چند سال زمان بُرد،
ذرهذره، تا لیندی عاشقم شد.
اولش جرئت نمیکردم باور کنم،
اما بعد از مدتی چیزی جز این
برای باور کردن وجود نداشت.
تلنگری آرام روی شانهام
وقتی داشتیم از سر میز بلند میشدیم.
یک لبخند ملیح، وقتی چیزی جز او
که در اتاق اینطرف و آنطرف میرفت
برای خندیدن وجود نداشت...
꥟ شبانهها • #کازئو_ایشیگورو
📖 @MyLibraries
☕️ #نوش_خوان
چند سال زمان بُرد،
ذرهذره، تا لیندی عاشقم شد.
اولش جرئت نمیکردم باور کنم،
اما بعد از مدتی چیزی جز این
برای باور کردن وجود نداشت.
تلنگری آرام روی شانهام
وقتی داشتیم از سر میز بلند میشدیم.
یک لبخند ملیح، وقتی چیزی جز او
که در اتاق اینطرف و آنطرف میرفت
برای خندیدن وجود نداشت...
꥟ شبانهها • #کازئو_ایشیگورو
📖 @MyLibraries
☕️ #نوش_خوان