چه قطره قطره به کلامم ریختی
و چه فیروزه ای ست مذهبم
که با چشمانت به تذهیب می نشینم
میان مرکب های سیاه میلغزم
و دوباره با منبت کاری های چوب کاری ات
معرق می شوم میان دستانی که
عمریست به سوخته نگاری ام می طلبد
عجب نگاره ای با تو ختم کلام شود
همانی را که بی من قرن ها
به مرمت بپردازند و در وادی کلام شناسان
با قلم موئی از روی سنگ ها
از روی یادها و بودها
دوباره خوانده شوم
دوباره آزاد و رها با هر چه نابودها
به قطره قطره ی لهجه ها رانده شوم
🌼
@phobicool#مهسا_طلوع
- خونآبه