ادبیات، فلسفه و سینما


Kanal geosi va tili: Eron, Forscha
Toifa: ko‘rsatilmagan


نخستین فرسته‌:
https://t.me/NazariyehAdabi/4
تبلیغ:
@arkhay198

Связанные каналы  |  Похожие каналы

Kanal geosi va tili
Eron, Forscha
Toifa
ko‘rsatilmagan
Statistika
Postlar filtri


در جامعه‌‌ای مثل جامعه‌ ما که این ‌قدر بی ‌ثبات است، هیچ ‌کس نمی‌تواند گذشته‌ دیگری را ردیابی کند. اهل کجایی؟ ننه بابات کی هستند؟ هرکدام از این سؤال ‌های ما ممکن است زخمی باشد که التیام ندارد، زخمی که نمی ‌گذارد دوست داشته باشیم یا دوستمان داشته باشند.
هر چیزی به ما نارو می‌‌زند: جسم یک علامت می‌‌دهد و حالت چهره یک چیز دیگر را نشان می‌‌دهد؛ کلمات ضد خودشان می‌‌شوند؛ ذهنمان به ‌ما کلک می‌‌زند؛ مرگ مرگ را اغفال می‌‌کند. حواستان باشد ...

زندانی لاس لوماس
#کارلوس_فوئنتس


@NazariyehAdabi


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
اصطلاح «اوروِلی» به چه معناست؟


▪️دربار‌ی رمان «١٩٨۴» نوشته‌ی جرج اورول و ادبیاتِ برآمده از آن

▫️بازنشر از بیدگل

@NazariyehAdabi


من نمی‌توانم بدون شک و عدم قطعیت و نادانی زندگی کنم. به گمان من که بهتر است انسان نادان باشد اما به پاسخ‌هایی دل نبندد که نادرست هستند. من برای چیزهای مختلف جواب‌های تقریبی و باورهایی دارم و به درجه‌ای از قطعیت نگاه می‌کنم اما به هیچ چیز یقین مطلق ندارم و چیزهای زیادی هست که درباره‌ی آن‌ها چیزی نمی‌دانم، از جمله اینکه "چرا ما هستیم" به چه معنی است و هدفمان از این پرسش چیست.

لذت فهمیدن
#ریچارد_فاینمن
مترجم: جمیل آریایی


@NazariyehAdabi


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
▪️مستند «در باب فردوسی زمان ما

▫️مستندی درباره‌ی زندگی و زمانه‌ی احسان یارشاطر؛ بنیان‌گذار مرکز مطالعات ایرانشناسی
در نیویورک (ایرانیکا)

@NazariyehAdabi


گروه هنری سوبژه dan repost
Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
نمایش «یوزف‌کا»✨

🖊️نویسنده:محمد چرم‌شیر و فرهاد مهندس‌پور
🎭طراح وکارگردان:شهروز دل‌افکار
🎬تهیه‌کننده:امید معلم
💳سرمایه‌گذار:کسری فولادی
👤مجری طرح:امیر دلفانی

بازیگران:بهروز پناهنده،مرتضی امینی‌تبار،
سحرعبدالملکی،پوریا آراد،رعنا حسین دخت،سلاله ارغوان،مائده جزی،پانیذ نصیری،مهرشاد نیکوخواه،زهرا بافنده،آروین قادری،مهدی حاجعلی‌پور
و شهروز دل‌افکار
با معرفی:ایمان معلم

دستیار کارگردان و برنامه ریز:سحر عبدالملکی
آهنگساز:بهرنگ عباسپور
طراح نور:رضا خضرایی
طراح صحنه:سعید یزدانی
طراح لباس:محمد مهری
طراح گریم و ماسک:فائزه سلطانی
طراح صدا و پخش:حمیدرضا حسینی
طراح گرافیک، تیزر و موشن گرافی:فرزین شکاری
عکاس:رضا جاویدی

📅بهمن و اسفند ۱۴۰۳
🏠عمارت نوفل لوشاتو
⏱️ساعت:۲۱:۳۰
❌لینک تهیه بلیط:
tiwall.com/p/joseph3



@subjectartgroup


دریا همچنان دریاست
و کوه‌ها همچنان کوه
تنها گاو وحشی
لحظه‌ای از نشخوار می‌ماند
و چشم کبک مادر
در آشیانه باز می‌شود

جیرجیرک!
جیرجیرک بی‌نوا!
من چراغ‌دار هزارتوهایم
تنها موجودی
که آب را تجزیه می‌کند

وسعت غرور فلفل‌
و بن‌بست رشد شتر را
تنها من درک می‌کنم

و تنها من می‌دانم
در کدام حلقه از سلسله‌ی عاشقان
لادن و بلبل، تفکیک‌ناپذیر می‌شوند!

