بنابراین، اثرات واقعی رهایی چیست؟ گزارش شده است که بودا در موارد متعددی از کمردرد رنج می برد. آیا این بدان معناست که او بالاخره به رهایی از رنج دست نیافته است؟
پاسخ ممکن است در تشبیهی باشد که او به ما می دهد:
در مورد یک مرید بزرگوار، ای راهبان، وقتی احساس دردناکی به او دست میدهد، نه نگران میشود و نه غصه میخورد و نه سوگواری میکند... این یک نوع احساسی است که تجربه میکند، جسمی، اما نه احساسی.
مثل مردی است که تیر او را سوراخ کند، اما تیر دومی که به دنبال تیر اول بود به او اصابت نمی کند. بنابراین این فرد احساسات ناشی از تنها یک دارت را تجربه می کند.
شعله ای خاموش
به عبارت دیگر، در رهایی، انسان به طور ماوراء طبیعی شکست ناپذیر نمی شود. این رنج روانی است که به پایان می رسد و با آن، کل زنجیره مبدا وابسته شروع به شکستن می کند. دیگر «رنجکشی» وجود ندارد که داستانی در مورد رنج آنها داشته باشد و قصد دارد از رنج آنها رهایی یابد. تنها رنجی است که برمی خیزد و رنجی که می گذرد.
سوتاها موجود روشنبین را با آتشی مقایسه میکنند که در آن اخگرها هنوز میسوزند. این اخگرها باقیمانده کارمای گذشته هستند. هنگامی که بادهای زمان اخگرها را نیز خاموش می کنند، آتش جدیدی پدید نمی آید. شعله های آتش خاستگاه وابسته خاموش شد. و بله، کلمه سانسکریت برای «شعله ای خاموش» نیروانا است.
هنگامی که جهل، سنگ بنای جهان شرطی، دیگر وجود نداشته باشد، کل ساختار فرو می ریزد. آنچه در آن صورت باقی می ماند، بی قید و شرط است. اما در آینده بیشتر در مورد نیروانا صحبت خواهیم کرد.
ماورایی خاستگاه وابسته
بیشتر سنت بودایی بر این تمرکز دارد که ما را در اسارت قوانین کیهانی که نمیدانیم بیدار کند. این می تواند منجر به تصویری تاریک و حتی ناامیدکننده از زندگی شود.
اما این را در نظر بگیرید: چگونه بودا - در این دنیای اسارت، جهل و اندوه - چگونه توانست نیروانا را درک کند؟ با نگاهی به 12 پیوند، به نظر می رسد که همه شانس ها علیه ما هستند. یک موجود ذی شعور چگونه باید رهایی پیدا کند؟
و اگر همه چیز مشروط باشد، خرد، شفقت و رهایی از کجا می آید؟ آنها چه شرایطی دارند؟
قبل از رفتن، اجازه دهید من یک پالی سوتا کمتر شناخته شده در خاستگاه وابسته را با شما به اشتراک بگذارم. این متن تقریباً فراموش شده به این سؤالات پاسخ می دهد و به ما یادآوری می کند که مسیر معنوی مسیر نفی نیست بلکه مسیر شجاعت و کشف است.
این متن، اوپانیسا سوتا، در 12 پیوندی که با 11 پیوند دیگر پوشش داده ایم، گسترش می یابد. این پیوندهای اضافی چیزی را تشکیل می دهند که به آن منشأ وابسته ماورایی می گویند. نگران نباشید، من وارد هیچ جزئیاتی در این مورد نمی شوم. اما ارزش وقت گذاشتن را دارد تا به آنها نگاهی بیندازید.
در اینجا چیزی است که ما پوشش داده ایم:
پاسخ ممکن است در تشبیهی باشد که او به ما می دهد:
در مورد یک مرید بزرگوار، ای راهبان، وقتی احساس دردناکی به او دست میدهد، نه نگران میشود و نه غصه میخورد و نه سوگواری میکند... این یک نوع احساسی است که تجربه میکند، جسمی، اما نه احساسی.
مثل مردی است که تیر او را سوراخ کند، اما تیر دومی که به دنبال تیر اول بود به او اصابت نمی کند. بنابراین این فرد احساسات ناشی از تنها یک دارت را تجربه می کند.
شعله ای خاموش
به عبارت دیگر، در رهایی، انسان به طور ماوراء طبیعی شکست ناپذیر نمی شود. این رنج روانی است که به پایان می رسد و با آن، کل زنجیره مبدا وابسته شروع به شکستن می کند. دیگر «رنجکشی» وجود ندارد که داستانی در مورد رنج آنها داشته باشد و قصد دارد از رنج آنها رهایی یابد. تنها رنجی است که برمی خیزد و رنجی که می گذرد.
سوتاها موجود روشنبین را با آتشی مقایسه میکنند که در آن اخگرها هنوز میسوزند. این اخگرها باقیمانده کارمای گذشته هستند. هنگامی که بادهای زمان اخگرها را نیز خاموش می کنند، آتش جدیدی پدید نمی آید. شعله های آتش خاستگاه وابسته خاموش شد. و بله، کلمه سانسکریت برای «شعله ای خاموش» نیروانا است.
هنگامی که جهل، سنگ بنای جهان شرطی، دیگر وجود نداشته باشد، کل ساختار فرو می ریزد. آنچه در آن صورت باقی می ماند، بی قید و شرط است. اما در آینده بیشتر در مورد نیروانا صحبت خواهیم کرد.
ماورایی خاستگاه وابسته
بیشتر سنت بودایی بر این تمرکز دارد که ما را در اسارت قوانین کیهانی که نمیدانیم بیدار کند. این می تواند منجر به تصویری تاریک و حتی ناامیدکننده از زندگی شود.
اما این را در نظر بگیرید: چگونه بودا - در این دنیای اسارت، جهل و اندوه - چگونه توانست نیروانا را درک کند؟ با نگاهی به 12 پیوند، به نظر می رسد که همه شانس ها علیه ما هستند. یک موجود ذی شعور چگونه باید رهایی پیدا کند؟
و اگر همه چیز مشروط باشد، خرد، شفقت و رهایی از کجا می آید؟ آنها چه شرایطی دارند؟
قبل از رفتن، اجازه دهید من یک پالی سوتا کمتر شناخته شده در خاستگاه وابسته را با شما به اشتراک بگذارم. این متن تقریباً فراموش شده به این سؤالات پاسخ می دهد و به ما یادآوری می کند که مسیر معنوی مسیر نفی نیست بلکه مسیر شجاعت و کشف است.
این متن، اوپانیسا سوتا، در 12 پیوندی که با 11 پیوند دیگر پوشش داده ایم، گسترش می یابد. این پیوندهای اضافی چیزی را تشکیل می دهند که به آن منشأ وابسته ماورایی می گویند. نگران نباشید، من وارد هیچ جزئیاتی در این مورد نمی شوم. اما ارزش وقت گذاشتن را دارد تا به آنها نگاهی بیندازید.
در اینجا چیزی است که ما پوشش داده ایم: