Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
دارم باز هم کتاب ایوب را با ترجمهی قاسم هاشمینژاد میخوانم.
رسیدم به آنجا که ایوب فریاد میزند:
«جانم تباه شده، نورهای من به خاموشی گراییده، حالا گورها مهیّای مناند.»
و بعد نالهها را ادامه میدهد تا آخرش که:
«کنون امید کجاست؟ امید مرا کسی دیده است؟»
@of_stone
رسیدم به آنجا که ایوب فریاد میزند:
«جانم تباه شده، نورهای من به خاموشی گراییده، حالا گورها مهیّای مناند.»
و بعد نالهها را ادامه میدهد تا آخرش که:
«کنون امید کجاست؟ امید مرا کسی دیده است؟»
@of_stone