Репост из: به نام بی نام او
.
دبستان عرفان
کلاس دوم / الف
زنگ انشاء
موضوع انشاء :
چرا سگ ها عوعوعو می کنند؟
البته که ما میدانیم،
در کتاب علوم نوشته: دانشمندان فهمیده اند سگ ها اول گرگ بوده اند؛
گرگ ها از همنشینی و تعامل غذایی با انسان ها رفته رفته اهلی و محافظ و نگهبان آنها و گله هایشان شده اند.
سگ ها خیلی با هوش هستند و زود تعلیم میشوند؛ به همین دلیل چوپان ها سگ ها را خیلی دوست دارند؛ چونکه حتی وقتی آنها خوابیده اند یا حواسشان به گله نیست، سگ ها مواظب هستند تا گرگ یا حیوان وحشی یا دزد به گله نزند.
حس بویایی و شنوایی و بینایی و... سگ ها بسیار قوی تر از انسان است؛ به همین خاطر در صورت احساس خطر، بلافاصله با ایجاد سر و صدا بلند عوعوعو و صاحب خود را با خبر می کنند؛
پدرم میگوید:
"در زمان های خیلی قدیم که هنوز وسایل مسافرت مثل الان فراوان و در دسترس همه نبوده، مردم برای مسافرت و حمل بار به ناچار از کاروان ها استفاده میکردند؛ مسئولیت اداره هر کاروان را یک نفر به نام کاروان سالار بعهده داشته است؛ و کاروان های معمولی چند نفر خدمتگزار و آشپز و...، هم داشته اند؛ و با هر کاروان تعدادی شتر و اسب و الاغ یا قاطر برای حمل مسافر و بار و چند سگ قوی نگهبان هم همراه بوده است."
او میگوید:
"هنوز در بعضی از مناطق توسعه نیافته در برخی از کشورها، برای مسافرت و حمل و نقل بار و اثاثیه از کاروان، استفاده می شود!"
در هر صورت، سگ های همراه کاروان ها هم بسیار مهم و مفید بوده و هستند؛ و بی جهت و بی دلیل عوعو نمی کنند؛ اگر چه کسانی که میخواهند در سکوت بخوابند و از نقش بسیار مهم سگ ها بی خبر هستند از عوعو سگ ها ناراحت و عصبانی میشوند! و شاید به آنها فحش و ناسزا هم بگویند! یا به طرفشان دمپایی و سنگ هم پرتاب کنند!
اما وقتی به عوعو سگ های همراه با کاروان ها یا گله های حیوانات فکر میکنم، متوجه میشوم شاید بخاطر نزدیکی راهزنان یا دزد یا گرگ و یا خطری باشد و یا کاروان و گله در اثر خواب بودن کاروان سالار یا چوپان در شب، دارد مسیر اشتباهی را طی میکند!
یک روز که با مادر و پدر و برادرم داشتیم به مسافرت میرفتیم، یک وانت نیسان آبی رنگ جلوی ماشین ما بود، که خیلی جمله ی درشتی را پشتش نوشته بود:
من نه می توانستم درست آنرا بخوانم و نه معنی آنرا می فهمیدم!
ولی مادرم آن را برایم خواند:
"من سگ کاروان عشقم،
عوعو ام بخاطر این است که:
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی،
این ره که تو میروی به ترکستان است!"
من با تعجب، به مادرم اصرار کردم: بگو معنی اش چیه؟!
مادرم گفت:
"شعرش از سعدی هست و تو الان معنی این شعر را شاید خوب نفهمی؛ ولی ساده اش اینه که راننده نیسان آبی، خودش را سگ نگهبان و عاشق همراه یک کاروانی میداند که میخواهند به زیارت خانه خدا(کعبه) بروند؛ و او با عوعو کردن به کاروان سالارش که در خواب است هشدار میدهد که، کاروان دارد به سمت مخالف که ترکستان است، میرود!"
من، یه چیزهای خوبی ازش فهمیدم!
البته نه به اندازه مامان و بابا، ولی ناخودآگاه ترسم از راننده نیسان ها که تو جاده ها خیلی رانندگی خطرناک میکنند، ریخت!
مادر بزرگم هم وقتی دو نفر با هم دعوا می کنند، می گوید:
"اگر پا روی دم سگ نگذاری، بی جهت عوعوعو نمی کند."
من دیگه از عوعوعو سگ ها هم نمی ترسم، چون حتما یه دلیل مهمی براش دارند؛ ولی من همه اش را نمی فهمم!
پدرم میگوید:
" بعضی از سگ ها که واکسن نزده باشند شاید به ویروس هاری مبتلا شوند و اگر انسان را گاز بگیرند، بسیار خطرناک است!"
با این حال من از عوعوعو سگ ها اصلن ناراحت و عصبانی نمی شوم و با آنها دعوا نمی کنم؛ بخصوص توله سگ ها که خیلی ملوس و قشنگ و بازیگوش هم هستند.
من آرزو می کنم هیچ سگی هار و بیمار نشود؛ و وقتی بزرگ شدم علاوه بر دکتر بزها، دکتر سگ ها هم می شوم.
پایان انشاء
دبستان عرفان
.
https://telegram.me/benamebinameou
دبستان عرفان
کلاس دوم / الف
زنگ انشاء
موضوع انشاء :
چرا سگ ها عوعوعو می کنند؟
البته که ما میدانیم،
در کتاب علوم نوشته: دانشمندان فهمیده اند سگ ها اول گرگ بوده اند؛
گرگ ها از همنشینی و تعامل غذایی با انسان ها رفته رفته اهلی و محافظ و نگهبان آنها و گله هایشان شده اند.
سگ ها خیلی با هوش هستند و زود تعلیم میشوند؛ به همین دلیل چوپان ها سگ ها را خیلی دوست دارند؛ چونکه حتی وقتی آنها خوابیده اند یا حواسشان به گله نیست، سگ ها مواظب هستند تا گرگ یا حیوان وحشی یا دزد به گله نزند.
حس بویایی و شنوایی و بینایی و... سگ ها بسیار قوی تر از انسان است؛ به همین خاطر در صورت احساس خطر، بلافاصله با ایجاد سر و صدا بلند عوعوعو و صاحب خود را با خبر می کنند؛
پدرم میگوید:
"در زمان های خیلی قدیم که هنوز وسایل مسافرت مثل الان فراوان و در دسترس همه نبوده، مردم برای مسافرت و حمل بار به ناچار از کاروان ها استفاده میکردند؛ مسئولیت اداره هر کاروان را یک نفر به نام کاروان سالار بعهده داشته است؛ و کاروان های معمولی چند نفر خدمتگزار و آشپز و...، هم داشته اند؛ و با هر کاروان تعدادی شتر و اسب و الاغ یا قاطر برای حمل مسافر و بار و چند سگ قوی نگهبان هم همراه بوده است."
او میگوید:
"هنوز در بعضی از مناطق توسعه نیافته در برخی از کشورها، برای مسافرت و حمل و نقل بار و اثاثیه از کاروان، استفاده می شود!"
در هر صورت، سگ های همراه کاروان ها هم بسیار مهم و مفید بوده و هستند؛ و بی جهت و بی دلیل عوعو نمی کنند؛ اگر چه کسانی که میخواهند در سکوت بخوابند و از نقش بسیار مهم سگ ها بی خبر هستند از عوعو سگ ها ناراحت و عصبانی میشوند! و شاید به آنها فحش و ناسزا هم بگویند! یا به طرفشان دمپایی و سنگ هم پرتاب کنند!
اما وقتی به عوعو سگ های همراه با کاروان ها یا گله های حیوانات فکر میکنم، متوجه میشوم شاید بخاطر نزدیکی راهزنان یا دزد یا گرگ و یا خطری باشد و یا کاروان و گله در اثر خواب بودن کاروان سالار یا چوپان در شب، دارد مسیر اشتباهی را طی میکند!
یک روز که با مادر و پدر و برادرم داشتیم به مسافرت میرفتیم، یک وانت نیسان آبی رنگ جلوی ماشین ما بود، که خیلی جمله ی درشتی را پشتش نوشته بود:
من نه می توانستم درست آنرا بخوانم و نه معنی آنرا می فهمیدم!
ولی مادرم آن را برایم خواند:
"من سگ کاروان عشقم،
عوعو ام بخاطر این است که:
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی،
این ره که تو میروی به ترکستان است!"
من با تعجب، به مادرم اصرار کردم: بگو معنی اش چیه؟!
مادرم گفت:
"شعرش از سعدی هست و تو الان معنی این شعر را شاید خوب نفهمی؛ ولی ساده اش اینه که راننده نیسان آبی، خودش را سگ نگهبان و عاشق همراه یک کاروانی میداند که میخواهند به زیارت خانه خدا(کعبه) بروند؛ و او با عوعو کردن به کاروان سالارش که در خواب است هشدار میدهد که، کاروان دارد به سمت مخالف که ترکستان است، میرود!"
من، یه چیزهای خوبی ازش فهمیدم!
البته نه به اندازه مامان و بابا، ولی ناخودآگاه ترسم از راننده نیسان ها که تو جاده ها خیلی رانندگی خطرناک میکنند، ریخت!
مادر بزرگم هم وقتی دو نفر با هم دعوا می کنند، می گوید:
"اگر پا روی دم سگ نگذاری، بی جهت عوعوعو نمی کند."
من دیگه از عوعوعو سگ ها هم نمی ترسم، چون حتما یه دلیل مهمی براش دارند؛ ولی من همه اش را نمی فهمم!
پدرم میگوید:
" بعضی از سگ ها که واکسن نزده باشند شاید به ویروس هاری مبتلا شوند و اگر انسان را گاز بگیرند، بسیار خطرناک است!"
با این حال من از عوعوعو سگ ها اصلن ناراحت و عصبانی نمی شوم و با آنها دعوا نمی کنم؛ بخصوص توله سگ ها که خیلی ملوس و قشنگ و بازیگوش هم هستند.
من آرزو می کنم هیچ سگی هار و بیمار نشود؛ و وقتی بزرگ شدم علاوه بر دکتر بزها، دکتر سگ ها هم می شوم.
پایان انشاء
دبستان عرفان
.
https://telegram.me/benamebinameou