کاش بفهمی دوست داشتنت خورشید نیست که دمِ صبح طلوع کنه و غروب بره پی کار و زندگیش، حتی مثل ماه ام نیست که فقط شبامو درگیر خودش کنه تو و دوسِت داشتنت واسه من مثل اسمونه؛ همیشه سرجاش هست حتی اگه یه وقتایی تاریک باشه و یه وقتایی آبیِ روشن، حتی اگه از چشام بارون بیاد و قلبم از سردیِ تو یخ بزنه