اقیانوس‌ها
استخر شنای نیاکان من بودند
و ستارگان
فانوس‌های حیاط خانه‌ی نوادگانم
خواهند ماند

آتش
برای من
فقط آتش است
و سکوت
برای من
فقط سکوت

انسانم!
ساکت، چون درخت سیب
گسترده، چون مزرعه‌ی یونجه
و بارور، چون خوشه‌ی بلوط

به‌جز خداوند
چه‌کسی
شایسته‌ی پرستش من خواهد بود؟

راحتم
چون برادرم آلبرت انشتین
گاهی بدون جوراب، راحت‌تر بود!

طرح نظافت طویله‌ها را
با تعصب، کروکی می‌کنم

و در هیأتی شایسته
سیگارم را در قاب پنجره می‌تکانم
بی‌هیچ واهمه‌ای
زیرا که جهان
زیرسیگاری من است!

#حسین_پناهی


@NazariyehAdabi


سرکوب آفتابه دزدها در همه ی کشورها صورت می‌گیرد، آن هم با شدت عمل، نه فقط به عنوان وسیله‌ی دفاعی اجتماع، بلکه عمدتاً به عنوان گوشزدی جدی به همه‌ی بدبخت‌‌ها که سر جای خودشان بنشینند!

سفر به انتهای شب
#لویی_فردینان_سلین


@NazariyehAdabi


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
▪️موقعیت (ستینگ) چیست؟

▫️رابرت مک کی از نقش مهم موقعیت و محدود بودن آن در داستان و فیلمنامه صحبت می‌کند.

@NazariyehAdabi


بسیار آسان‌تر است که با درد و رنج همدلی کنیم تا با تفکر. مردم خود را غرق در فقر و قناعت و گرسنگیِ هولناک می‌بینند. راه گریزی هم ندارند. بر این اساس، با جدیّت بسیار و از سرِ عاطفه، و البته سانتی‌مانتال، خود را وقف درمان شرارت‌ها و ناخوشی‌هایی می‌کنند که با آن‌ها مواجه‌اند. اما با اتخاذ روشی اشتباه، نیت‌های‌شان به گمراهی می‌انجامد.

عمل آن‌ها درمانی برای بیماری نیست بلکه بخشی از خود بیماری است. آن‌ها صرفاً این بیماری را تداوم می‌بخشند. برای مثال، سعی می‌کنند مشکلِ فقر را با زنده نگه داشتن فقرا حل کنند، یا در مواردی با راه‌اندازیِ مدرسه‌ای بسیار پیشرفته برای سرگرم کردن فقرا. اما هیچ‌یک از این‌ها راه‌حل نیستند، بلکه مشکل را تشدید نیز می‌کنند.

هدف‌گذاریِ درست این است که سعی کنیم جامعه را بر مبنایی بازسازی کنیم که ایجاد فقر در آن ناممکن باشد. هدفی که این "فضیلت‌های نوع‌دوستانه" به‌واقع مانع از تحقق آن می‌شوند.
بدترین برده‌داران کسانی بوده‌اند که با برده‌گان خود مهربان بودند و به این ترتیب مانع از آن می‌شدند که برده‌گانی که از این سیستم در عذاب بودند به بطن آن پی ببرند و درباره این سیستم تفکر کنند و آن را بشناسند.

باید بگویم، نیکوکاری موجب کسر شأن است، اخلاق را نابود می‌کند. غیراخلاقی است چرا که از مالکیت خصوصی برای کاهش مضراتِ هولناکی که از خودِ نهاد مالکیت خصوصی نشأت می‌گیرد، استفاده می‌شود.

روح انسان معاصر در سوسیالیسم
#اسكار_وايلد

@NazariyehAdabi


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
همنوازی در ماهور


▪️تار: جلیل شهناز- تنبک: امیرناصر افتتاح

@NazariyehAdabi


فلسفه‌ی دانشگاهی اکنون در معرضِ بی‌حرمتی و بی‌اعتمادیِ سراسری و همگانی است. این مسأله تا حدی از رهگذرِ این واقعیت است که ساده‌لوحانی اکنون در مقامِ اداره‌ی کلاس‌هایِ درس‌اند؛ اگر شوپنهاور موظف می‌بود رساله‌ی خود را راجع به فلسفه‌ی دانشگاهیِ امروز بنویسد، دیگر محتاجِ تازیانه نبود، بلکه می‌توانست حتا با نیِ سبُکی هم این بنیاد را از هم بپاشد. فیلسوفانِ دانشگاهی، وارثانِ شبهِ متفکرانی‌اند که شوپنهاور چنین بر سرِ آنان کوفت: ظاهرِ آنان به کفایت کودکانه است، و ما را به یادِ این اندیشه‌ی هندی می‌اندازد که:

«انسان‌ها به کیفرِ اعمالی که در زندگیِ گذشته‌ی خود انجام داده‌اند، در زندگیِ حاضر، احمق، لال، کر یا ناقص و از ریخت افتاده متولد می‌شوند.»

