تجربه های خوب_همسران موفق


Kanal geosi va tili: Eron, Forscha
Toifa: ko‘rsatilmagan


سلب مسئولیت»نظرات مطرح شده به هیچ عنوان به کریتور و ادمین مربوط نیست.
تجربه ونظرات اعضا بدون ذكر نام
بهترين راه برای شناخت و درك همسران از خواسته های همدیگر
گرفتن پیام:
https://t.me/HarfBeManBOT?start=NjY3NzYzMjE

Связанные каналы  |  Похожие каналы

Kanal geosi va tili
Eron, Forscha
Toifa
ko‘rsatilmagan
Statistika
Postlar filtri


سلام وقت بخیر، من چند وقت پیشم تو گروه پیام گذاشتم که 26 سالم و همسرم35، که دکتر به همسرم گفت نازایی داری و اسپرم حرکتش کم، من بعد 4 ماه باردار شدم و الان لکه بینی دارم و یک لخته قهوه ای دیدم، برای شماهم پیش اومده دکتر بگه تهدید به سقط ولی با استراحت مونده باشه جنین، یک ماه و نیممه

، اگر سقط خواست بشه چیکار کنم


#پیام_ناشناس
سلام
من این متن می نویسم از خودم بدم میاد و روم نمیشه
من چند وقت پیش با یکی از خانم گروه پی وی چت کردیم آشنا شدیم بعد رفتیم حضوری همو دیدم چند جلسه
من ۲۷ سالمه از کرمانشاه و اون خانم خیلی اتفاقی همشهری من در اومد همین ک جلسه اول همو ملاقات کردیم ایشون از گپ رفتن
خانم هم ۲۸ بودن بعد چند وقت ما رابطه جنسی مون شروع شد
نزدیک ۷ ماه باهام رابطه داشتیم یعنی جوری شده بود که قرار هامون همش تو خونه بود دیگه
تا اینکه یه هفته پیش بهم گفت متاهله و بچه داره و ۲۸ نبود ۳۸ بود من دارم دیونه میشم ک با یه زن متاهل رابطه جنسی داشتم اونم خیلی زیاد
الان یه هفتس ذهنم مشغوله از خودم بدم میاد احساس می کنم تقصیر من بوده
واقعا نمی دونم چه کار کنم خجالت هم میکشم با کسی در میون بزارم دیدم اینجا مشخص نمیکنه پیام کیه مشکلم گفتم
الانم مدام زنگ میزنه میگه تر خدا بیا چیزی نمی شه که میگه فقط بیا منو ارضا کن هفته ای یه بار
ک گرفتم از همه جا بلاکش کردم
با خط های دیگه زنگ میزنه
پیام میده اون روز با ماشین اومده بود محل کارم

من متنفرم از این نجس بازیا چه طوری خودمو آروم کنم
من گوه بخورم سمت زن شوهر دار برم ولی این بهم نگفته بود گفته بود جدا شده 😔حس میکنم گناه کردم ک مطمنم کردم اونم با زن متاهل
....😔
@ArHamsaraane

1.5k 0 12 202 60

#پیام_ناشناس

سلام وقت بخیر
من یه دختر ۲۲ ساله هستم
با یه اقایی در مراحل اشنایی ازدواج هستیم
ایشونم ۶ سال از من بزرگ تر هستن
مشکل من اینه که اون زیادی احساسیه و خیلی بروز میده، اما من نه...نه زیاد میتونم ابراز احساسات کنم و نه زیاد میتونم پذیرای احساسات اون باشم...بنظرم حوصله سربر میشه مدام بخواد تکرار کنه
مشکل اصلی من راجب مسائل جنسیه، تو اون مورد خیلی احساسیه در حدی ک واسه اندام های خصوصی من اسم انتخاب میکنه و من واقعااا خوشم نمیاد
یا مثلا از این لباس زیرهای فانتزی مردونه میفرسه میگه از اینا بپوشم واست، خب اخه زشته اون چیه
چجوری میتونم بهش بگم که من خوشم از این کارا نمیاد و یکم مردونه تر رفتار کنه؟؟
اصلا چیز غیر طبیعی هستش یا همه اقایون اینطورن؟؟

