#پیام_ناشناس
سلام روز همگیبخیر
۲۵ سالمه
همسرم قبلا ازدواج کرده و جدا شده
همسرم ۳۰ (همسرم بامادرش زندگیمیکنه) پدرمادرش ازهمجداشدن
سال ۹۹ عقد گردیم و همچنان بخاطر شرایط همسرم توی عقدیم
منو همسرم اصلارابطه جنسی نداریم
چون اعتیاد به خود ارضایی داره و منبراش اصلا جذاب نیستم
و سریه سری اتفاقات باهمقهر گردم برمیگرده ب خیانت کردنش و نادیده گرفتن من
دخالت مادرش توی زندگیمون
اینوهم بگم که مادرش حسود تشریف داره اینو من به شخصه نمیگم حرف کلا فامیلشونه که مث مادر خدابیامرزش از خوب بودن عروسو پسرناراحت میشه
و واقعا ب چشم دیدم توی زندگیخودم
و
اینکه تمامتوجه همسرم به مادرشه تا من
نمیدونم چجوری بیانکنمخصلت مردهایه بچه ننه رو
۳
۴ماهی هست قهرکردیم
گاهی درحد تماس
یا پیام اونم درمورد مسایل خاصی
در رابطه با خودمون نبود
و رابطه موهم با مادرش قط کردم
که کمتر اعصابم خورد بشه
من تصمیمگرفتماز گوشه نشینی دربیام برمباشگاه، دانشگاه تا حس مفید بودن برای خودم بکنم
تا اقا فهمیدمیخامبرمدانشگاه
گاردرفتو حق نداری بری
حالیت میکنم
اخرش که چی اخرش میخواد بیایی پیش خودم اونجا تلافی میکنمو فلان
این گذشت تا ی روز اومد ماشین پدرمو قرض بگیره بره اسباب خریده بیاره
اومدتوخونه منو ببینه من نخواستم ببینمش
چون دیدنش حالمو بدمیکرد ذهنمو بهممیریخت خیانت هاش بی وفایی هاش کتک هاش می اومدجلو چشمم
گفتم برو نمیحام ببینمت
گفتم گفت به قبر منم نیمخام ببینمت بدشکل
این گذشت
تعجب کرد مادمی که پول نداشت (مادر پدرشم کمک نمیکنن یه جورایی این میگه پدرت ، پدرشم میگه مادرت)
چجور اسباب خریده فرش خریده
درحالی که ماباهمقهریم هموندیدیم از همهجا بلاکیم چرا رفته دنبال اسباب وقتی ته زندگیمون معلومنیس
تا دیشب کهپدرمگفت زنگمیزنم شب یلدا بیاد اینجا
من گفتماینکارو نکنید من کوچیک میشم
گوش نکردن کهدعوایه شما بین خودتونه حل میکنید
خلاصه زنگ زدن
اومد و شام خورد رفت
بدون اینکه بخوادبامن حرف بزنه
منو ببینه یا اصلا دلش تنگ شده باشه
منم وقتی اومد خونه نرفتم ببینمش
فقط موقع شام رقتم تو اتاق نشستم بدون هیچ حرفی شام خوردم برگشتم اومدم بیرون
خیلیی حالم خرابه
فقط اومد یه لقمه نون بخوره بره
نمیدونم با زندگیم چیکاکنم
من این چندماه ک ندیده بودمش حالم خوب شده بود
تازه داشتم خودمو میساختم از غمو افسردگیدربیام ولی دوباره همچی شروع شد و روح و روانم بهم ریخته
من عاشقش بودم
اما بعد ۵ سال دیگه نمیخام ببینمش
فقط دنبال هر سوراخی میگردم که منو به ارامش وصل کنه
میگین طلاق بگیر
اما وقتی تو روستا زندگی میکنی
نمیشه
@ArHamsaraane