اسمش «استراحت» است. اما خودِ من فقط در صورتی میتوانم این اسم را تایید و تصدیق کنم که، خواسته باشم خودم را فریب بدهم. نه. این استراحت نیست، انتظار است. انتظارِ چه؟ هیچ! انتظارِ هیچ. من خسته و پریشان و دربهدرم؛ من کسل و بیمار و رنجورم؛ من نومید و سرخورده و درهم شکستهام و انتظار هیچ چیز را نمیکشم، انتظار هیچ چیز را نمیکشم.
جهنمِ همه چیز. و اگر پایِ تو در میان نبود،
جهنمِ زندگی!
جهنمِ همه چیز. و اگر پایِ تو در میان نبود،
جهنمِ زندگی!