کنم اون اشغال سرجاش بنشونم
هری سرشو تند تند تکون داد بیشتر تو بقل امیلی جمع شد هق هق کوچیکی کرد نمیخواست دوباره باهاش روبه رو بشه
امیلی: شیش خودتو خالی کن عزیزم من اینجام کنارت
هری سرشو بالا پایین کرد کم کم خودشو جمع جور کرد لبخند فیک یخ زده ای تحویل امیلی داد
امیلی: خودتو جمع کنه من خیلی گشنمه هری باید یه چیزی بخوریم تا تورو نخوردم
هری سرشو تکون داد هنوز هم از اون خونه وحشت داشت اما نه به اندازه وحشتش نسبت به لویی ..
.
.
.
:) خبر دیدین؟ این منم که دارم این ور میسوزم یا شما هم قلبتون درد گرفته؟ فقط میشه گفت
زیام: زیام هارتش
لری: با لری هارتش
زیام لری نایل: باهم شکسته:)
نایل: دلم واستون تنگ شده نون پیتزاها☹ اینا منو پشت صحنه راه نمیدن:)
زین:چون پشت در پشت صحنه همیشه یه تیکه پیتزا هست که نزاره بیای تو پلشت
من: :) زاز برو بیرون
زین: :( میا؟ دارلینگ؟ واتس هپنینگ؟
لیام: کامان ملعون ها بچه خودش به شما چه ؟ زندگی "شخصی" خودشه
لری من نایلک شاهد کیس زیام هستیم :) ولی در پرده ذهن من..
امیلی چشماشو چرخوند
به هری نزدیک تر شد تو بقلش گرفتش صورت پف کردشو بوصید
به سمت اشپزخونه رفت به وضوح ترسیدن هری وقتی از جلوی در رد میشد فهمید
امیلی روی صندلی نشست هری رو پاش نشوند گفت
میدونی که هروقت اماده بودی میتونی بهم بگی
تا من کمکت کنم اون اشغال سرجاش بنشونم
هری سرشو تند تند تکون داد بیشتر تو بقل امیلی جمع شد هق هق کوچیکی کرد نمیخواست دوباره باهاش روبه رو بشه
امیلی: شیش خودتو خالی کن عزیزم من اینجام کنارت
هری سرشو بالا پایین کرد کم کم خودشو جمع جور کرد لبخند فیک یخ زده ای تحویل امیلی داد
امیلی: خودتو جمع کنه من خیلی گشنمه هری باید یه چیزی بخوریم تا تورو نخوردم
هری سرشو تکون داد هنوز هم از اون خونه وحشت داشت اما نه به اندازه وحشتش نسبت به لویی ..
.
.
.
:) خبر دیدین؟ این منم که دارم این ور میسوزم یا شما هم قلبتون درد گرفته؟ فقط میشه گفت
زیام: زیام هارتش
لری: با لری هارتش
زیام لری نایل: باهم شکسته:)
نایل: دلم واستون تنگ شده نون پیتزاها☹ اینا منو پشت صحنه راه نمیدن:)
زین:چون پشت در پشت صحنه همیشه یه تیکه پیتزا هست که نزاره بیای تو پلشت
من: :) زاز برو بیرون
زین: :( میا؟ دارلینگ؟ واتس هپنینگ؟
لیام: کامان ملعون ها بچه خودش به شما چه ؟ زندگی "شخصی" خودشه
لری من نایلک شاهد کیس زیام هستیم :) ولی در پرده ذهن من..