سکوت 🤫 dan repost
Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
دعوا
خواب دیدم یک نفر پر ادعا را میزدم
یک نفر دعوا گر پر ماجرا را می زدم
فحش می داد و بلانسبت کمی هم گاو بود
بنده این گوساله ی آدم نما را می زدم
لات بود و لا ابالی مردک هیز پلشت
مردک ِ بی بته ی بی محتوا را میزدم
گیر میداد این چنین پاپیچ خلق الله بود
این مزاحم، مردک ِ یک لاقبا را میزدم
بوق بوقم در فلان بوق فلانش بوق بوق
بی ادب بودم اگر این حرف ها را می زدم
چشم ها را بسته بودم مشت ول می کردم و
گاه گاهی بی خودی حتی هوا را میزدم
چشم وا کردم کنارم با جناغم خواب بود
داشتم تا صبح من این بی نوا را میزدم
شعر از: #رضا_ایزدی
۱۴٠۳/۱۱/۲۸
https://t.me/joinchat/AAAAAETLQ5RvByuul_0GsQ
خواب دیدم یک نفر پر ادعا را میزدم
یک نفر دعوا گر پر ماجرا را می زدم
فحش می داد و بلانسبت کمی هم گاو بود
بنده این گوساله ی آدم نما را می زدم
لات بود و لا ابالی مردک هیز پلشت
مردک ِ بی بته ی بی محتوا را میزدم
گیر میداد این چنین پاپیچ خلق الله بود
این مزاحم، مردک ِ یک لاقبا را میزدم
بوق بوقم در فلان بوق فلانش بوق بوق
بی ادب بودم اگر این حرف ها را می زدم
چشم ها را بسته بودم مشت ول می کردم و
گاه گاهی بی خودی حتی هوا را میزدم
چشم وا کردم کنارم با جناغم خواب بود
داشتم تا صبح من این بی نوا را میزدم
شعر از: #رضا_ایزدی
۱۴٠۳/۱۱/۲۸
https://t.me/joinchat/AAAAAETLQ5RvByuul_0GsQ