@ArHamsaraane

1.4k 0 13 18 33

#پیام_ناشناس
سلام روز همگی‌بخیر
۲۵ سالمه
همسرم قبلا ازدواج کرده و جدا شده

همسرم ۳۰ (همسرم با‌مادرش زندگی‌میکنه) پدرمادرش ازهم‌جداشدن
سال ۹۹ عقد گردیم و همچنان بخاطر شرایط همسرم توی عقدیم

منو همسرم اصلا‌رابطه جنسی نداریم
چون اعتیاد به خود ارضایی داره و من‌براش اصلا جذاب نیستم

و سر‌یه سری اتفاقات باهم‌قهر گردم برمیگرده ب خیانت کردنش و نادیده گرفتن من
دخالت مادرش توی زندگیمون
اینوهم بگم که مادرش حسود تشریف داره اینو من به شخصه نمیگم حرف کلا فامیلشونه که مث مادر خدابیامرزش از خوب بودن عروسو پسر‌ناراحت میشه
و واقعا ب چشم دیدم توی زندگی‌خودم
و
اینکه تمام‌توجه همسرم به مادرشه تا من
نمیدونم چجوری بیان‌کنم‌خصلت مردهایه بچه ننه رو


۳
۴‌ماهی هست قهرکردیم
گاهی درحد تماس
یا پیام اونم درمورد مسایل خاصی
در رابطه با خودمون نبود

و رابطه موهم با مادرش قط کردم
که کمتر اعصابم خورد بشه

من تصمیم‌گرفتم‌از گوشه نشینی دربیام برم‌باشگاه، دانشگاه تا حس مفید بودن برای خودم بکنم
تا اقا فهمید‌میخام‌برم‌دانشگاه
گاردرفتو حق نداری بری
حالیت میکنم
اخرش که چی اخرش میخواد بیایی پیش خودم اونجا تلافی میکنمو فلان


این گذشت تا ی روز اومد ماشین پدرمو قرض بگیره بره اسباب خریده بیاره
اومدتوخونه منو ببینه من نخواستم ببینمش
چون دیدنش حالمو بدمیکرد ذهنمو بهم‌میریخت خیانت هاش بی وفایی هاش کتک هاش می اومد‌جلو چشمم

گفتم برو نمیحام ببینمت
گفتم گفت به قبر منم نیمخام ببینمت بدشکل

این گذشت

تعجب کرد م‌ادمی که پول نداشت (مادر پدرشم کمک نمیکنن یه جورایی این میگه پدرت ، پدرشم میگه مادرت)

چجور اسباب خریده فرش خریده
درحالی که ماباهم‌قهریم همو‌ندیدیم از همه‌جا بلاکیم چرا رفته دنبال اسباب وقتی ته زندگیمون معلوم‌نیس

تا دیشب که‌پدرم‌گفت زنگ‌میزنم شب یلدا بیاد اینجا
من گفتم‌اینکارو نکنید من کوچیک میشم
گوش نکردن که‌دعوایه شما بین خودتونه حل میکنید

خلاصه زنگ زدن
اومد و شام خورد رفت
بدون اینکه بخوادبامن حرف بزنه
منو ببینه یا اصلا دلش تنگ شده باشه
منم وقتی اومد خونه نرفتم ببینمش
فقط موقع شام رقتم تو اتاق نشستم بدون هیچ حرفی شام خوردم برگشتم اومدم بیرون


خیلیی حالم خرابه
فقط اومد یه لقمه نون بخوره بره

نمیدونم با زندگیم چیکاکنم
من این چندماه ک ندیده بودمش حالم خوب شده بود
تازه داشتم خودمو میساختم از غمو افسردگی‌دربیام ولی دوباره همچی شروع شد و روح و روانم بهم ریخته


من عاشقش بودم
اما بعد ۵ سال دیگه نمیخام ببینمش
فقط دنبال هر سوراخی میگردم که منو به ارامش وصل کنه



میگین طلاق بگیر
اما وقتی تو روستا زندگی میکنی
نمیشه
@ArHamsaraane


#هردوبدانیم


احترام شما،

در گروی رفتار شماست...



@ArHamsaraane


👩🏻‍❤️‍👨🏻همسران موفق👩🏻‍❤️‍👨🏻 dan repost
✅ #گذشت ازمستحکم‌ترین پایه‌های یک زندگی ضدزلزله است.