پدرانِ‌شان به خاطرِ اعمال‌ِشان، شایسته‌ی چنین وارثانی، از آن دست که مَثَلِ هندی می‌گوید، بوده‌اند. از این جهت در این مسأله اختلافی وجود ندارد که جوانانِ دانشگاهی به زودی قادر خواهند بود بدونِ تدریسِ فلسفه در دانشگاه‌هایِ‌شان، سر کنند، همچنان که اکنون دانشگاه نرفتگان نیز می‌توانند بدونِ فلسفه خواندن، روزگار بگذرانند. هر کسی بجاست یادی از ایامِ دانشجوییِ خود بکند، مثلاً در دورانِ من، فیلسوفانِ دانشگاهی کسانی بودند که نسبت به ایشان کاملاً بی‌اعتنا بودم و آنان را مردمی می‌دانستم که با وَر رفتن، چپ و راست کردن و استفاده کردن از نتایجِ علومِ دیگر، برایِ خودشان ملغمه‌ای درست کرده بودند و ساعاتِ بیکاریِ خود را با خواندنِ روزنامه و رفتن به کنسرت‌ها پر می‌کردند. از این ها گذشته، آنان محترمانه از سویِ همکارانِ دانشگاهیِ خود تحقیر می‌شدند. گفته می‌شد اینان دانشِ کمی دارند و هیچ وقت در استفاده از تعبیراتِ مهجوری که در پوششِ آن بی‌سوادیِ خود را پنهان می‌کنند، در نمی‌مانند. بنابراین اینان ترجیح می‌دادند در مکان‌هایِ تاریک زندگی کنند، آنجا که روشن‌بینان تحملِ ماندن در آن را دیر زمانی ندارند. یکی از هم اینان بر ضدِ علومِ طبیعی چنین دادِ سخن در داد: هیچ یک از طبیعيون نمی‌تواند به طورِ کامل ساده‌ترین فرایندهای «شدن» را برای من توضیح دهد، پس اینان چه ارتباطی با من دارند؟ دیگری درباره‌ی تاریخ گفت: کسی که دارایِ عقایدی است، هیچ چیزِ تازه‌ای برای گفتن ندارد؛ خلاصه اینکه اینان همیشه دلایلی به دست می‌دهند که هیچ ندانستن، از چیزی آموختن، فلسفی‌تر است. اگر اینان به آموختن پرداخته‌اند، انگیزه‌ی پنهانیِ آنان از این کار این بود که از علم و دانش بگریزند و گوشه‌ی تاریکی در مغاکی این جا و آن جا برایِ خود بیابند. بنابراین از علوم جلوتر بودند، تنها بدین معنا که گوزن از شکارچی و تعقیب‌کننده‌اش، جلوتر می‌رود.

▪️تأملات نابهنگام، فریدریش نیچه- ص ۳۰۶

#نیچه

@NazariyehAdabi


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
▪️مجموعه‌ای از معروف‌ترین آثار ادگار دگا؛ نقاش معروف فرانسوی

#ادگار_دگا

@NazariyehAdabi


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
اجرای صحنه‌ای از نمایش «قرمز»- نویسنده: جان لوگان


▪️بازیگران: آلفرد مولینا و آلفرد ایناخ

▫️این نمایش نگاهی به زندگی «مارک روتکو» نقاش اکسپرسیونیست انتزاعی آمریکایی و لتونیایی تبار دارد.

▫️زیرنویس‌ پارسی


@NazariyehAdabi


ناگهان شنید که حتی برای تشکر از برادر بزرگ به دلیل افزایش سهمیه شکلات به بیست گرم در هفته، تظاهراتی صورت گرفته است.
او با خود اندیشید همین دیروز بود که اعلام کردند سهمیه به بیست گرم در هفته کاهش می یابد. آیا ممکن بود تنها در عرض بیست و چهار ساعت موضوع را فراموش کرده باشند؟
بله، آنها به روی خود نیاوردند. پارسونز خیلی راحت مثل یک حیوان کودن پذیرفت. موجود نابینای پشت میز آنطرفی هم با هیجان و تعصب آن را پذیرفته بود و با تمایلی کینه توزانه آماده بود، هر کسی را که ادعا کند هفته قبل سهمیه سی گرم بوده است، تعقیب افشا و سر به نیست کند.
سایم هم موضوع را پذیرفت، البته با روش پیچیده خودش که استفاده از دوگانه باوری جزو آن بود. پس فقط وینستون بود که حافظه داشت؟

