مرگ قسطی


Гео и язык канала: Иран, Английский
Категория: Блоги


Похожие каналы

Гео и язык канала
Иран, Английский
Категория
Блоги
Статистика
Фильтр публикаций


چند وقته سرور نسبتاً گرون دارم و بخشی از ترافیک و پهنای باندش بلااستفاده‌ست.

تصمیم گرفتم همون ظرفیت رو به VPN تبدیل کنم.
سرور آماده‌ست، قیمتش مناسبه، سرعت و پایداریش هم تا وقتی زیرساخت اجازه بده کار می‌کنه.

اگه کسی نیاز داشت پیام بده: @reazxor


یک جوری هر شب روی مبل میخوابم که انگار یک شب دو شب دیگه تمومه، الان شیش ماهه دیگه.


یک بار دیگه، از خواب بیدار می‌شم، قهوه؟ صد درصد! چیز دیگه ای نمیتونه بیدار نگهم داره. صدای انفجار میاد، یکی رو زدن، یا شاید چند نفر رو‌ زدن، معلوم نیست! اما دودش زیاده، وی پی ان کلی طول میکشه تا وصل بشه، اخرین ایمیل کاریم مربوط به ۲۰ روز پیشه، کارفرمای چینی پیام داده بود ددلاین نزدیکه! جواب ندادم، احتمالا بعدا خودش فهمیده که ددلاین چیزای دیگه نزدیک تره و دیگه پِیِش رو نگرفته. متاسفانه اوضاع مالی ارتباط مستقیمی داره با رضایت این کارفرما و فعلا هردو افتضاح‌ هستن. آخرین دست‌پیچ رو روشن میکنم. آخرین!فااااک.






زندگی رو اونی کرده که کمتر فکر می‌کنه.
من که هنوزم دارم فکر می‌کنم.


آدما برای این که اشتباهات‌شون رو قبول نکنن کارای احمقانه‌شون رو انکار می‌کنن، و بعد اونقدر همون کار احمقانه رو تکرار می‌کنن تا بهت نشون بدن اون کار احمقانه نبوده بلکه خیلی هم عادی‌ بوده. مثل معتادی که با توالی زیاد مواد مصرف کنه تا کسی خماریش رو نبینه، انگار اگر خماریش دیده نشه معتاد بودنش هم بلاموضوع می‌شه.


برنامه نویسی همون چیزی بود که من همیشه دنبالش بودم، توانایی این که باهاش یه چیزی خلق کنی و نیازی نباشه مثل بعضی‌ها هزاران سال صبر کنی تا ببینی نتیجه‌ش چجوری می‌شه. می‌تونی بسازی و اگر خوشت نیومد خراب کنی و دوباره بسازی، ساختن چیز‌ها لذت زیادی داره، با کوچک‌ترین برنامه‌ای که می‌سازم و کارم رو راه می‌اندازه جوری از خودم راضی‌ام که انگار نصف دنیا مال منه. اما همین که از پشت کیبورد بلند می‌شم تازه می‌فهمم مشکل همون نصفه‌ای هست که مال من نیست، توی دنیای بیرون هر کاری هم که می‌کنم بیشتر چیزها ثابت می‌مونن، انگار دست‌هام ناتوانن، احساس می‌کنم سرما خوردم، گلوم درد می‌کنه و مثل بیشتر اوقات به قول صادق هدایت باید سگ برینه به این زندگی.


با من به گذشته سفر کن


عه، بالاخره می‌تونم در یک مورد اظهار فضل کنم!!
در کل فرقی ندارن از لحاظ کابرد اما VMware Workstation Player به مراتب پایدار تره و کمتر باهاش به مشکل می‌خوری.


Репост из: چه سرسبز بود درّه من
البته در مورد ماشین مجازی باید چندین مورد رو امتحان کنم تا ببینم Kali روی کدومش بهتر جواب می‌ده. فعلن همون VirtualBox رو امتحان می‌کنم تا ببینم چی می‌شه. البته باید روی ماشین‌های گوناگون امتحان کنم تا دستم بیاد که عملکرد ابزارهای گوناگون Kali در ماشین‌های مجازی گوناگون چطوری هست.


الف هم توی موسیقی سلیقه‌ی خوبی داره و هم توی زمان فرستاده موسیقی!


برای همه حرف هایی که بهتره گفته نشن.


با خیلی از اتفاقات ناخوش‌آیندی که پیش اومدن می‌شه کنار اومد، اما با ترس تکرار شدنشون نه.


این سریال Alien: Earth هم واقعا خوبه. بعد از مدت ها از یک چیزی خوشم اومده. داستان به خوبی داره حرکت میکنه و کرکتر های خوبی هم داره. این دختره سیدنی هم واقعا خوب بازی میکنه. اهان از دیگر ویژگی های خوب این سریال هم این که موزیک تیتراژ پایانی قسمت دوم رو از بند تول انتخاب کردن! دیگه چی از این بهتر؟






بیهودگی می‌تونه همه‌چیز رو از آدم بگیره. می‌گن یکی از کارهایی که تو آشوویتس با اسرا می‌کردن این بود که کلی سنگ رو جابه‌جا کنن و فرداش دوباره برگردونن سر جای اولشون. کم‌کم امید اسرا هم زیر سنگ‌ها چال می‌شد.




رفتن و رها کردن همیشه سخت ترین کار بوده! بقیه میگن. کوله پشتی ای که سال اول دانشگاه خریده بودم رو تا همین چند وقت پیش داشتم. سخت بود ولش کنم. راحت بودم باهاش. با رها کردن راحت نیستم. مخصوصا با رها کردن آدم ها. ناراحت میشم، چند روزی. چیزی که بقیه منو باهاش میشناختن همین بود که هیچ جا ریشه نمیزنم. باد هم بیاد میتونه منو ببره. دوست داشتم اینجای متن بنویسم اما من همیشه اینجوری نبودم و شروع کنم از دفعاتی بگم که ریشه زدم و باد کمرم رو خم کرد چون نمیخواستم همراهش برم. اما راستش همچین خاطراتی نبود توی ذهنم. رها کردن اتفاقا خوبه. همه چیز رو باید پشت سر بذاری. مخصوصا چیزهایی که از رها کردن یا از دست دادنشون ترس داشتی. باید یک جایی هرچی ریشه هست رو قیچی کنی. حالا فردا باید خیلی چیزا رو رها کنم. رها کنم و برم. شاید برای مدتی، شاید برای همیشه.

Показано 20 последних публикаций.