درشرایطی که ممکن ست پایتان به #مشاجره‌ای بی حاصل بازشود،بیهوده پایداری نکنید.

👈 ازکاه،کوه ساختن هیچ کمکی به حل مسئله نمیکند.

@Hamsaraane


پست جدید کانال اصلی (همسران موفق)
❓چگونه بر مشکلات زناشویی غلبه کنیم ؟


@Hamsaraane


💃ایده_خانم های قررری 💃 dan repost
Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
پیک می نباشید ..... همین

1.5k 0 10 43 45

💃ایده_خانم های قررری 💃 dan repost
Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
😉😏😈
@Hamsaraane


💃ایده_خانم های قررری 💃 dan repost
Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
واسه چی با مرد متاهل وارد رابطه میشین؟؟
حق پلاس
هیروشیما
@ide_Hamsaraane

2.8k 0 23 137 42

شرح در متن😵‍💫😍😬
@ide_Hamsaraane

3.3k 0 38 70 61

#پیام_ناشناس
سلام وقت بخیر
من ۲۷سالمه با همسرمم همسن هستم. تنبلی تخمدان دارم و دکتر گفته باید زود تر بچه دار بشم. تازه ازدواج کردم و فعلا شرایطش رو ندارم. میخواستم شرایط فریز کردن تخمک رو بدونم. کسی اطلاع یا تجربه ای در این زمینه داره؟
ممنونم

@ArHamsaraane


#پیام_ناشناس
سلام به همگی من خانم هستم ۲۶ ساله همسرمم۲۷ سالشونه شیش ماهه ک عروسی کردیم سه سال عقد و چهارسال هم دوست بودیم یعنی حدودا هشت ساله که باهم هستیم.
سوالم رو لطفا هم اقایون جواب بدن هم خانوم ها.
با همسرم رابطه فوق العاده خوبی رو داریم چه عاطفی و چه جنسی صرف از نظر از سختی هایی ک تو این مسیر بهم رسیدنمون داشتیم.
همسر من به روحیات و اخلاقیات دوران پریود هیچ اهمیتی نمیده و هیچ درکی نداره.هرماه نزدیک پریود که من یکم بدخلق میشم ایشون بدون توجه ب این دوران بهم بی اهمیتی میکنن و بدتر دعوا رو کش میدن.الان مدت یک هفتست بخاطر همین موضوع هیچ حرفی باهم نزدیم.درحد سلام و علیک و شام و ناهار خوردن.
من سوالم اینه ک توی یکماه من فقط سه چهار روزش ک ممکنه شرایط جسمیم این باشه و به توجه نیاز داشته باشم و ایشون این رفتاروداره من چه کاری باید بکنم?
ایا این درسته ک رابطه جنسی رو دریغ بکنم یا کمتر بکنم؟چه کاری باید انجام بدم؟

