سر وینستون لئونارد اسپنسر چرچیل در سی ام نوامبر ۱۸۷۴ به دنیا آمد او در خانوادهای اصیل به دنیا آمد که سابقه طولانی در کابینه انگلستان داشتند پدر وی راندولف نیز از سیاستمداران مشهور عصر خود بود جد وی گئورگ اسپنسر نیز دوک مارل برو بود و آنها هنگامی که چرچیل به دنیا آمد هفت نسل بود که حاکم آن ناحیه بودند او در سه دانشگاه تحصیل کرد و برای خدمت سربازی به هنگ تفنگداران هارو پیوست و بعدها در جنگ دوم بوتر شرکت جست او در آن جنگ به عنوان گزارش گر جنگی خدمت میکرد اما در یک جنگ اسیر شد اما وینستون جوان توانست بگریزد و به بریتانیا برگردد. چرچیل همسر آینده اش کلمتینو هوزیر را در سال ۱۹۰۴ دید آنها روز ۱۲ سپتامبر ۱۹۰۸ در کلیسای سنت مارگارت وست مینستر با هم ازدواج کردند و در ماه ژولای سال بعد صاحب نخستین فرزند خود دیانا شدند و در ۲۸ می ۱۹۱۱ چرچیل صاحب پسری شد که نامش را به احترام پدرش راندولف گذاشت کمی پیش از شروع جنگ جهانی اولاو صاحب سومین فرزندش سارا شد.
از ورود به ارتش تا ورود به سیاست
پس از انکه وینستون جوان در سال ۱۸۹۳ هارو را ترک کرد درخواست پذیرفته شدن در اکادمی نظامی سلطنتی را داد اگرچه در ابتدا او خدمتش را در رسته پیاده نظام انجام داد موفق شد در فوریه ۱۸۹۵ به عنوان افسر ستوان سواره نظام پذیرفته شود علاقه او به جنگ او را در همان سال به کوبا کشانید تا از نزدیک شاهد جنگهای استقلال كوبا بین کوبایی بها و اسپانیاییها باشد در همانجا بود که وینستون عادت به کشیدن سیگار کرد او سپس به امریکا رفت تا درباره سیاست مطالعه .کند او در ماه اکتبر ۱۸۹۶ به بمبئی فرستاده شد تا در جنگ علیه پارتیزانهای هندی شرکت کند توانایی وی در رهبری از همانجا سرچشمه گرفت و او در آنجا به خوبی درخشید او هم چنین در سال بعد به یونان رفت تا شاهد جنگهای استقلال یونان با ترکهای عثمانی باشد این مسافرتها به مناطق مختلف جهان و دیدن نحوه جنگیدن کشورهای مختلف در اینده از او رهبری برجسته در جنگ ساخت. او در سال ۱۸۹۸ به مصر فرستاده شد تا در جنگ با قبایل سودانی شرکت کند و در آنجا با دو افسر آشنا شد که بعدها در جنگ جهانی اول با آنها تعامل زیادی داشت یکی فرمانده اش سرلشکر کیچند و دیگری ژنرال هیگ او در پنجم سپتامبر همان سال به بریتانیا بازگشت تا همراه پدرش در عرصه سیاست بخت خود را بیازماید اما وینستون جوان در تلاش نخست موفقیت چندانی به دست نیاورد.
کانال رسمی پرشین هیستوری📋
@Prsian_History
از ورود به ارتش تا ورود به سیاست
پس از انکه وینستون جوان در سال ۱۸۹۳ هارو را ترک کرد درخواست پذیرفته شدن در اکادمی نظامی سلطنتی را داد اگرچه در ابتدا او خدمتش را در رسته پیاده نظام انجام داد موفق شد در فوریه ۱۸۹۵ به عنوان افسر ستوان سواره نظام پذیرفته شود علاقه او به جنگ او را در همان سال به کوبا کشانید تا از نزدیک شاهد جنگهای استقلال كوبا بین کوبایی بها و اسپانیاییها باشد در همانجا بود که وینستون عادت به کشیدن سیگار کرد او سپس به امریکا رفت تا درباره سیاست مطالعه .کند او در ماه اکتبر ۱۸۹۶ به بمبئی فرستاده شد تا در جنگ علیه پارتیزانهای هندی شرکت کند توانایی وی در رهبری از همانجا سرچشمه گرفت و او در آنجا به خوبی درخشید او هم چنین در سال بعد به یونان رفت تا شاهد جنگهای استقلال یونان با ترکهای عثمانی باشد این مسافرتها به مناطق مختلف جهان و دیدن نحوه جنگیدن کشورهای مختلف در اینده از او رهبری برجسته در جنگ ساخت. او در سال ۱۸۹۸ به مصر فرستاده شد تا در جنگ با قبایل سودانی شرکت کند و در آنجا با دو افسر آشنا شد که بعدها در جنگ جهانی اول با آنها تعامل زیادی داشت یکی فرمانده اش سرلشکر کیچند و دیگری ژنرال هیگ او در پنجم سپتامبر همان سال به بریتانیا بازگشت تا همراه پدرش در عرصه سیاست بخت خود را بیازماید اما وینستون جوان در تلاش نخست موفقیت چندانی به دست نیاورد.
کانال رسمی پرشین هیستوری📋
@Prsian_History