عملیات در ژرمانی
پیروزی سیاسی بزرگ آگوستوس در مرزهای شرقی در برابر اشکانیان به وی جسارت بخشید . در سال ۳م امپراتور اگوستوس تصمیم گرفت، تا به حل دومین مسئله نظامی مهم روم یعنی اقوام مهاجمی بپردازد ، که در شمال رودخانه دانوب و شرق راین مستقر بودند . این اقوام که به دلیل محل زندگی ایشان ژرمن خطاب می شدند ، گستره وسیعی از اقوام آریایی بودند ، که شامل مارکومانی ها، لپیدها، چاتیها، تنکردی ها ، سوئب ها و دیگران بودند.
برنامه آگوستوس همچون برنامه شرقی حمله به ناحیه ژرمانیها ، تصرف و ادغام این ناحیه تا رود الب به روم بود. برای این کار آگوستوس نیروهای خود در دو ارتش گروه در جنوب دانوب و غرب راین سازمان دهی کرد . در ناحیه دانوب تیبریوس با لژیونهای هشتم آگوستا از پانونیا ، پانزدهم آپولیناری و بیستم والریا ویکتریکس از ایلیریکوم ایالتی در سواحل آدریاتیک ، لژیون قدرتمند بیست و یک درندگان از رئاتیا ناحیه ای در اروپا مرکزی متقارن با اتریش امروزی ، سیزدهم و چهاردهم جمینا و شانزدهم گل از ژرمانیا علیا و یک لژیون ناشناخته دیگر از جنوب و از ناحیه چک به ژرمانیا حمله کردند
به صورت هم زمان لژیونهای اول ژرمانیا ، پنجم آلائودی : شکاری، هفدهم، هجدهم و نوزدهم از غرب پیش رفتند ، تا به سرزمین مارکومانی ها و پادشاه آنها مردوبوس در کناره الب رسیدند. پیروزی های رومی در این دوره هر چند دشوار و پرتلفات بود ، اما با کمک سرداران توانا و سربازان رزم دیده ارتش روم در دل سرزمین ژرمانیا در حال پیشروی بودند . از آنجا که ارتش روم در این دوره خود را قوی ترین ارتش جهان دانست و حتی اشکانیان ابر قدرت دیگر جهانباستان را وادار به پذیرش صلح کرده بود ، به نظر میرسید ، که در سرزمین ژرمانیا ، اقوام عموما بیابان گرد با تکنولوژی بسیار پایین و پیش پا افتاده، کاری جز قتل عام شدن به دست سربازان رومی نمی توانستند انجام دهند. حملات رومی ها که از سال ۴م آغاز شده بود ، به سرعت زبانه گرفت و اقوام متفاوت ساکن ژرمانیا یک به یک شکسته شدند. در سپتامبر سال ۹م به نظر می رسید ، که ارتش تا پیروزی نهایی یک قدم فاصله دارد و قوی ترین و مجهز ترین ارتش جهان در حال محو سرزمین و اقوام دیگری از روی نقشه است . در این زمان به راستی تنها یک معجزه میتوانست سرزمین ژرمانیا را از دست رومی ها نجات بخشد . اما معجزه همیشه دور از دوردست نیست ! با یک برنامه ریزی دقیق معجزه به وقوع پیوست !
نبرد جنگلهای توتوبرگ
در سال پنجم میلادی تصرف منطقه ی ژرمانیا تقریبا کامل شده بود . اما ارتش های رومی در منطقه مستقر بودند و فرایند رومی سازی در این دوره سرعت میگرفت. در همین دوره امپراتور اکتاویوس آگوستوس یکی از بهترینفرمانداران خود به نام پوبلیوس کوینتیلیوس و اروس را به منطقه فرستاد. ژرمانی در این دوره ژرمانیای ماگنا خوانده میشد و هنوز به ایالت های کوچکتر تقسیم نشده بود. چندین لژیون در مناطق گوناگون این سرزمین مستقر بوده و مشغول پاکسازی کامل این سرزمین بود. اقوام گوناگون در داخل و پشت مرزها هنوز به صورت بدوی و عشایری با قدرت جنگی بالا و تمرکز به نیروهای پیاده و سوارنظام سبک به حیات ادامه دادند.
در میان نیروهای واروس افسر عالی رتبه ای به نام آرمینیوس وجود داشت ، که در اصل ژرمن بود. این افسر از دوره کودکی به روم فرستاده شده بود ، که بر طبق تربیت ایشان بزرگ شود . آرمینیوس همان گونه که رومیان می خواستند ، پرورش یافت و در واروس مشغول به خدمت شد. او چون از اهالی ژرمانی محسوب می شد به منطقه آشنایی کامل داشت آرمینیوس از قتل عام هم وطنانش به دسترومیها ناخرسند بود. به همین دلیل با نیروهای شورشی و قبایل متفاوت ژرمن ارتباط برقرار کرد و ایشان را ترغیب به همکاری با یکدیگر به رهبری خود نمود .
واروس از سوی برخی از سران این قبایل در مورد آرمینیوس اخطارهایی درباره امکان خیانت گرفت، اما به اخطارها توجهی ننمود . آرمینیوس نیز بدون نگرانی به تدابیر خود ادامه داد . او برای نبرد با قوی ترین ارتش جهان بر چند عامل ساده تاکید ورزید .
۱.استفاده کامل از عوارض زمین در برابر ارتش روم ناآشنا باتوپوگرافی منطقه.
۲. استفاده از عنصر روانی غافل گیری ها .