@ArHamsaraane


#پیام_ناشناس
سلام وقت همگی بخیر، یه مشکلی برام چند ماهیه پیش اومده که نه تونستم هضم کنم نه فراموش ونه ببخشم، میخوام شما خودتون رو بذارید جای من اگر در این شرایط بودید چه تصمیمی میگرفتین میموندین تو رابطه یا تموم میکردین؟؟ خانوم هستم، حدود 9 ساله ازدواج کردیم و دو فرزند داریم، طی سه سال اول زندگی رابطه عالی داشتیم همچی خوب بود زندگیمون همچیش به کام بود، بعد از دنیا اومدن بچه اول یذره درگیری هامون بیشتر شد وقت کمتری برا هم داشتیم اما بازم اوکی بود تا زمانی که متوجه خیانت همسرم شدم درحد چت بود و میگفت درد و دل میکردم، یه هفته قهر بودیم تا با عذر خواهی تموم شد، بعد از سه سال بچه دوم دنیا اومد، متوجه خیانت بعدیش شدم و بازم با حرف های مسخره توجیه کرد کارش رو حالا بعد از یه سال از اون کارش متوجه شدم یه جای زندگیم مشکل داره و مخفی کاری میکنه به بهونه های مختلف و ساعت های مختلف ما رو میپیچوند و میرفت بیرون ایراد گیر شده بود،دوبار هم ازش اتو گرفتم و فهمید بهش شک کردم و هردفعه بخشیدم گفتم دفعه اخرشه اما بازم تکرار شد، بعد یمدت فهمیدم چت میکنه اما نمیدونستم با کیه چون تو این چند سال گوشی همدیگه رو چک نمیکردیم، دیگه دل و یه دل کردم نصفه شب رفتم سر گوشیش فهمیدم با کسی بمدت حداقل یه ساله که رابطه داره باهاش همه اشتباهاتش قبول کرده اما هیچ تضمینی به من نمیده که دیگه سمت خیانت نره، هرلحظه منتظرم یه اتفاق جدید بیوفته، دیگه هیچ اعتمادی بهش ندارم شدم یه ادم شکاک و بد دل و عصبی به کوچیکترین حرف یا کارش واکنش نشون میدم، بینمون و فقط این دوتا بچه طفل معصوم بهم وصل کرده، نمیدونم آینده بچه هام چی میشه، دوست ندارم طلاق بگیرم اما از این بیشتر متنفرم که ده سال دیگه بچم بیاد بهم بگه بابا با کسی رابطه داره و تو یه ادم ترسویی که تا حالا پاش موندی، حالا میخوام بدونم شمای خانوم میتونستی این رابطه رو تحمل کنی و آیا شمای آقا وقتی به کسی تعهد دادی چرا هم خیانت میکنی و هم میگی دوست دارم و نمیخوام زندگیم رو تموم کنم دقیقا فازتون چیه ؟؟؟؟
@ArHamsaraane

4.2k 0 13 113 50

#پیام_ناشناس
سلام به همه دوستان،شاد باشید
دوستان یه سوالی داشتم اگه برای ازدواج و اشنایی با ادمی اشنا بشیم که فرد خوبی هست اما شبیه ما نیست باید چیکار کنیم؟

من خودم یه دختر ۲۴ساله برونگرام،به شدت اهل سفرم و طبیعت گردی و....(سفر رفتن یکی از مهمترین هدفای زندگیمه)،اهل توسعه فردی و پیشرفت و حتی جاه طلب
حالا با پسری (۲۶ساله)دارم اشنا میشم که ادم درونگراییه،اهل ریسک نیست و دنبال زندگی کارمندی(خانواده پولداری نداره و میگه قرار نیست خونه دار بشیم)،تفریح خاصی ام نداره با خونواده و دوستاشه
تو این زمینه ها ما باهم فرق داریم،اما خوبیای خودشم داره،متعهده حامیه خونواده دوسته و ازدواجی!

حالا من موندم وسط دوراهی،باید این ادمو ول کنم یا نه؟من همیشه توی رویاهام خودمو با پارتنر حین سفر و طبیعت گردی میدیدم،نمیدونم باید بخاطر ویژگی های خوبی که این ادم داره چشممو رو تفاوتامون ببندم یا ن؟