از کتاب «1984»
#جورج_اورول


@NazariyehAdabi


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
انیمیشن «زیر مُچاله‌ها»
Under the Fold


▪️کارگردان: Bo Juhl Nielsen

▫️محصول: 2013 میلادی


@NazariyehAdabi


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
‌بیشتر نمایشنامه‌های اوژن یونسکو، که یکی از شناخته‌شده‌ترین نمایشنامه‌نویسان تئاتر ابزورد و آوانگارد است، دربارۀ بی‌معنایی جهان هستند، اما در نمایشنامه «شاه می‌میرد» سراغ مضمون مرگ و مواجه با آن می‌رود. او خود در مصاحبه‌ای یادآور می‌شود که نمایشنامه را در زمان بیماری نوشته است و آن را درسی دربارۀ مرگ می‌داند: «به خودم گفت آدمی می‌تواند یاد بگیرد بمیرد، من می‌توانم یاد بگیرم بمیرم و ما می‌توانیم به آدم‌ها در مردن کمک کنیم. این برای من مهم‌ترین کاری است که می‌توانیم انجام دهیم؛ نظر به اینکه همه ما موجواداتی فانی هستیم که از مرگ هراسانیم. این نمایشنامه تکاپویی برای تلمذ در محضر مرگ است.»

▪️بخشی از اجرای «شاه می‌میرد» با بازی جفری راش و سوزان سارندون، برادوی، ۲۰۰۹

▫️شاه می‌میرد، اوژن یونسکو- مترجم: سحر داوری- نشر بیدگل


@NazariyehAdabi


گام تعیین کنندهٔ بعدی در راه تدارک نعش‌های زنده، کشتن شخصیت اخلاقی در انسان است.
این کار، بیشتر از طریق امکان‌ناپذیر ساختن شهادت انجام می‌گیرد، که در تاریخ سابقه ندارد: « چقدر از مردم در اینجا هنوز باور دارند که اعتراض آن‌ها دست‌کم می‌تواند یک اهمیت تاریخی داشته باشد؟ ایجاد شک در این باره، شاهکار راستین و دست‌آورد بزرگ اس اس است. آنها هرگونه همبستگی بشری را تباه کرده‌اند. در اینجا پردهٔ شب حتی بر آینده نیز کشیده شده‌است. زمانی که هیچ شاهدی باقی نماند، شهادتی نیز در کار نخواهد بود.
تظاهرات کردن در زمانی که دیگر نتوان مرگ را تعویق انداخت، کوششی است در جهت معنا بخشیدن به مرگ، یعنی انجام دادن عملی که حتی مرگ هم نتواند از آن جلوگیری کند. یک ژست موفقیت‌آمیز، باید معنایی اجتماعی در برداشته باشد. حال آنکه در این جا صدها هزار نفر از ما در انزوای مطلق زندگی می‌کنیم، به همین دلیل است که ما در برابر هرچه که پیش آید تسلیم هستیم.»

توتالیتاریسم
#هانا_آرنت


@NazariyehAdabi


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
ده‌واقعیت عجیب درباره‌ی فرید اکالو!


▪️ترجمه و زیرنویس: بنفشه فریس‌آبادی

▫️بازنشر از صفحه‌ی مترجم

#فریدا_کالو


@NazariyehAdabi


ادبیات، عشق و تمنا و رابطه‌ى جنسی را عرصه‌ای برای آفرينش هنری کرده است.
در غیاب ادبیات، اروتیسم وجود نمیداشت. عشق و لذت و سرخوشی بی‌مایه میشد و از ظرافت و ژرفا و از آن گرمی و شوری که حاصل خيال‌پردازی ادبی است بی‌بهره می ماند.
به راستی گزافه نیست اگر بگوییم آن زوجی که آثار گارسیلاسو، پترارک، گونگورا یا بودلر را خوانده اند، درقیاس با آدمهای بی‌سوادی که سریالهای بی مایهٔ تلویزیونی آنان را بدل به موجوداتی ابله کرده، قدر لذت را بیشتر میدانند و بیشتر لذت می‌برند.
در دنیایی بی‌سواد و بی بهره از ادبیات، عشق و تمنا چیزی متفاوت با آنچه مایه‌ی ارضای حیوانات میشود نخواهد بود و هرگز نمیتواند از حد ارضای غرایز بدوی فراتر برود.

چرا ادبیات
#ماریو_بارگاس_یوسا
مترجم: عبدالله کوثری


@NazariyehAdabi


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
انیمیشن کوتاه «روز بادی»
Windy Day


▪️اثری از «جآن هآبلی»

▫️نامزد اسکار بهترین انیمیشن کوتاه سال 1968

@NazariyehAdabi

20 ta oxirgi post ko‘rsatilgan.