۳. استفاده از تاکتیک های رومی علیه ایشان
کانال رسمی پرشین هیستوری📋
@Prsian_History
پیروزی سیاسی بزرگ آگوستوس در مرزهای شرقی در برابر اشکانیان به وی جسارت بخشید . در سال ۳م امپراتور اگوستوس تصمیم گرفت، تا به حل دومین مسئله نظامی مهم روم یعنی اقوام مهاجمی بپردازد ، که در شمال رودخانه دانوب و شرق راین مستقر بودند . این اقوام که به دلیل محل زندگی ایشان ژرمن خطاب می شدند ، گستره وسیعی از اقوام آریایی بودند ، که شامل مارکومانی ها، لپیدها، چاتیها، تنکردی ها ، سوئب ها و دیگران بودند.
برنامه آگوستوس همچون برنامه شرقی حمله به ناحیه ژرمانیها ، تصرف و ادغام این ناحیه تا رود الب به روم بود. برای این کار آگوستوس نیروهای خود در دو ارتش گروه در جنوب دانوب و غرب راین سازمان دهی کرد . در ناحیه دانوب تیبریوس با لژیونهای هشتم آگوستا از پانونیا ، پانزدهم آپولیناری و بیستم والریا ویکتریکس از ایلیریکوم ایالتی در سواحل آدریاتیک ، لژیون قدرتمند بیست و یک درندگان از رئاتیا ناحیه ای در اروپا مرکزی متقارن با اتریش امروزی ، سیزدهم و چهاردهم جمینا و شانزدهم گل از ژرمانیا علیا و یک لژیون ناشناخته دیگر از جنوب و از ناحیه چک به ژرمانیا حمله کردند
به صورت هم زمان لژیونهای اول ژرمانیا ، پنجم آلائودی : شکاری، هفدهم، هجدهم و نوزدهم از غرب پیش رفتند ، تا به سرزمین مارکومانی ها و پادشاه آنها مردوبوس در کناره الب رسیدند. پیروزی های رومی در این دوره هر چند دشوار و پرتلفات بود ، اما با کمک سرداران توانا و سربازان رزم دیده ارتش روم در دل سرزمین ژرمانیا در حال پیشروی بودند . از آنجا که ارتش روم در این دوره خود را قوی ترین ارتش جهان دانست و حتی اشکانیان ابر قدرت دیگر جهانباستان را وادار به پذیرش صلح کرده بود ، به نظر میرسید ، که در سرزمین ژرمانیا ، اقوام عموما بیابان گرد با تکنولوژی بسیار پایین و پیش پا افتاده، کاری جز قتل عام شدن به دست سربازان رومی نمی توانستند انجام دهند. حملات رومی ها که از سال ۴م آغاز شده بود ، به سرعت زبانه گرفت و اقوام متفاوت ساکن ژرمانیا یک به یک شکسته شدند. در سپتامبر سال ۹م به نظر می رسید ، که ارتش تا پیروزی نهایی یک قدم فاصله دارد و قوی ترین و مجهز ترین ارتش جهان در حال محو سرزمین و اقوام دیگری از روی نقشه است . در این زمان به راستی تنها یک معجزه میتوانست سرزمین ژرمانیا را از دست رومی ها نجات بخشد . اما معجزه همیشه دور از دوردست نیست ! با یک برنامه ریزی دقیق معجزه به وقوع پیوست !
نبرد جنگلهای توتوبرگ
در سال پنجم میلادی تصرف منطقه ی ژرمانیا تقریبا کامل شده بود . اما ارتش های رومی در منطقه مستقر بودند و فرایند رومی سازی در این دوره سرعت میگرفت. در همین دوره امپراتور اکتاویوس آگوستوس یکی از بهترینفرمانداران خود به نام پوبلیوس کوینتیلیوس و اروس را به منطقه فرستاد. ژرمانی در این دوره ژرمانیای ماگنا خوانده میشد و هنوز به ایالت های کوچکتر تقسیم نشده بود. چندین لژیون در مناطق گوناگون این سرزمین مستقر بوده و مشغول پاکسازی کامل این سرزمین بود. اقوام گوناگون در داخل و پشت مرزها هنوز به صورت بدوی و عشایری با قدرت جنگی بالا و تمرکز به نیروهای پیاده و سوارنظام سبک به حیات ادامه دادند.
در میان نیروهای واروس افسر عالی رتبه ای به نام آرمینیوس وجود داشت ، که در اصل ژرمن بود. این افسر از دوره کودکی به روم فرستاده شده بود ، که بر طبق تربیت ایشان بزرگ شود . آرمینیوس همان گونه که رومیان می خواستند ، پرورش یافت و در واروس مشغول به خدمت شد. او چون از اهالی ژرمانی محسوب می شد به منطقه آشنایی کامل داشت آرمینیوس از قتل عام هم وطنانش به دسترومیها ناخرسند بود. به همین دلیل با نیروهای شورشی و قبایل متفاوت ژرمن ارتباط برقرار کرد و ایشان را ترغیب به همکاری با یکدیگر به رهبری خود نمود .
واروس از سوی برخی از سران این قبایل در مورد آرمینیوس اخطارهایی درباره امکان خیانت گرفت، اما به اخطارها توجهی ننمود . آرمینیوس نیز بدون نگرانی به تدابیر خود ادامه داد . او برای نبرد با قوی ترین ارتش جهان بر چند عامل ساده تاکید ورزید .
۱.استفاده کامل از عوارض زمین در برابر ارتش روم ناآشنا باتوپوگرافی منطقه.
۲. استفاده از عنصر روانی غافل گیری ها .
۳. استفاده از تاکتیک های رومی علیه ایشان
کانال رسمی پرشین هیستوری📋
@Prsian_History