@ArHamsaraane

4.1k 0 11 94 38

#پیام_ناشناس
سلام من وهمسرم ۳۲ سالمونه،۶ساله ازدواج کردیم و یه پسر۱ونیم ساله داریم
ازشهردیگه عروس امدم بجز فرهنگ متفاوت تو اخلاق هم خانواده همسرم خیلی خوب نیستن،چ پدرومادر چه بچه ها باهم
همسرمن مواد خوراکی رو برای خونه ب سختی میخره زورش میاد خسیس نیس مهمون بیاد کم‌نمیزاره اما برا خومون خیلی
من اصلا ادم ولخرجی نیستم ک بگم هزینه های اضافی دارم و نمیرسونه بخره، پس انداز میکنه برا مسکن،حدود۲هفته بودلیست خرید میدادم،میگفت سرماه میخرم الان ندارم،خب بعضی چیزا صبر کردنی نیس‌من بچه یکساله دارم،سیب زمینی پیاز چیزی نیس ک دو هفته براش صبر کنم،وقتی میبینم ارز فروخته میدونم ک میتونه همون پول رو خرج خونه بکنه اما نمیکنه دلخور میشم،دوروز پیش از سرکار امد خونه منم ناراحت بودم و خسته گفتم اگه میشه یکم تنهام بزار حالم خوب نیس میترسم حرفمون بشه برو یکم تنهاباشم، برخورد بهش ک چرا تو چته روانی و.. منم ناراحت شدم گفتم خسته شدم ملت خواسته هاشون چیه از شوهراشون من خواسته ام چیه،بابت این حرف من هرچی از دهنش در اومد بارم کرد انقدری ک مرده و زنده من رو فحش های خیلی بدی داد دست بزن نداره اما چند بار هلم داد گفت باید از خونم بری بیرون زنگ بزن بابات بیاد دنبالت،بهم گفت انگار با ده تا مرد رابطه داشتی از چشمم افتادی، هیچی نگفتم میدونستم عصبانیه بدتر میشه
خودش زنگ زد مادرش بیاد پسرمو ببره ک مثلا تکلیف منو مشخص کنه،امدن خونمون متوجه شدن ک حرفمون شده،پرسیدن شوهرمم گفت آبا و اجداش رو فحش دادم بایدم‌گریه کنه،حق دادن ولی تهش گفتن مرده دیگه، یه چیزی گفته ب دل نگیر!!!گفتم دختر خودتون بود اینطوری میگفتین؟ من اینجا چون بی کسم، اینطوری میکنید..من توهمه دعواهایی ک با همسرم داشتم هیچکدوم رو ب خانوادم یا خانواده اش نگفتم ک اختلاف بیشتر نشه،ابروش نره خودمون حل کنیم اما هربار مث همیشه فرداش ب پام افتاده معذرت خواهی کرده اما نمیتونم فراموش کنم خیلی شکستم بخاطر تک تک حرفهاش..
نمیدونم باید چیکار کنم اینکه هربار هرچیزی دوست داشت بگه و بعد با یه ببخشید ازش بگذره و بدتر از همه انتظار داشته باشه منم دیگه ناراحت نباشم یا چیزی نگم.. یا وقتی ابراز علاقه کرد باور کنم اطمینانم داشته باشم بهش،همسرمن از ایناس ک پای طلاق بررسه ادمو زجر میده و طلاق نمیده و ابرو نمیزاره نه اینکه کاری کرده باشم ها نه.. اما این خانواده بخوان دعوا کنن عصبانی بشن فقط ابرو ریزی میکنن ک طرف مقابل مقصر شناخته بشه چیزایی دیدم ازشون ک حتی تو تصوراتمم نبوده.. نمیدونم چیکار کنم اگه میشه راهنماییم کنید
اینم بگم ک فک میکنه دیونه ها میرن پیش مشاور🤦منم دیونه میدونه.. دیگه نمیگه دیونم کرده ب اینجا رسیدم افسرده شدم
@ArHamsaraane


#پیام_ناشناس
سلام و عرض ادب به تمامی اعضای محترم و ادمین عزیز
من ۲۲ سالمه و شوهرمم ۳۴ سالشه
۱۷سالم بود که باهاش از طریق تلگرام آشنا شدم و ایشون خیلی ازم خوششون اومد و تمامی تلاششونو برای بدست آوردنم کردن و منم کم کم عاشقشون شدم و ازدواج کردیم
من از دوران نامزدی رفتم پیش شوهرم و باهم کار کردیم و هیچ دستمزد و حتی پول تو جیبی از شوهرم نگرفتم که زندگیمونو باهم بسازیم
که تا الان کار می‌کردم و هیچ پولی از شوهرم نمیگرفتم خودش هرازگاهی برام یه پولی میداد و منم که چون نیاز نداشتم خرج نمیکردم خیلی باهاش سوختم و ساختم
من یه مشکلی دارم که نمیتونم دست از مشکلات گذشتمون بردارم از اونجایی که صبح تا شب سرکار باهمیم خب بحثمونم خیلی زیاده و بیشتر بحثامون بخاطر گذشتس و من میگم چرا فلان جا فلان کارو کردی منو ناراحت کردی و عذرخواهی نکردی شوهرمم زود قاطی میکنه و دعوامون میشه
من مشکلم با شوهرم اینه که منو اصلاااا درک نمیکنه تا میام یه دردودلی کنم باهاش زود میگه باز غرزدنات شروع شد عصبی میشه کنترلشو از دست میده هر چی دم دستشه پرت میکنه سمتم و این بار سومشه که کتکم میزنه(با اینکه چند باری بهش گفتم من از کتک زدن یا فحاشی متنفرم) و بعدشم اصلاا تقصیراتشو گردن نمیگیره به منم میگه همش تو مقصری
آخرین دعوایی که باهم کردیم برای اولین بار گفت میخوام طلاقت بدم راحت شی هر دفعه من از طلاق حرف میزدم ولی ایندفعه شوهرم گفت و خیلی هم جدی رفتیم دفتر طلاق که بسته بود اومدیم خونه من شبش خیلییی گریه کردم(یه مشکل اساسی هم که دارم سریع گریم میگیره و نمیتونم گریمو کنترل کنم) و شوهرمم توجه چندانی به گریه‌هام نکرد
صبح شوهرم بیدارم کرد پاشو بریم دادگاه برای مراحل طلاق منم گفتم من طلاق نمیگیرم حق و حقوقامو بده بعد شوهرمم گفت حق حقوقاتو میدم توافقی جداشیم حوصله مشاوره و اینارو ندارم منم گفتم برو خودت کاراشو بکن از اون روز هم نه اون باهام حرف زده و نه من با اون
هیچی دیگه تموم قهرامون من پا پیش گذاشتم( چه مقصر باشم چه نه )
خیلی ازش خواستم درکم کنه قدرمو بدونه که چقدر خوبم باهاش که زود قاطی کرده بازم دعوامون شده
دیگه دارم کم کم به این نتیجه میرسم که دیگه دوسم نداره منم نمیخوام پا پیش بذارم برای آشتیمون نمیدونمم این قهر تا کجا ادامه داره آرزو به دل موندم یه بار اون پاپیش بذاره برای آشتیمون
از آیندمونم خیلی میترسم الان بچه ندارم جدا شدنم خیلی راحتتره درسته خونه پدریمم بهتر از اینجا برام نمیشه ولی نمیخوام آینده یه بچه رو هم بیچاره کنم
لطفا نگید کار نکن باهاش چون نمیتونم هم خودم عادت کردم هم دلم نمیاد میخوام کنار هم رشد و پیشرفت کنیم
ممنون میشم راهنماییم کنید که الان بهترین تصمیم چیه 🌹🥰
ادمین عزیزم خیلییی نیاز دارم سریع جواب بگیرم خواهش میکنم هر چه سریع تر پیام منو بذارید کانالتون ممنونم از لطفتون❤️🙏🏻

@ArHamsaraane

4.6k 0 10 87 40

#پیام_ناشناس
سلام خدمت همه دوستان
پارسال تو همچین روزایی متوجه شدیم شوهرم واریکوسل داره و عمل شد.شبو روزم غصه بود ازین ک تهش چی میشع.اگه وضعیت شوهرم بهتر نشه باید چیکار کنیم و چ تصمیمی واسه بچه دار شدن بگیریم.ی دکتر هم بهم گفت اگه بهتر نشد باید ای وی اف کنید
و ازونجایی ک تو خانوادمون شاهد چند بار ای وی اف و مراحل انجامش و تهش نتیجه منفیش بودم ب شدت بابت این موضوع غصه میخورم
تو این کانال تو کامنت های یکی از پست ها با ی آقایی هم صحبت شدم ک مشکل مشابه داشتن و خداروشکر تونستن بچه دار بشن.اون آقا خیلی بهم حرفای خوبی زدن و گفتن ک نگران نباشم و تا سال دیگه اونموقع حتمن بچه دار میشم
خواستم بگم حالا دخترم ۴ ماهشه و من روزی صدبار خدارو برای داشتنش شکر میکنم و هربار یاد حرفای اون آقا میفتم ک میگفت تو فقط قسمت خدارو میبینی و از حکمتش بی‌خبری.
این جمله اش رو واقعا با تمام وجودم درک کردم.و امیدوارم هرجا ک هستن تنشون سلامت باشه

@ArHamsaraane

4.5k 0 6 22 110

#پیام_ناشناس
من تازه نامزدی کردم و ارتباط خوب و صمیمانه ای با همسرم و خانوادشون دارم ، ایشونم همینطور.

البته رابطه جنسی تا حالا نداشتیم با همدیگه.
اما خب طبیعتا درباره اش صحبت کردیم با هم و طی مدت آشنایی که داشتیم و با مشاوره هایی که رفتیم همه خواسته های همسرم عادی بود و هیچ چیز عجیب و اضافه ای نمیخواستن.

اما دوست دارن وقتی ارضا میشن 💦 رو روی بدن (سینه ، صورت و دهان) بریزن...

مخصوصا مورد آخری براش خیلی جدی و مهمه و در واقع میل اصلیشه.

میگن که یه احساس قدرت بهم میده این کار
مخصوصا چشیدنش ، براشون جذابیت بالایی داره

میشه توی کانال درباره اش حرف بزنین و نظر سنجی بذارید که آیا برای دیگران هم شده پیش بیاد و همسرشون چنین خواسته ای شده داشته باشه و امتحان کرده باشن؟

@ArHamsaraane

4k 0 15 34 66

#پیام_ناشناس
(خواهش میکنم پیام منو بزارید چندبار پیام دادم و خیلی بد گیر کردم توی دوراهی)
سلام همگی امیدوارم حالتون خوب باشه
من خانمم 28 ساله. حدود سه سال با پسری تو رابطه بودم که یک سال ازم بزرگتره، مهربونه و خیلی دوستم داره دیدم خیلی جاها پشتم بوده و منو به خونوادش معرفی کرده منم دوسش دارم البته.
ولی وقتی باهاش وارد رابطه شدم اصلا حال خوبی نداشتم و به شدت افسرده بودم بخاطر اتفاقای دردناکی که برام افتاده بود و اصلا اونموقع توان ذهنی برای اینکه به آینده یا ازدواج فکرکنم رو نداشتم.
حالم بقدری بد بود که داروی ضد افسردگی مصرف می کردم و تحت نظر روانشناس بودم. همون دو سه روز اول رابطه هم بخاطر شرایط روحیم بهش گفتم که نمیخوام ادامه بدم ولی قبول نکرد. من حتی نمیتونستم خواسته های واقعیمو بهش بگم البته نه به اون که به هیچ کس. برای همین بر خلاف میلم باهم رابطه ی کامل داشتیم و من هربار رضایت نداشتن خودمو ابراز می کردم ولی اون با حرفاش قانعم میکرد شاید هم نمی کرد و من فقط توان ایستادن دربرابر چیزی که نمیخوامو نداشتم. البته دوست ندارم تصویر قربانی از خودم نشون بدم توی این قضیه، اون اصلا هیولا یا سو استفاده گر نبود، من توان بروز احساس واقعیمو نداشتم.
به هرحال چه این قضیه چه موارد دیگه که کمتر حاد بودن بین ما اتفاق افتاد و بارها خط قرمزای من شکسته شد و باعث شد اون اعتمادی که باید بهش داشته باشم به عنوان مرد زندگیم از بین بره. علاوه بر این وقتی یکم بهتر شدم دیدم هیچ تصمیمی برای ازدواج نداره و البته شرایطشو هم نداره، نه سربازی نه کار درست نه خونه و نه حتی پشتوانه ی خونوادگی. همین شد که دیگه نکشیدم و جدا شدم. بعدش اون خیلی سراغمو میگیره و میگه میخواد بیاد خواستگاری حتی مامانش با مامانم حرف زد ولی من خیلی دودلم.
من الان تقریبا 7 سالی هست که مجبورم خرج خانواده ی خودمو بدم و جای مرد خونواده باشم. بابام خیلی وقت پیش ما رو ول کرد و منمو دوتا خواهر کوچیک تر و مادرم، یعنی اصلا توان مالی هندل کردن زندگی رو ندارم که بگم اشکالی نداره که خونه نداره یا بی پوله و خودم حلش میکنم. من اون موقع نمیفهمیدم ولی الان فکر میکنم باید جوری ازدواج کنم که اگه قرار نیست دیگه کمک خونواده باشم براشون بار نشم تازه.
میدونم بهم ریخته نوشتم ولی باور کنید ذهن خودمم همینقد بهم ریختست و اصلا نمیتونم نظم بدم یا بگم دلیل اصلی دو دلیم بی پولیشه یا اون حس بی اعتمادی که نسبت بهش گرفتم قبلا و حتی منطقیه این دو دلی؟ یا زیاده خواهم؟
@ArHamsaraane

5.3k 0 6 105 56
20 ta oxirgi post ko‘rsatilgan.